همچنان پشت دیوار شیشه ای

این چند روزی که گذشت هم تعطیلات خیلی زیاد بود. هم سرم خیلی شلوغ بود و چندین و چند کار همزمان روی سرم ریخته بود و ریخته است همچنان و هم اینکه فیلتر شکن لعنتی از کار افتاد و این یکی، ریدر ورد پرس را باز نمیکند و خواندن وبلاگهای دوستانم را از دست دادم.
اما در همین مدت حداقل دو اتفاق مهم ادبی افتاد که میخواستم بنویسم اما با این اوضاع اینترنت و اوضاع کاری خودم عقب افتاد. اول درگذشت غلامحسین ذاکری – مرد ساکت روزنامه نگاری مستقل- و مدیر مسئول ماهنامه آدینه بود که به خاطر آن همه لحظات خوبی که ادینه برایم رقم زد به او وامدار بودم گذشته از اینکه بعد از آدینه دیگر هیچ مجله ادبی و با ان محتوا در کشور منتشر نشد.
خبر دیگر جایزه دولت آبادی از سویس بود که خب هر طور نگاه کنیم و حتی اگر هم خودمان را به آن راه بزنیم کم چیزی نیست. دولت آبادی به زعم دوست و دشمنش نویسنده بزرگی است فقط کاش امکان مطالعه این رمان را به فارسی روی اینترنت فراهم میکرد. هنوز نمی فهمم چرا اینکار را نکرد.
همینجا از دوستانی که همیشه به وبلاگهایشان سر میزدم، عذرخواهم و امیدوارم به زودی زود این وضعیت فیلتر شکن درست شود یا کلا سایت از فیلتر بیرون بیاید تا ما از این دنیای شیشه ای بیرون امده باشیم. مثل مسافرینی هستیم که می توانند از پشت پرده شیشه ای دنیا را ببینند اما کسانی که آن سوی شیشه هستند با اینکه آنها را می بینند صدایشان را نمی شنوند. وضعیت فیلتر ها و فیتر شکنها چنین حس و حالی را برای ما رقم زده.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”همچنان پشت دیوار شیشه ای

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s