چشمه‌اي كه صدا داشت

سخني درباره نشر چشمه و تعطيل شدن آن همه كتاب منتظر
مطمئن نيستم ضرب المثلي هست اين يا حديثي كه مي‌گويد:«مذهبت،ثروتت و رفت و آمدت را پوشيده نگه دار.» اگر اشتباه نكنم به نظرم حديثي است از يكي از امامان شيعه چون الان به‌روشني كلمات عربي مذهب و ذهب را در ذهن دارم اما هرچه در گوگل سرچ نكردم چيزي نيافتم.
بگذريم. اين حديث چه جعلي باشد و چه نه يا حتي اگر يك ضرب المثل هم باشد بيانگر نكته‌ي تلخي است. تلخي روزگاري كه ايراني جماعت در آن مي‌زيسته و تاريخ پنهان‌كاري.
اين شعر شاملو را دوباره بخوانيم:
نماز گزاردم و قتلِ عام شدم
كه را فضي‌ام دانستند
نماز گزاردم وقتل عام شدم
كه قرمطي‌ام دانستند
آن‌گاه قرار نهادند كه ما
و
برادران‌مان يك‌ديگر را بكشيم
و اين كوتاه‌ترين طريق وصول به بهشت بود.*

وقتي هميشه جنگ هفتاد و دو ملت بر سر اعتقادات بوده است، تنها راه حفظ جان پنهان نگه داشتن دين است. هميشه در حيرتم از اخباري كه درباره‌ي تغيير دين افرادي مي‌شنوم كه تحت تعقيب يا آزار قرار مي‌گيرند. چون بر اين گمانم كه در انديشه‌ي هميشه پنهان ايراني، چقدر جسارت لازم است براي كسي كه تغيير دينش را به صداي بلند اعلام كند؟
ازين هم بگذريم. در همين فرهنگ به جاي مانده از اعصا، ثروت را هم بايد مخفي نگه ميداشته‌ شده و مي‌داريم همچنان. در زمان‌هاي گذشته كه طيفي از راهزنان بر سر راه مردم بوده‌اند؛ از يكسو راهزناني كه حرفه‌شان اين بوده و از سوي ديگر حكام جابري كه به زور مال مردم را براي ارث پدري خود برمي‌داشته اند طبيعي بوده كه مردم درباره‌ي ميزان درآمدشان حرفي نزنند. اضافه كنيد ستايش فقر را در فرهنگ عامه‌ي همان گذشته‌ي موروثي تا ذره‌اي به سرچشمه‌هاي انديشه‌ي تصوف نزديك شويم.
از اين نيز بگذريم. رفت و آمد و نشست و برخاستي كه با ديگران داريم، دليلي بر ابراز و بيانش نيست تا همگان از حلقه‌ي دوستان ما مطلع باشند. چه بسا كسي كه ما مدتي با آن دوستي و مراوده داشته‌ايم، با تغييرات سريع و آني سياسي و بالطبع مذهبي و…تبديل به خطرناك ترين موجودي شود از ديدگاه حاكم همان زمان. پس بهتر است كه همواره سر به تو داشت و براي همين است لابد اين ضرب المثل « ازآن نترس كه هاي و هو دارد، از آن بترس كه سر به تو دارد.» نشانه اي است بر اينكه هر چه كسي ساكت‌تر باشد، چيزهاي زيادي براي مخفي كردن دارد طوري كه مجبور است پنهان رفتار كند يا به عبارتي بي هياهو.
بله! ازين هم مثل هر چيز ديگري كه به راحتي مي‌گذريم، بگذريم تا برسيم به قضيه‌ي نشر چشمه و اينكه نشري با سابقه بيست و هفت سال كار انتشاراتي چطور يكسره بر سر زبان ها افتاد و به دمي دودمانش را بر باد دادند. تا زماني كه چشمه، در گوشه كنارها راه مي‌رفت و هر كاري هم مي‌كرد سعي داشت توجهي را برنيانگيزد تا حسادت آن دسته را كه هموراه مايلند فقط خود درچشم‌ها بنشينند، تحريك نشود كارش را انجام مي‌داد و كمابيش فعاليت ادبي‌ش در كنار ساير كار هاي منتشر شده‌اش داشت. اما از وقتي كه چشمه تشخص يافت و به نوعي جريان ساز و تعيين كننده‌ي خط فكري ايي بود كه انتشاراتي‌اش آن را دنبال مي‌كرد، خار چشم حضراتي شد كه ضرب المثل‌ها و احاديثي كه مويد پنهان كاري بودند را به ياد داشتند.
بله! در اين جا و در فرهنگي كه مثل يك بار بر دوش ما افتاده و ترس مخفي قرن‌هاي عتيق را همواره يادآورمان مي‌شود – درست چون پيري سالخورده كه تجربياتش را براي نوه‌هاي جوانش بازگو مي‌كند- هر جا كه فراموش كرديم و پند اين پير را به گوش نگرفتيم و خواستيم انديشه و رفتارمان را به بي‌هيچ ترس و پنهان‌كاري به گوش ديگران برسانيم و بااصطلاح درست وقتي كه سر زبان‌ها افتاديم، به سرنوشتي دچار مي‌شويم كه راويان پير داستان‌هاي كهن برايمان تعريف كرده‌اند. خاموش شدن به هر قيمت ممكن، حتي به قيمت خدشه دار شدن حيثيت نيم‌بند خاموش كننده.
بايد آهسته رفت و اهسته امد كه گربه كسي را شاخ نزند كه گربه بدجوري در كمين است.
—————————————–
*جخ امروز از مادر نزاده‌ام- احمد شاملو

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چشمه‌اي كه صدا داشت

  1. سلام دوست عزيز. بله نشر چشمه از نبودش در نمايشگاه كتاب و راه رفتن توي كريمخان. شمشير از رو بسته شده است. بايد منتظر اين اتفاق براي مركز و ني باشيم همانطور كه قبلا براي آگه و آگاه و طرح نو و….بوده ايم. ادم به ياد فيلم «زندگي ديگران» مي افتد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s