تَرَک‌ها را دوست دارم یا سخنی کوتاه دربارۀ رندی

رند، رندی، رندانه صفاتی است که در ادبیات ما زیاد به کارر فته. اما واقعاً چه تفاوتی هست بین رند و غیررند. حافظ را رند می‌دانیم و خیام را اما مثلا سعدی و مولانا را نه. رند شاید کسی است که به دنیا و از جمله به خودش می خندد. این خنده نه از سر تمسخر و تحقیر که ناشی از بزرگ بودن شخصیتش است. رند کسی است که علیرغم اینکه جایگاه خودش را میداند و میداند چه کرده و به کجاها رسیده، اما این مقام و منزلت را برای خودش به چیزی نمیگیرد، او فراتر از این است که به چنین چیزی دل خوش باشد. در بین معاصران اخوان ثالث مرد رندی است اما مثلا شاملو نه. شاملو خودش را جدی میگرفت، آنقدر جدی که روی دیگران اثرگذار بود و دیگران هم او را و مقام شامخش را میستودند، یعنی با هر بار دیدن و خواندنش ناخودآگاه شامخ بودن مقامش باعث ستایششان میشد. نه اینکه اخوان را ستایش نکنند اما اخوان کسی نبود که خودش این مقام شامخ را جدی بگیرد. در بین نویسندگان، هوشنگ گلشیری خیلی به این مقام شامخ خودش مومن بود و البته که چنین مقامی داشت اما همین ایمان داشتن به چنین چیزی او را از حلقۀ رندان بیرون می‌کرد. کسانی که در حلقۀ رندان نیستند اغلب مریدان و پیروانی دارند. بعضی اصلا آفریده شده اند برای اینکه دیگری یا دیگران را هدایت کنند، به آنها درس دهند، خوب و بد را نشانشان دهند. غیررندها در واقع آموزگاران عصر خویش هستند، همانطور که سعدی بود و همان‌طور که گلشیری شاگردانی تربیت کرد و … آنها این قدرت را دارند که خودشان و دنیایشان را تئوریزه کنند و بعد با باوری که به راه و انتخاب خود دارند به تربیت شاگرد بپردازند. هیچ معلمی نمی تواند بدون ایمان داشتن به نقش آموزگاری‌اش تاثیری بر دیگران بگذارد. اما رندها –حتی اگر هم خود را باور داشته باشند- با پوزخندی که بر لب میگذارند در مقابل هر چه قطعیت و ایمانهایی ازین دست- ایمان دیگران را متزلزل می‌کنند. در بین نویسندگان داخلی شاید صادق هدایت و بهرام صادقی را بتوان نمونه ای ازین دست رندها دانست. آن‌ها دنیای خودشان را جدی نمی‌گرفتند و در جایی میخواندم که فرانسوا تروفو- فیلسماز موج نوی فرانسه- حتی در سیاه‌ترین فیلم‌های نوآرش با خودش شوخی میکرد. آن شوخی در آن لحظه، قهقهۀ زیرکانۀ دل مولف است، درست همان لحظه‌ای که خالق هنر پیش خود فکر می‌کند خب که چه؟ همه چیز همین است؟ از کجا معلوم همه چیز همانطوری باشد که او فکر میکند؟ میلان کوندرا همیشه با خودش شوخی می‌کند اما بارگاس یوسا خودش را جدی می داند و این جدی بودن باعث میشود که به شدت مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.
نوروز
موضوع رند و غیر رندی در هنر و ادبیات را شاید خیلی خلاصه نوشتم.اما علت اینکه یاد این موضوع افتادم موج جدیدی از نویسندگان و مترجمان تازه‌کاری است که تازگی اثری منتشرکرده‌اند و با جدی گرفتن خودشان برای دیگران حکم صادر میکنند، از دیگرانی که آثاری هنوز منتشر نکرده‌اند یا احیانا ندارند درخواست میکنند ساکت باشند و آنها را نگاه کنند، حالا آن‌ها برای خودشان جا سنگین شده‌اند و گاه حتا به شیوه گلشیری دیده ام که نظر می دهند که مثلا فلان اثر خوب است و فلان چیز بد است و کسی هم نباید بپرسد چرا؟ چون او گفته که خوب یا بد است. در واقع این رفتار ناشی از یکجور خود جدی پنداری وحشتناک است که با اینکه هنوز به قله های بزرگان ادبیات یاد شده در بالا نرسیده اند اما زودتر از موعد به ایمان به خود دست یافته اند. ایمان زودهنگامی که از قضا برایشان خطرناک است. انتظار نمی‌رود که همه عرصۀ رندی را تجربه کنند. آسان نیست که کسی مثل خیام شعر بگوید و بعد طوری رفتار کند که(رفتاری که از بیان شعریش در می‌یابیم) انگار نه انگار کشف بزرگی کرده، انگار نه انگار که انگشت گذاشته بر عمیق ترین دردهای بشری و با بیتی دیگر ناگهان آن تصور مطلق را فرو می ریزد.
من رندها را دوست دارم. کسانی را که مدام در حال شک هستند و در قله‌ی ایمان خود جا خوش نکرده‌اند. با این‌حال میدانم درک رندان چندان ساده نیست. معمولا این غیر رندها هستند که پیروان بیشتری دارند چون درکشان ساده تر است. رندها را همه دوست دارند اما کسی مریدشان نمیشود چون فرد رند چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. حالا و با این صغرا کبراها خواستم بگویم تقصیر من نیست که خنده ام میگیرد وقتی می بینم کسی زیاد خودش را جدی می گیرد. حتی یکبار دوستی برایم نوشته بود که در اینترنت با او شوخی نکنم. او نگران بود که مقام شامخش در نظر دیگران تَرَک بخورد. من این تَرَک‌ها را دوست دارم، در مورد خودم- اگر البته چیزی باشد به نظر خودم- این تَرَک‌ها هستند که هی به هم می‌ریزند و مدام نظم نوینی خلق می کنند، نظمی که میگوید باید همیشه تازه باشی، نگاه تازه ای، کار تازه ای و اینکه تو(من) چیزی نیستی که این همه به خودت ایمان بیاوری. چیزهای زیادی هست که باید بینی، بخوانی، نشان دهی و بعد آن همه ویران شود تا نگاه تازه ای شکل بگیرد، مبادا چیزی ندیده بماند. ماندن و خیره شدن به یک نقطه را دوست ندارم. ایستادن روی تَرَک‌ها، همان نقطۀ لغزنده‌ای است که دوست دارم نامش را رندی بگذارم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”تَرَک‌ها را دوست دارم یا سخنی کوتاه دربارۀ رندی

  1. یقین دارم که این مطلب را از روی تفنن ننوشته اید و اشارات شما به نویسنگان نامبرده، حکایت از شناخت و مطالعه آنها را دارد. یک نکته هست که کمی مرا به استخاره واداشت نسبت به نوشتن این کامنت. یکی از دوستان که نامش پاک نیا است، به گروه بندی آدمها حساس است. فکر کنم به این دلیل که تعیین مرزهای این گروهها اغلب، خیلی مخدوش است و در جامعه‌ای که گرایش قوی به قطب‌بندی دارد، ممکن است فضای ساده‌انگارانه را تقویت کند.

    • بله ازین نظر موافقم که ممکن است نوعی دسته بندی به شمار آید اما از دیگر سو در فکر این بودم که شاید وقت آن رسیده باشد که به غولهای ادبی هم به شکلی واقعی تر نگاه شود و کمی آنها را انسانی تر و خودمانی تر ببینیم. نه کسانی که همیشه و از اول همانطور بوده اند که بعد دریافته و شناخته ایم و البته بیشتر از هر چیز، خطابم به دوستان جوانتری بود که راه گم نکنند در ابتدای مسیر. ممنون از تذکر به جایت.

  2. در واقع فرق ميان خود شيفتگى و خود دوست داشتن هست ، مثلاً شاملو خود را باور داشت و دوست داشت و اين درست و بجا بود ولى اينگونه نويسندگانى ازشان ياد كردى در واقع بشدت دچار خودشيفتگى هستند

    • در مورد شاملو هم تا حدودی شاید میشده همینطور فکر کرد اگر هم دوره اش می بودیم. در عین حال مرز خود شیفتگی و خودباوری، خط باریکی است و لابد برای هنرمند خطرناک. کاش از دل این خود شیفته های جوان شاملویی سر برآورد که باعث خوشحالی است ولی اگر شاملویی از این میان بلند نشود، خیلی برای خودشان بد میشود. 🙂

  3. آمدم چیزی بنویسم، جناب شافعی به نکته موردنظر اشاره کرده‌اند و شما هم پاسخ دادی محبوبه جانم. صرفاً ادامه نوشتن به قصد تشکر از آن نکته مرتبط با رندی بود که بسیار دوست داشتم نگارش و نگاهت را و همینطور شناخت از بزرگان ادبیات‌‌مان را.
    قلمت جاری عزیزم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s