نامه‌ها

خواندن نامه‌های دیگران کار درستی نیست، اما وقتی به خانۀ جدیدی اثاث کشی کرده باشی و در طبقۀ بالای کمد دیواری، آن آخر آخر یک دفترچه مچاله پیدا کنی که نمیدانی از کی آنجا مانده، رطوبت خورده، زرد شده، حروف محو شده اند اما لای همان دفترچۀ مچاله چند نامه پیدا کنی که با دقت دور تا دورش نوارچسب خورده، دیگر مال خودت است. و باز کردن نوارچسب دور کاغذها، هیجان رسیدن به گنج را دارد. بخش هایی از این نامه ها را تکه تکه اینجا میگذارم. نمی دانم مخاطبش زن است یا مرد همینطور که جنسیت نویسنده را هم نمیدانم، تنها چیزی که درین نامه ها پیدا ست، رنج و دلگرمی عاشقی دلباخته است.

«به او میگویم نه به تو

میگویم باش. همین و تمام. بنظر میرسد کمی حالت از من گرفته شاید هم جدی تر شده ای. اما هنوز نمیتوانم به راحتی برایت بنویسم. شاید غرور. شاید کم انگاری تو شاید هزار کوفت و زهر مار دیگر اما هر چه هست خوب است. نباید زیاد به هم نزدیک شویم. من معتاد تو میشوم زود.»

پ ن: این نامه‌ها ادامه دارد…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”نامه‌ها

  1. هرچند که وقت چندانی نداشتم که نوشته های قبلی تان را بخوانم و بنابراین وبلاگتان برای من خاک گرفته محسوب نمی شود و هنوز خیلی مطالب برای خواندن باقی ست، با این حال خوشحالم که می خواهید بیشتر بنویسید.

    چاپ کتاب مبارک باشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s