اهمیت خودباوری در کودکان و نوجوانان

وقتی که کودکی افکار و احساساتش را به‌راحتی بیان کند، در صورتی که دیگران در آن سهیم نشوند، می‌تواند والدین را معذب کند. والدین بسیاری از نوجوانان که با ما مشورت می کنند، میگویند کودک آنها قبل از رسیدن به نوجوانی، عالی بوده. منظور از «عالی» این است که حرف شنو بوده و هر کاری از او خواسته میشده انجام میداده. هر گز مخالفت یا بحث نمی کرده یا نظر و عقیدۀ متفاوتی نداشته است. این مسأله نشان می دهد چنین کودکی اصلاً درک شخصی‌اش رشد نکرده است. وقتی به سن نوجوانی می رسد، در واقع در خطر انجام چیزی است که دوستانش از او می‌خواهند و او با دوستانش هرگز مخالفت نمی‌کند. این موضوع او را در مقابل فشار همتایانش آسیب‌پذیرتر میسازد. باوجود این حقیقت که برخی سرکشی ها، اختصاصی است، سرکشی‌های کودک صحه گذاشته نشده(نامعتبر) بیشتر از حد طبیعی است، چون او ساختار هویتی خود را نساخته است. او احتمالا به والدینش به عنوان کنترل کنندۀ خودش نگاه می‌کند، چون تجربۀ درونی خود را متفاوت‌ از والدینش می‌بیند. بدبختانه چون تجربۀ درونی خود را نمی‌شناسد، به سمت دوستانش می‌رود و فکر و احساس آنها را می پذیرد. فرزند شما خود- اعتباری را از طریق صحه‌گذاری ها یا (اعتباربخشی‌های) والدین می‌آموزد که در نهایت کمک می‌کند تا خود را برای دفع فشار هم قطارانش آماده کند و احتمالا بیشتر بتواند نه بگوید و به تجربۀ درونی خود بیشتر از انچه دیگران فکر می کنند باید انجام دهد، اطمینان کند. برای مثال اگر شما فرزندتان را با حس نیرومند صحه‌گذاری تربیت کرده باشید، احتمالا بیشتر از دیگران به چیزی که می داند درست است گوش می دهد، نه چیزی که مطابق ارزش های گروه باشد. خیلی کمتر احتمال دارد کودک صحه‌گذاری شده تاتو کند به این دلیل که فرد دیگری اینکار را انجام داده، اگرخودش واقعا نخواهد. چون خود را شناخته، میداند چه چیز می خواهد و اگر دیگران موافق نباشند، مضطرب نخواهد شد.
چقدر در زندگی انرژی صرف کاری می‌کنید که می دانید برای شما خوب نیست، اما بخاطر عدم موافقت فرد دیگری یا ترس از عدم پذیرش، آن کار را انجام می دهید؟ کودکی با درک نیرومندی از خود، انرژی هیجانی‌اش را باچنین کاری هدر نمی‌دهد. او چیزی را که برایش مناسب است، می شناسد.
کودکانی را که دچار اختلال هویت جنسی هستند، در نظر بگیرید که چگونه بیان احساسی‌شان می‌تواند مغشوش باشد. ما با پسر بچه‌ای، از زمانی که می توانست راه برود، لباسهای خواهرش را بپوشد و ادعا کند که دختر است، کار کرده‌ایم. اولین‌بار در پانزده ماهگی وقتی پسرکوچک کفش‌های پاشنه بلند میپوشید و کیف برمیداشت، والدینش به گمان کار بامزه‌ای که از پسرشان سر زده با خنده و لبخند از کنار این کار می‌گذشتند. همان طورکه بچه بزرگ و بزرگتر می‌شد، والدینش بیشتر و بیشتر از این رفتار ناراحت میشدند که به نظر نمی‌رسید برطرف شود. به مرور این موضوع، درگیری‌ها و مشکلاتی میان اعضای خانواده ایجاد کرد. این پسر کوچک مجدانه سعی داشت دختر باشد. جالب اینکه مادر متوجه این موضوع شده بود اما پدرش، نه. مادر، مادری صحه‌گذار بوده که حتی از فروشگاه برای پسر لباسهای دخترانه میگرفته و وقتهایی که پدر در خانه نبود، اجازۀ پوشیدن این لباسها را به او می‌داد. پدر قلبش شکسته بود. او پسرش را به شکار و قایق‌رانی و حتی کلوبهای لختی‌ها می برد تا چیزهایی ببیند و نشانه‌هایی از مرد بودن نشان دهد. پسر هیچ نشانه‌ای بروز نمی‌دهد. مادر سرانجام به جستجوی کسی برمیاید که در این زمینه سررشته‌ دارد، تا به او کمک کرده و اختلال فرزندش را تشخیص دهد. پسر، دگر جنس‌گونه(تراجنسیتی) بود: تجربۀ درونی‌اش به او می گفت که یک دختر است. نه چیزی که از بیرون به او تحمیل میشود، اما او این موضوع را احساس میکرد و نمی‌خواست زیربار برود. به همان اندازه‌ای که باید برای سن او مشکل باشد،تجربۀ درونی اش برای او درکی از خودش ساخته بود که به او کمک می‌کرد در حینی که بزرگ میشود، الزامات داشتن اختلال هویت جنسی را تحمل کند. گرچه حالا،چنین موضوعی توسط رسانه‌های جمعی پوشش داده میشود، اما این مسأله مدت زمان زیادی است که وجود دارد.
داشتن هویت مطمئن همچنین برای مراقبت در مقابل افراد زورگو، بسیار حیاتی است. اگر روند رشد یک کودک منوط به موافقت اطرافیانش باشد یا با حس مستولی شده بر او که مناسبش نیست، نمی‌تواند خود را همانطور که هست بپذیرد و بنابراین دست انداختنها و متلکهای افراد زورگو می تواند ویران کننده باشد. فرد زورگو با صدای بلند چیزی را که بچه از آن می ترسد یا در مورد خودش باور دارد به زبان میاورد و با اینکار به بدترین شکل ممکن بر ترس او صحه میگذارد. این موضوع نگران کننده است مثل این است که در کاری ناتوان باشید و بعد این ناتوانی را به رخ شما بکشند. گرچه کلمات فرد زورگو ممکن است به کودک صحه‌گذار شده نیز آسیب بزند، اما چنین کودکی می داند به عنوان یک شخص مشکلی ندارد و می داند که آن فرد حقیقت را نمی گوید.
——————————————-
ترجمه کاری از کارن هال و ملیسا کوک به نام نیروی همدلی.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”اهمیت خودباوری در کودکان و نوجوانان

  1. ممنون دوست عزیز . مشکل اصلی جوامع دیکتاتور اینه که اذما خودشون رو بر اساس دیدگاه قدرتمندان می شناسند نه خودشون و پدر ومادرها تقریبا همه دیکتاتورند.

    • همینطوره. اما این کتاب سعی میکند به جای دیدگاه اجتماعی در تربیت کودک و حتی در روابط بین بزرگسالان، به افراد و نه جوامع توجه کند تا هم فرد خودش را بخاطر حضور در جامعه ای خاص، مبرا نکرده و مسئولیت کارهایش را به عهده بگیرد و هم اینکه تک تک افراد در ساختن جامعه ای سالمتر سهیم شوند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s