عشق و مرگ

هیچ چیز بی معناتر است از دیدن صفحه فیس بوک کسی که در حیاتش او را نمیشناخته ای و بعد از مرگش مشهور شده و به سراغ صفحه اش رفته ای نیست. رفته ام عکسهای دختری را که میگویند بخاطر کتک کاری شوهرش کشته شده نگاه میکنم.با دوستانش زیر نقشه ایران ایستاده و به دوربین لبخند زده. حالا تبدیل به سوژه شده هم خودش و هم شوهرش. اینکه مردهای ایرانی آدم نیستند و قدرت عضلاتشان را به رخ میکشند و زنهای ایرانی هم ادم نیستند که به مردها اطمینان میکنند و ازین دست حرفها. اما واقعا موضوع این نیست. همه تحلیلیگران میدانند که زنها و مردها از ابتدای تاریخ به هم اطمینان کرده اند و گاه ازین اطمینانها ضربه خورده اند و گاهی هم نه. همه مردهای – چه ایرانی و چه خارجی- زور بازویشان را به رخ نمیکشند و همه زنها هم خر نیستند. به تعداد هر مردی که از قدرتش سواستفاده میکند، زنانی هم هستند که از زیبایی شان سوء استفاده میکنند. موضوع فقط این است که ما در یک مرحله بحرانی گذار قرار داریم. و این بحران نه در دوستیهای مجازی که حتی در دوستی های کوچه و خیابان هم خود را نشان میدهد. نمیتوانیم هم را بشناسیم، چون خودمان را پنهان میکنیم و آن چیزی را که هستیم به دیگری نشان نمی دهیم. یک پایمان در گذشته گیر کرده و پای دیگرمان را سودای مدرنیته پیش میکشاند. مهم نیست کجای دنیا زندگی کنیم و چقدر زبان بلد باشیم، مهم این است که یاد نگرفته ایم هنوز خودمان باشیم و این پیله روز به روز بیشتر خفه مان میکند. سمتِ گذشته به ما میگوید خودت را پنهان کن و سمت آینده میگوید وانمود کن و هر دو به یک نتیجه میرسد تا زمانی که نتوانیم این مرحله گذار را پشت سر بگذاریم و همچنان به تظاهر کردن ادامه بدهیم بازهم شاهد چنین جنایتهایی خواهیم بود. در ان وقت، درست مثل دیگر جوامع وقتی چنین اتفاقهایی می افتد موضوع نه یک مسألۀ اجتماعی که تنها موضوعی شخصیتی است و گاه برای کسی پیش میاید.
این مرگ دلخراش بهانه ای شده برای کینه ورزیهای جنسیتی زن و مرد که در طول این سالها بدون اینکه خود بدانیم ذره ذره د رتار و پود افکارمان نفوذ کرده و با تفکیکهای جنسیتی وحشتناک، زن و مرد انگار نه انگار که دو وجه از وجود انسانی، بلکه دو دشمن مقابل همند که باید از همدیگر حذر کنند و مدام دست هم را بخوانند. فکر میکنم ازین نظر برنامه ریزان اجتماعی این سالها به هدفشان رسیده اند.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”عشق و مرگ

  1. موافقم. برای درهم شکستن وحدت و یکدستی آحاد جامعه نه تنها باید اونها رو در مقابل گروه های مختلف از خودشون قرار داد بلکه بین جنسیتها هم رقابت و جنگ باید ایجاد گرد. از این لحاظ من هم موافقم که موفق شده اند. و این باعث تاسف است.
    راستی شما با خانم منصوره موسوی نسبتی دارید؟

  2. اين قسمتي كه گفتيد : نمیتوانیم هم را بشناسیم، چون خودمان را پنهان میکنیم و آن چیزی را که هستیم به دیگری نشان نمی دهیم. خيلي خوب بود…
    شايد اگر اون جاذبه ي فطرتي بين زن و مرد نبود تا الان همين يك ذره كشش بين اونها از بين ميرفت….

    • بله به نظر میرسه طبیعت به هر حال کار خود را میکند، بدون نظرخواهی از ما انسانها. این ماییم که تصمیم میگیریم غرایز را برای خود معنا کرده و شکل دهیم یا نه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s