و تنها عشق

تا وقتی پشت پنجرۀ رو به باغ چیزی برای دیدن هست. وقتی هنوز نوای پرنده ای تو را میبرد به سرزمین ناکجا و میتوانی تکۀ زردی را از لابه لای شاخ و برگ انبوه و سبز درختی جدا کنی برای نگریستن. وقتی هنوز آسمان سربی عصر نگاهت را به خود میکشد و از همه مهمتر وقتی هنوز میتوانی با نوای فکرت امیروف دیوانه شوی یقین بدان که هنوز چیزی برای عاشقی هست. هنوز از عشق نگذشته ای و دوست داشتن همچنان دیوانه ات خواهد کرد. پس نفس عمیقی بکش. سیگارت را خاموش کن و گمان مبر که این همه اثر مستی است.

از یاداشتهای ته کمد سایه سوسن سرایی که دخترش یواشکی آنها را کش رفت.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”و تنها عشق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s