خدایان عصر جدید

یونانی های باستان روی تپۀ المپ جمع میشدند و برای خدایانشان مراسمی بر پا میکردند.مسابقات ورزشی، ساز، رقص و آواز. ایلامیهای باستان نیز در مراسم مذهبی شان که به افتخار خدایانشان ترتیب می دادند با پای برهنه حاضر می شدند و سرودهای دسته جمعی می خواندند و بر طبلها می کوفتند. با پاهای برهنه شان زمین را و سردی و گرمی اش را حس میکردند و با پا کوفتنشان بر آن، گویی به زمین می گفتند که ما هستیم اینجا روی تو و در پناه خدایانمان نمی توانی گزندی به ما برسانی. بومیان آفریقا و قبایل سرخپوست نیز به همین ترتیب در مراسم جمعی نیایش شرکت می کردند. آنها نیز خلسه وار در رویای تماشای خدایانشان فرو می رفتند.
آیا در عصر حاضر انسان بی نیاز از خدایان شده است؟ ساده انگارانه است اگر به راحتی و سریع پاسخ دهیم که بله، انسان امروزی به خدایان و این نوع آیین ها نیازی ندارد. خدیان حالا بیش از هر زمان دیگری از سر و کولمان بالا می روند. آنها نوع لباس پوشیدن و آرایش و حتی اندازۀ وزنمان را تعیین میکنند. انسانها همانند دوره های باستان سه دسته اند یا خدایند یا انسان و یا در آرزوی خدا شدن. در تمدن غرب که از قدیم تعدد خدایان بوده است حالا هم این تعدد خدایگانی را حفظ کرده، تعداد زیاد ستاره های سینما، فوتبال، موسیقی و آواز و نیز سیاستمداران، نقش همان خدیان قدیم را گرفته اند و با چهره های اسطوره وارشان شب و روز جلوی دوربینها صاف می ایستند و کج لبخند می زنند. مثل همان خدایان یونانی همسر و بچه دارند و دیگران از تعداد بچه های آنها، جدایی و دلبستگی ها، خشمها و شادی هایشان باخبرند. این تعدد خدایان در شرق کمتر است. تمدن های خاورمیانه ای همچنان به دنبال تک خدایی اند هر چند گوشه چشمی به خدایان دیگر داشته باشند و ذره ذره از آنها متأثر شوند. تک خدایی و چند خدایی با وضعیت جغرافیایی سرزمین ارتباطی تنگاتنگ دارد، موضوعی که در این یاد داشت کوچک نمیگنجد و اصلا زمینه بحث این یادداشت هم نیست.
موضوع این است اگر این خدایان نباشند زندگی انسانها معنا و مفهوم خود را از کجا و چگونه میگیرد؟ موضوع این نیست که همگان به این خدایان مؤمند یا گریزی ازین پرستش ندارند، نه! حالا هم کافرانی هستند که این خدایان را باور ندارند و راه خود را میروند اما مثل گذشته، کافران یا مطرودند یا چنان تعدادشان اندک است که نمیتوانند عدم باور خود را جار زنند. آنها شاید حتی راهی نیز برای جایگزینی این نگاه های شیفته وار ندارند. آن هم در زمانه ای که شور و ولع برای خدا- جاودانه شدن روز به روز بیشتر میشود و هر کاری برای رسیدن به آن مجاز شمرده میشود. و بازار، ابزاری است که به این شور و ولع دامن میزند. بازار که تمام هسته مرکزی ذهن انسان امروزی را در چنبرۀ خود گرفته و ناخودآگاه تعیین کنندۀ سرنوشت بشرِ درمانده از پاسخ سؤالهایش شده است.
تلویزیون روشن است، طبق معمول با صدای بسته. خواننده ای روی سن میخواند، نمیدانم کیست و تلاشی برای شناختنش نمیکنم، مربوط به ده های هفتاد یا هشتاد میلادی است. جمعیت زیادی دور سن نیمدایره ای حلقه زده اند. خواننده با تب و تاب می خواند و گروه ارکستر با همان حرارت و شور ساز می زند، گیتارهای برقی و دیگر آلات موسیقی باید سر و صدای زیادی تولید کرده باشند. هر چند وقت یکبار خواننده می ایستد، دستهایش را بالا میبرد، پا میکوبد و جمعیت هیجان زده را به هیجان بیشتر دعوت میکند، گویی مراسمی آیینی است. دستهای جمعیت همه بالا ست. از زاویۀ نگاه دوربین، دستها به حالت استغاثه رو به اوست، رو به خواننده و خواننده عرق ریزان میخواند. بعد میرود و جای خودش را به دختری زیبا می دهد، همان شور و شوق و همان خلسه های از خود بیخود جمعیت حاضر. این مراسم اگر همان آیین نیاکان باستانی مان نباشد پس چیست؟ و او که آن بالا ایستاده نمیتواند یکی از خدایان عصر جدید باشد؟ اگر نه چرا بعضی از افراد حاضر در جمع، غش میکنند، برخی فریادهای خارج از کنترل میکشند و همه و همه در تب خلسه ای عجیب فرو میروند بی آنکه لحظه ای چشم از روی سن بردارند و به خودشان نگاه کنند؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”خدایان عصر جدید

  1. با اجازه، یک پارگراف از متن را کپی و پَیست کردم، دزدیدم چند حرف را تغییر دادم و شد نظر خودم!

    در دانمارکِ کوچک ما، تعداد کافرانی که خدایان را باور ندارند و راه خود را می‌روند، بیشتر از آن‌هایی است که خدایان را باور دارند و راه خود را نمی‌روند! اما مثل گذشته نیست، تعداد کافران آنقدر زیاد است که اصلا مهم نیست عدم باور خود را جار زنند. آن هم در زمانه‌ای که شور و ولع برای خدا- جاودانه شدن روز به روز کمتر می‌شود؛ مگر آنکه بازار، به این شور و ولع دامن بزند. بازار که تمام هسته مرکزی ذهن انسان امروزی را در چنبره‌ی خود گرفته و ناخودآگاه تعیین کننده‌ی سرنوشت بشرِ درمانده شده است.

  2. یکی از لذت‌هایی که از خواندن متن‌های شما از سال‌ها پیش برده‌ام، برمی‌گردد به اصالت دغدغه‌های شما. حالا نپرسید اصالت به چه معنا، که هر جوابی به این سؤال راه بر ادامه‌ی مکالمه می‌بندد. شیفتگی، خدا و خدایان، سرمایه‌داری در معنی گسترده‌ی کلمه که لزوماً ربطی به مانیفست‌های مارکسیسمِ شرمسار ندارد، آیین‌ها، تطبیق باورهای استعلاییِ قدیم و نمایش‌های شیک و پُرطمطراقِ امروز…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s