روایتی مستند از گناه

شهرنو
شهرِنو
قلعۀ زاهدی (1348)
همراه با
دو دیدار از مجتمع بهزیستی (1368)
نویسنده: دکتر محمود زند مقدم
طرح جلد: امیر صورتگر
ناشران: خانه هنر و ادبیات [گوتنبرگ] و کتاب ارزان [استکهلم]
چاپ اول: بهار 1391
چاپ دوم: زمستان 1391
قطعِ رُقعی، 282 صفحه

«شهرِ نو» روایت محله‌ای است که گناه‌کاران، مطرودان، فراریان و از همهجاماندگان در آن زندگی می‌کنند؛ محله‌‌ای که خود، یک شهراست، با تمام ویژگی‌های شهری کامل، با این تفاوت که مردمان آن چیزی برای پنهان‌کاری ندارند و آن‌جا، نه فقط محل سکونت اهالی آن شهر است، که محل آمد و شد مردانی از تمام نقاط شهر و سراسر کشور نیز هست؛ محله‌ای از آن دست محلات که زمانی، نیکوس کازانتراکیس در توصیفش نوشت، هر شهر به جایی برای روسپیان نیاز دارد تا زنان پاکدامن در امان زندگی کنند.
«شهرِ نو»، نمونه‌ای درخشان از «ادبیاتِ مُستند»

ادبیات داستانی شکل‌هایِ گوناگونی دارد چون رئالیستی [واقعیّت‌گرایانه]، سوررئالیستی [فراواقعیّت‌گرایانه]، تخیلی/علمی، پلیسی، ترسناک، معمایی، کودک و نوجوان، داستان‌های عاشقانه، داستانهای فلسفی و… اما در کشورِ ما، ادبیات غیرداستانی برخلاف سینما که بسیار در آن طبعآزمایی و کار شده است، هنوز چنان که باید و شاید شناختهشده نیست و تا نام «ادبیات» به میان میآید، اغلب یا منظور همان ادبیات کلاسیک و متن‌هایِ کُهن است یا ادبیات داستانی مُدرن و معاصر. شاید تنها نوع شناختهشدۀ «ادبیات مستند» در ادبیاتِ معاصرِ ما، همان کتابهای بیوگرافی [زندگینامه] و اتوبیوگرافی [خودزندگینامه] و مصاحبه باشد. کتابهای اتوبیوگرافیک اغلب به نوعی داستان‌نویسی شخصی پهلو می‌زنند و کتابهای مصاحبه که مصاحبهکننده برای یافتن موضوعی خاص، با شخصیّتی علمی یا ادبی، با پرسش‌هایی مشخص، به مصاحبه می‌نشیند، شاید تنها نوع ادبیات مستندی باشد که تاکنون دیده‌ایم.
کتاب «شهرِ نو» از این نظر، یک استثناء است. در «شهرِ نو»، نویسنده داستان می‌نویسد و نمی‌نویسد. «شهرِ نو» بیشتر با فیلم مستند قابلِ قیاس است، با این تفاوت که به‌خاطر تلاش ادبی بهکاررفته در آن، فیلم‌شدنش نخواهد توانست حقِ مطلب را در موردش اَدا کند. این کتاب فقط و فقط به‌همین شکل که هست (و نویسنده در این کار، واقعاً سنگِ تمام گذاشته) امکان وجود دارد و این درست همان نقطه‌ای است که شاهدِ تولدِ ژانر [نوع] تازه‌ای از ادبیات می‌شویم؛ نوعی که ناشرِ کتاب، بهدرستی آن را «ادبیاتِ مستند» نام نهاده است.
اول، با یک یا چند صحنه از محله و خانه‌ها و مردم مواجهیم. بعد، درها یکی‌یکی گشوده می‌شود و ما همراهِ نویسنده که کنجکاو است و تیزبین و ریزبین، به درونِ خانه‌ها گام می‌گذاریم. هر خانه زنانی دارد و کسانی که در آن آمد و شد می‌کنند. تک‌تکِ گفتارها و حرکت‌ها طوری در این کتاب چیده و پرورده شده که مخاطب همان لحظه، خود را در سالنِ تئاتری می‌یابد با بازیگرانی واقعی که بدونِ توجه به نگاه بینندگان، به انجامِ کارهای روزمره و گَپ و گفت‌های همیشگیِ خود مشغول‌اند. و این ادامه می‌یابد حتا تا آن هنگام که نویسنده ما را به تماشایِ آن «تیارت»هایِ مشهور به «سیاه‌بازی» می‌بَرَد، در تیارتِ «حافظِ نو»، به مدیریّت جنابِ ببراز خان…
دکتر زند مقدم می‌توانست برای نوشتن این کتاب، تک‌تکِ مصاحبه‌ها را پشتِ سرِ هم ردیف کند و به کارش شکلی علمی/ تحقیقی ببخشد، اما او گامی فراتر برداشته و با نحوۀ چیدمانِ رویدادها و جمله‌ها، به آفرینشِ تازه‌ای دست زده است. نتیجه، ورودِ ما به شهری است که گویی آن را در خواب دیده‌ایم، با راوی، در کوچه‌ها و خانه‌هایش قدم زده‌ایم و آدم‌هایش را می‌شناسیم و نسبت‌به سرنوشتشان نگرانیم. این نگرانیِ خواننده در موردِ سرنوشتِ تک‌تکِ آدم‌ها و فضایِ شهر، همان چیزی است که در یدِ قدرتِ خلاقۀ «هنر» است و در این‌جا، «هنرِ ادبیات»، ادبیاتی از نوعِ «مستند»…
——————————————
فرم کامل این یادداشت در فصلنامۀ باران سوئد ویژۀ تابستان منتشر شده است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”روایتی مستند از گناه

  1. اووووه تا این کتابها از آن سر دنیا به دست ما این سر دنیا برسد. یا الله یا نصیب! اخرش هم وزارت اطلاعات فرهنگ همه را به دریای هلمند می اندازد ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s