چرا واتسون قاتل نیست؟

نگاهی وارونه به مجموعه شرلوک هلمز اثر کانن دویل

چرا کانن دویل، خالق مجموعۀ شرلوک هلمز هیچوقت به این فکر نیفتاد که شخصیت واتسون هم میتواند قاتل باشد یا به عبارتی در موقعیت قتل قرار گیرد؟
احتمالا یکی از چند دلیل عمده‌اش اینست که واتسن از ابتدا شخصیت مثبتی معرفی شده و مثبت بودن او به خودی خود مانع از انجام قتل میشود اما این دلیل بعید به نظر می رسد چون کانن در شرلوک که شخصیت اصلی است با تمام نقاط مثبتی که دارد، حفره‌های تاریکی، در ذات این شخصیت فرو برده. حداقل به وانمود نقاط تاریکی در این شخصیت مثل اعتیاد، انزوای غیرمعمول، مشکل ایجاد ارتباط و … اشاره شده است. اما واتسون، هیچ نقطۀ تاریکی ندارد جز کم‌هوشی او در مقابل شرلوک که این هم نه عیب او، که هوش سرشار شرلوک است.
دلیل دیگری که هرگز واتسون در موقعیت قتل قرار نمی‌گیرد، شاید این باشد که در صورت قاتل بودن واتسون او از داستان حذف خواهد شد و لااقل تا مدتی نمی‌تواند در ماجراهای شرلوک حضور داشته باشد. اما این نمی تواند برای ذهن خلاقی چون دویل چندان سخت باشد، واتسون می‌توانست قتلی غیرعمد انجام دهد، می‌توانسته قتلش جنبه دفاعی یا حتی حمایتی داشته باشد یا مثلا به شکلی باشد که شرلوک بتواند روی آن سرپوش بگذارد و پایش را به راه قانون باز نکند (البته طبیعی است که در این صورت به شکلی طرح میشد که خواننده در این سرپوش گذاری متقاعد و همراه شود) و هزار شکل دیگر. یا در صورت این اتفاق، واتسون به هر شکلی مثل تبرئه شدن یا مجازات اندکِ قتل غیر عمدش یا موارد دیگر قانونی، مدتی را در زندان بگذراند و بعد آزاد شود و تازه این وقت بود که شخصیت تازه‌ای از دل واتسون سر برمی‌آورد.
اما هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده، چون شرلوک به این شخصیت تازه احتیاجی ندارد. او به کسی نیاز دارد که خیرخواه باشد و در عین‌حال قدر ذکاوت و هوش شرلوک را بداند. دقیقا همان نقشی که خواننده کتاب در مقابل دویل ایفا می‌کند، یعنی مدام او را تحسین می‌کند. هر انسانی نیاز به تحسین شدن دارد و هنرمند بیشتر از هر انسانی، به دنبال چشمهایی است که به او مبهوت نگاه کنند و در همان حال که در دل برایش کف می‌زنند، از بلاهت خود دلگیر شوند، دلگیر از اینکه نتوانسته تا پایان گره داستان را حدس بزند. و این نیاز، این نیاز عمیق میل به تحسین است که باعث خلق مجموعۀ پیچیده ای از داستان‌های شرلوک هلمز شده است. اگر از دل واتسون خیرخواه، شخصیت پیچیدۀ دیگری- درعین خیرخواهی- سر برمی‌آورد، در این صورت، کفه‌ای نبود تا هوش شرلوک با او مقایسه شود، حتی اگر همان میزان هوش همیشگی واتسون را می‌داشت.
اما سؤال همچنان باقی است، چرا و چرا و چرا واتسون نمی تواند قاتل باشد؟ هنوز هم فکر میکنم او می توانست در موقعیت قتل قرار بگیرد، آیا کانن دویل آگاهانه او را ازین موقعیت مبرا کرده است، در حالی که خود به آن می‌اندیشیده؟ یا اصلا به فکرش نرسیده بود و قاتل نشدن واتسون نتیجه ناآگاهی دویل بوده؟ اگر این طور باشد، باز هم میتوان حفره‌ای پیدا کرد و گفت مجموعۀ شرلوک هلمز با تمام شگفتی سازی‌اش، نقص‌هایی دارد، نقصی از نوع سیاه و سفید بودن شخصیت ها و حتی اگر هم نخواهم این چنین مته به خشخاش گذارم، نقصی از نوع از دست رفتن یک موقعیت دم دست. کاری که به نظر می‌رسد الری کوئین نویسنده و تحسین کنندۀ دویل، گویی در صدد است به این قلمرو گام گذارد، که اگر هم چنین کند، باز هم شخصیت گذرایی که او در داستان راز دماغۀ اسپانیایی خلق کرده، به پای واتسون نمی رسد که همراه همیشگی شرلوک است و بنابراین قابل مقایسه نیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چرا واتسون قاتل نیست؟

  1. جواب این سوال می تونه اینایی باشه که شما می گید ولی این نکات رو هم در نظر بگیرید
    1- احتمالا واتسون نماینده خواننده است و نمی تونه خودش قاتل باش چون حضور در حد حضور شخص راوی و یا خواننده است
    2- خود نویسنده در واقع خود واتسونه که خودش رو هیچ وقت تو اون جایگاه نمی زاه.

    • با نظر شماره 2، بیشتر میتوانم موافق باشم. این هم حالتی است که میتوان در بین این تعاریف و دسته بندی ها جایش داد و بسیار هم جالب. اما با شماره 1 موافق نیستم، چه بسا خوانندگانی که هنگام خواندن، به جلد قاتل فرو می روند. دیدن قتلهایی واقعی یا داستانی که متاثر از داستانهای پلیسی است، شاید گواهی بر این ادعا باشد.
      سپاس از دقت نظرتان.

  2. اما سؤال همچنان باقی است، چرا و چرا و چرا واتسون نمی تواند قاتل باشد؟ هنوز هم فکر میکنم او می توانست در موقعیت قتل قرار بگیرد، آیا کانن دویل آگاهانه او را ازین موقعیت مبرا کرده است، در حالی که خود به آن می‌اندیشیده؟ یا اصلا به فکرش نرسیده بود و قاتل نشدن واتسون نتیجه ناآگاهی دویل بوده؟ اگر این طور باشد، باز هم میتوان حفره‌ای پیدا کرد و گفت مجموعۀ شرلوک هلمز با تمام شگفتی سازی‌اش، نقص‌هایی دارد، نقصی از نوع سیاه و سفید بودن شخصیت ها و حتی اگر هم نخواهم این چنین مته به خشخاش گذارم، نقصی از نوع از دست رفتن یک موقعیت دم دست. کاری که به نظر می‌رسد الری کوئین نویسنده و تحسین کنندۀ دویل، گویی در صدد است به این قلمرو گام گذارد، که اگر هم چنین کند، باز هم شخصیت گذرایی که او در داستان راز دماغۀ اسپانیایی خلق کرده، به پای واتسون نمی رسد که همراه همیشگی شرلوک است و بنابراین قابل مقایسه نیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s