نغمه یا نوحه

از کوه پایین می آمدیم. نزدیک غروب بود اما هنوز تا تاریک شدن هوا فاصله زیادی بود. جمعیت زیادی پای کوه مشغول گشت و گذار بودند و بساط دستفروش ها طبق معمول به راه بود. قبل از اینکه کاملاً به پای کوه برسیم، نوایی از آن پایین به دامنه‌های پایین کوه می‌رسید. فکر کردم هنوز تا اذان مانده، و همان دم با خودم فکر کردم چرا صدای نوحه می‌آید؟ و بلافاصله ذهنم رفت سراغ تقویم و احتمال تاریخ وفات شخصیت مقدسی که از یاد برده‌ام. نه! هیچ‌کس. پس قضیه چه بود؟ تا این فکر تمام شود به پایین رسیده بودیم و همان دم دریافتم، این صدا، صدای نوحه نیست. یکی از دستفروش‌ها سی‌دی‌های فلان خواننده پاپ داخلی را می‌فروشد، و صدا را بلند کرده. چقدر آن آواز به نوحه نزدیک بود، اگر موسیقی را از روی متن ترانه برداشته می‌شد، در واقع نوحه‌ای بود که خیلی بد اجرا می‌شد.
تا مدت‌ها بعد از انقلاب، هر نوع موسیقی پاپ ممنوع بود و بعد ذره ذره این هنرهم مثل دیگر هنرهای ممنوع یاد گرفت که چگونه راه باریک خود را از دل سنگ بگشاید و پیش رود. اولین ترانه‌های پاپِ بعد از انقلاب، دست به عصا بود و بی اوج و حضیض. شعر هم کاملا استاندارد و کلامی بخصوص از عشق در آن دیده نمی‌شد، یا وصف جمال خداوند بود و شکوه طبیعت یا نهایتاً در سپاس از دستان پدری مهربان یا فرزندی عزیز و نه حتی مادری[که مادر زن بود و به آن زودی حرف زدن از زن، امکان‌ناپذیر.) اما هر چه ترانۀ پاپ به سختی راه خود می گشود، نوحه، بازار داغ‌تری می‌یافت. جنگ، خلاقیت نوآورانه‌ای برای این ریتم عزا به ارمغان آورده بود. از آن گذشته به‌خاطر جنگ، نوحه‌خوانان خوش صدا مجاز بودند هر چیزی را با هر ریتمی بخوانند، چون در مقابل محتوای تهییج‌کننده و عزاگونۀ آن، ریتم و شعر، چیزی نبود که در مقابلش حساسیت نشان داده شود.
موسیقی پاپ بعد از مدتی که از دل سنگ گذشته و به این طرف رسیده بود، در حوضچه‌ای نباشته شد و دیگرانی به آن پیوستند و پیروان بیشتری یافت،ذره ذره مفاهیم ممنوعه را به شعر خود راه داد اما در ریتم، همچنان محتاط و کم حافظه بود و چنان بر این امر اصرار ورزید که یکدفعه، تا چشم باز می‌کردی حوضچه‌ای می‌دیدی پر از خانندگان بد صدا که هنوز نمی‌دانستند و نمی‌دانند که هنگام خواندن آواز باید صدا را رها کرد و به آزادی نفس کشید، صداهای انبوه پرشمار خوانندگان پاپ، به میان دماغ‌ها خزید و خواندن تودماغی رایج شد. گروهی اما تاب این محدودیت نفس‌گیر را نداشتند و زبان برنده و تیزتری برای بیان شعر خود می‌خواستند و برای همین از دل همان حوضچه به سنگهای زیرین را باز کردند و به دل زمین فرو شدند تا موسیقی زیرزمینی را بنیان گذارند، بعضی از آنها توانستند بعدها چون چشمه‌ای بخروشند و راه خود را باز کنند. اما انها که باقی ماندند، مجبور به رعایت حدود بودند و چنان در رعایت حدود و خط قرمزها ماندند که فراموش کردند حدود هم ذره ذره تغییر کرده اما ذائقۀ نسل جوان، نه. نسل جوان صدای تو دماغی فلان خوانندۀ خوش چهره را بیشتر می‌پسندید تا صدای رهای محمد نوری را مثلا و حالا با اینکه فضا اندکی بازتر بود و نوحه‌خوانی در حال تجربه‌های ریتمی تازه‌تر- گاه حتی متأثر از موسیقی زیرزمینی- خوانندگی پاپ خط صافی را گرفته واز آن جدا نمیشد. خواننده یک شکل و یک صدا و محتوای شعرها نیز، یکی. جوان‌ترهایی که زمانی به آن صداها گوش می‌دادند، کم‌کم دریافتند که چیزی کم است و از آن صداها فاصله گرفتند. چیزی که تفاوت این نوع آواز را با آوازی از همین جنس اما در آنور آب نشان می‌داد که این یکی چقدر ضعیف‌تر است. اما همیشه همان‌طور که جوان‌هایی هستند که از شنیدن این صدهای یکنواخت خسته می‌شوند، نوجوانانی هستند که این صداها کشف تازه‌شان است و به این صداها گوش می‌دهند، حتی اگر شده بیشتر به خاطر چهره‌شان و عکسشان روی مجلات زرد. اما برای گوشی که مدت‌ها ست جز موارد خیلی معدودی به موسیقی پاپ این ور آب گوش نداده، این صدا، همان نوحه است که موسیقی دارد. حتی نوحه‌‌خوانان، علیرغم از دست دادن طرفداران سنتی‌شان، راه‌های جسورانه‌تری را می‌پیمایند اما خوانندگان مجاز پاپ داخلی کاری به هیچ ندارند، می ایستند، کمی کج، دستهایشان را تکان می‌دهند، صدایشان را توی دماغ می‌اندازند و چیزی می‌خوانند که زمانی به آن نوحه می گفتند و برای خواندنش آخرین چیز مورد نیاز، صدا بود. خط قرمزها کار خود را کرد و برای همیشه، موسیقی پاپ را ازاصالت صدا جدا کرد، چه اتفاقی باید بیفتد جز آزادانه زیستن، تا شاهد تولدی صدا و شعری، متفاوت برای هر کس(به جای یک شکل و یکدست بودن همه) باشیم؟ آواز هم مثل شعر و مثل تمام هنرهای دیگر متأثر از محیطی است که در آن نمو می‌یابد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: