دختر

یک دختر پیدا کرده ام. یازده ساله؛ اهل انزلی. زیبا… زیبا… زیبا.
دعوتم کرده بروم انزلی. گفته جت اسکی دارند و اگر بروم خوش میگذرد. نمیشد بگویم جت اسکی سوار نشده ام تا حالا. رویم نشد. دوستی مان سر کتاب بود. من یک مسابقه کتابخوانی گذاشتم توی تلگرام و او هم شرکت کرد و برنده شد. آن موقع سنش را نمی دانستم. حالا میدانم. عکسش را هم حالا می بینم و زیبایی اش را. فکر میکنم دنیا چقدر قشنگ است، تمام حرفهایی را که در مورد مزخرف بودن دنیا گفته بودم پس می گیرم. حرف زدن با این دختر قلب آدم را به تپش می اندازد. تجسم صدایش، کتابخوانی  و حرف زدنش، همه چیزش زیباست.
خوش به حال من. به نظرم باید به زودی بروم انزلی. انزلی چه شهر زیبایی است.
Advertisements

یک دیدگاه برای ”دختر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s