ابهام و ایهام با عمران

الان به طور تصادفی داشتم یکی از شماره های قدیم دنیای سخن را  دنبال نوشته های عمران ورق می زدم. دیدم حالا که این روزها روز اوست چرا از زبان خودش نشنویم و باز همان خنده ی آشنای «حالا حکایت ماست» را بر لب ننشانیم?

ابهام و ایهام

بهترین نمونه های صنعت ابهام و ایهام را میتوان در صفحه پاسخ به نامه های بعضی از مجلات پیدا کرد. چند نمونه از انها را عینااز مجله (_) نقل می کنیم

:

همدان:برادر کمیل-م- الف

 اشکال ندارد.

لارستان:برادر،گ-ر-م-ر-ز-ج

نذر شما باطل است و نباید آن عمل را انجام دهید

مشهد:برادر،الف-ح/48/10

شما سالمید و جای هیچ نگرانی از آن جهت نیست و دلیل آن حالت همان عمل است

تبریز:برادر،س-براری-تک

برداشتن پول بدهکار بدون رضایت او جایز نیست و دزدی به حساب می آید

نائین:خواهر، ف- ر-ز

فضله مارمولک نجس نیست

بم: برادر،ان،پو

تمام مواردی که نوشته اید گناه است

مسجد سلیمان:خواهر،م- خ

ازدواج او با شما صلاح نیست ولی در رابطه با اتفاقی که افتاده توضیح کافی نداده اید

 دنیای سخن- سال 69-ش 39- از مجموعه حالا حکایت ماست ، زنده یاد عمران صلاحی

Advertisements

2 thoughts on “ابهام و ایهام با عمران

Add yours

  1. یاد این مکالمات پشت بیسیم افتادم تو فیلمهای جنگی ایرانی. مثل حاجی نخود بفرست و اینها. حتی ما هم دیگه از اون جملات رمز گشایی کرده بودیم :))
    فرصت داشتید چیزی هست برای خواندن خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: