یکسالگی

فیسبوک میگوید امروز یکساله شده. هیچ فکرش را نمیکردم آن روزهای تلخ سال 88 را که می رفتم توی اتاق کناری. کامپیوتر را خاموش میکردم. روی زمین به پشتی تکیه می دادم و کاغذهای آچار را از طول تا میزدم، با دقت تا را تیز میکردم و بعد از وسط نصف میکردم(چرا اینکار را میکردم؟ کلی زمان میبرد اما مثل مناسکی بود). و روی کاغذهای باریکی که روی تخته شاسی طراحی ام ثابتشان کرده بودم می نوشتم. هر کاغذ باریکی که تمام میشد از گیره درمی آمد و کنار پایم روی ورقهای دیگر می نشست. آن آدمها حالا برایم غریبه نشده اند اما دیگر راز نیستند. سکوتها یک ساله شد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: