برخورد از نوع نزدیک

نگاهی به اینترنت به عنوان رسانه جدید
نقل است که چون از دنیا و مافیها خلاص شد،صفحه‌ی مجازی‌اش را گشود. دمی به لایک‌های دوستانش خندید. بعد برای خودش فنجانی قهوه ریخت و وانمود کرد کسی اهل اندیشیدن نیست، و جوگیر شدن‌های همه آنان را به ریشخند گرفت. بعد استاتوسی نبشت به این مضمون که در دنیا فقط دو روشنفکر وجود دارد؛ یکی صادق هدایت و دیگری(؟) بماند. یارانش البته نیک دریافتند که دیگری، کسی جز خودش نیست. بعد از سرِ آسودگی نفس راحتی کشید و نوشابه‌ای برای خودش باز کرد.

از این طنز که بگذریم، ما ایرانی‌ها در هر کجای دنیا که باشیم یک ویژگی داریم که نمی‌دانم منحصر به فرد است یا ملت‌های دیگر هم این ویژگی را دارند و آن عبارت است از عنصر مقاومت. مقاومت برای ما همیشه دستاوردهای مثبت و منفی به همراه داشته پس نمی‌توان گفت که ذاتا این عنصر نیروی مخربی است. مثلا وقتی که اعراب تا آفریقا و حتی اسپانیا رسیده بودند، مدت‌ها از فتح ایران می‌گذشت با این وجود ما ملتی بودیم که در مقابل زبان عرب مقاومت کردیم و توانستیم زبان فارسی را نگه داریم، کاری که مصری‌ها و لیبیایی‌ها و خیلی دیگر ازمردمان مغلوب نتوانستند و درنهایت هم عرب شده و در فرهنگ غالب حل شدند. حالا هم اغلب ازین گله‌مندیم که کلمات عربی در زبان ما زیاد است و زبان پالوده‌ای نداریم غافل از اینکه هر زبانی در مقابل تهاجم یا تبادل فرهنگی ذره ذره کلماتی اززبان غالب را به خود می‌گیرد همان‌طور که الان ناگزیر از کلمات انگلیسی در زبان هستیم و این نه برای ما که برای تمام کشورهای دنیا اتفاق می‌افتد مثلا زبان هندی سرشار از لغات پارسی و انگلیسی با هم است. اما پالوده نبودن زبان یکی از مسائلی است که معمولا در گپ و گفت‌های دوستانه‌ی محافل اهل اندیشه هم مطرح می‌شود.
بگذریم، موضوع بر سر مقاومت بود. همان‌طور که مقاومت جنبه‌های مثبتی برای ما داشته گاه ما را از دیدن و شنیدن آن‌چه تازه و نو است باز داشته. فرقی ندارد که بر چه دین و مسلکی باشیم مهم این است که همواره حالتی تدافعی در مقابل چیزهای تازه به خود می‌گیریم والبته هرکس به طریق ِ خود. وقتی هم که به ناچار یا به دل‌خواه عنصر تازه را می‌پذیریم، برای این که از انگ خوردن پرهیز کنیم، به شکلی نشان می‌دهیم که با برخی ریزه‌کاری‌های آن دچار مشکلیم و نمی‌پذیریم.
تازه‌ترین موردی که در این زمانه، ناخودآگاه در مقابلش عکس‌العمل نشان می‌دهیم، رسانه و همه‌گیر شدن آن است. ما ایرانی‌ها اغلب اهل مطالعه نیستیم. نه فقط این‌که کتاب نمی‌خوانیم بلکه زیاد سری به تورق مجلات هم نداریم. حالا محدودیت و سانسور هم مضاف بر علت شده و بهانه‌مان جور است که چیزی برای خواندن نیست. اما با ورود اینترنت به خانه‌ها معلوم شد که ما می‌توانیم اهل ورق زدن مجلات باشیم همان‌طور که وب‌گردی می‌کنیم اما حاضر نیستیم برای چیزی که می‌خواهیم بخوانیم پول پرداخت کنیم اگر برای اینترنت پول پرداخت می‌کنیم به این دلیل است که از آن استفاده‌های متنوع و گوناگون می‌بریم که سرگرمی هم مثل مطالعه یکی از آن‌هاست. اگر وب را مجله ای بزرگ در نظر بگیریم، می‌توان گفت مجله‌ای است که می توان همه نوع مطلب را با یک بار پرداخت هزینه داشت. اینترنت مجله‌ای است که از مطالب زرد تا جدی را درهر زمینه‌ای دربرمی‌گیرد و برای کسی که دل‌مشغولی‌های زیادی دارد و از قضا زیاد هم اهل مطالعه‌ی مجلات کاغذی نیست، برای تورق کافی است.
اما موضوع به همین جا ختم نمی شود، تمامی اهالی اینترنت در مقابل فضای وب و به‌خصوص صفحات اجتماعی مجازی موضع‌گیری می کنند. مثلا کسی که خودش هم از مطالب زرد و یا بهتر بگویم سرگرم‌کننده و تفریحات توخالی و طنزهای آبکی این‌جور صفحات گاه به گاه استقبال می‌کند، اما در مقابل استقبال دیگران، منفی‌نگر می‌شود و خود را مجزا از سایرین می‌کند و چون بعضی صفحات مجازی به طرز ابلهانه‌ای سطحی است، از آن طریق نتیجه می‌گیرد که جوان‌ها و اغلب کاربران اینترنت سطحی‌اند و البته بدون این‌که خودش را در قلمرو آنان به حساب آورد. من نام این نوع عکس‌العمل را مقاومت در مقابل پدیده‌ی تازه می‌گذارم. مقاومت همیشه در مقابل چیزهای جدید بوده است و همچنین چیزهایی که طرفدار زیادی دارد درست مثل داستان‌های سرگرم کننده یا مجلات زرد که خوانندگان جوان بیشتری به خود جذب می‌کند ونه قشر فرهیخته را و چون تعداد زیادی از افراد را دربرمی‌گیرد بیشتر هم به چشم می‌خورد. اگر ما در کشوری بودیم که رشد مطبوعاتش به شکل عادی بود و محدودیت‌های سیاسی و عرفی بر آن حاکم نبود، بازهم همین عکس العمل‌ها را از سوی افراد مختلفی شاهد بودیم هم‌چنان که درکشورهایی با رشد مناسب مطبوعات، چنین عکس‌العملی هست با این تفاوت که در آن‌جا کسی که خواننده‌ی آن گونه مجلات نیست درباره ی محتوا و خوانندگان آنها اظهارنظر نمی‌کند و درصدد هدایت کسی به راه راست نیست، چون به مرور یاد گرفته‌اند که هر چیزی در جای خود پاسخ گوی نیازافرادی است.
حالا ما که از چنین رشد عادی در مجلات محروم بوده‌، با پدیده‌ای به نام اینترنت مواجه شده ایم. بعد از جریانات سیاسی ناگهان تعداد کاربرانی که از صفحات اجتماعی استفاده می‌کردند افزایش یافت و این افزایش به معنای دستیابی به اخبار بود. کم‌کم این صفحات به پاتوق‌های کوچک سیاسی تبدیل شدند و مکانی برای غرولندهای خودمانی درباره سیاست اما همچنان کارکرد قدیم خود را از دست نداده‌بود و بنابراین کاربران جدید ازین کاربردها هم بنا به سلیقه و علایق خود استفاده نمودند. نتیجه این شد که صفحات اجتماعی و دنیای مجازی به طور کلی آمیزه‌ای از جهان رسانه شد که نه تنها در آن همه‌گونه مطالب جدی و طنز وجود دارد که هر خواننده خود می‌تواند یک خبررسان هم باشد و طبیعی است خبری که او دارد از طریق تحقیق و پروژه‌ی روزنامه‌نگاری به دست نیاورده است بلکه از سایت‌های خبری دیگر یا اشتراک‌گذاری‌های دوستانش به آن رسیده است و ممکن است خبری که منتشر می‌شود یا موردی را که یک کاربر علاقه مندی‌اش را به آن ابراز می‌کند از اساس غلط باشد. این کاربر بیچاره توسط گروهی از کاربران دیگر متهم به سطحی نگری می‌شود، از سوی کسانی که خود اهل هو و جنجالند و همین اتهام را به دیگران هم می‌زنند. منتقدین فراموش می‌کنند معمولا که نه خودشان و نه کسانی که مورد انتقاد آن‌ها هستند، هیچ‌کدام اهل خبر رسانی نیستند، بلکه با این‌کار از دل‌مشغولی‌های خود حرف می‌زنند و وقتی با این هجمه مواجه شوند کم‌کم به پوست خود می‌خزند و همان ذره قدرت ابراز نظری را که در اینترنت به آن دست یافته‌بودند این بار به‌خاطر فشار عرفی خاص چنین فضایی محدود و محدودتر می‌کنند و از آن مهم‌تر دوباره همان روحیه‌ی بدبینی تاریخی به سراغشان خواهد آمد که هر چیزی را بشنو و راه بر حرف زدن خودت ببند به عبارتی سرت را بگیر و برو. منتقدینی که دیگران را به سطحی نگری متهم می‌کنند و از قضا جایگاه بالایی برای خود قائلند از نظر اندیشه‌ورزی،فراموش میکنند که آن‌ها هم به با این‌کار به مجریان مخفی سانسور پیوسته‌اند و بی‌آن‌که خود بدانند در مقابل رسانه موضع می‌گیرند.
در جریان آزاد رسانه‌ای همه‌چیز جای خود‌نمایی دارد از صفحات زرد تا تحلیل‌های سیاسی و … اما خوانندگان به آزادی هم ارج می‌نهند همان‌طور که یاد گرفته‌اند درباره‌ی چیزی که نمی‌دانند دیگران را هنما نباشند و در مقابل دیگران بر عقاید خود پای نفشرند که خطرناک‌ترین دشمنان آزادی انسان‌های معتقد هستند، اعتقاد در معنای کلی آن.
رسانه و رواج آن الان تبدیل به معضل کاربرانی شده که با نگاهی خودبینانه و مطمئن از عقل کل بودن خود درصدند تا به دیگران بیاموزند کدام مطالب را باید خواند و از چه چیز باید صرف نظر کرد. این همان مقاومت منفی‌ایی است که در طول تاریخ به اشکال مختلف در مقابل پدیده‌های جدید از خود نشان داده‌ایم غافل از اینکه هر عنصر تازه‌ای به شکل خاص خود، راهش را باز می‌کند.
عذر خواهم اگر این نوشته طولانی شما را خسته کرد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”برخورد از نوع نزدیک

  1. دمادم عزیز،
    با کلیت حرف‌ات کاملا موافق هستم اوصلا نگاه متفرعن نسبت به دیگران اخلاق ناپسندی ست که باید ترک شود. اما در مورد عربی نشدن زبان فارسی نظر دیگری دارم که شرح و بسط زیادی می‌خواهد خلاصه‌اش این که موضوع بیشتر به ماهیت زبانی برمی‌گردد تا مسایل سیاسی اجتماعی.

    • بدیهی است که به ماهیت زبانی مربوط است اما عرب شدن فقط زبان نیست، اتفاقی که در ایران نیفتاد و آن به مقاومت فرهنگی مربوط است همان طور که در مقابل دیگر اقوام هم – از تاتار تا مغول- نوعی ایستادگی فرهنگی داشتیم.

  2. ما معمولا موضع دوگانه‌ای در مقابل چیزای جدید داریم: هم پس می‌زنیم و هم ازشون استفاده می‌کنیم. در واقع، بین مقاومت و پذیرش مدام در رفت-و-آمدیم. سرچشمه‌ی این رفتار عدم اطمینانه. در کنار این قضیه، خود-محوری هم نقش زیادی داره.

  3. دیدگاههای دیگر دوستان:
    http://bluesky1.persianblog.ir/ندا:چه حرفهای جالبی. مدتها بود دنبال چنین نوشته ای می گشتم. خودم هم اساسا درگیر اینترنت شدم. مادر من که کا کامپیوتر بلد نیست به جای من روزنامه می خواند و من خوشحال از این که این همه مطلب تازه را اینجا می خوانم. اما وقتی اطلاعاتم را با مادرم در میان می گذارم او اغلب را می داند. از روزنامه تلویزیون. حتی بعضی موارد اطلاعاتش از من خیلی کامل تر است . تا جایی که از شگفتی جیغ می زنم. و می گویم تو از کجا و چجوری می دونی؟ وقتی فکر می کنم می بینم که واقعا با شناخت این جعبه جادویی ،که زمانی به تلویزیون لقب می دادند اما این روزها به نظر من کامپیوتر بسیار جادویی تر از ان است، می بینم که هیچ پیشرفتی نکردم و اگر احیانا مطلبی در وبلاگی بخوانم که هنوز به صورت ایمیل به دستم نرسیده یا در فیس بوک ندیدم و فکر می کنم چقدر ناب و جدید است مادرم به نوعیاز ان خبر دارد.
    ——————————————————————————–
    پاسخ:
    تفاوت روزنامه و مجله با اینترنت درین است که در روزنامه خودآگاه سراغ مطلبی می رویم اما در اینترنت تصادفی و همین تصادفی بودن حجم اطلاعات را زیاد می کند گاهی در حالی که دانسته هامان تغییری نمیکند و زود فراموش میکنیم.
    http://www.elhrad.blogsky.comفرزانه:سلام
    رسم ما در انتقاد این است که دستهایمان را باز می کنیم و هر کسی و هرچیزی که مقابلمان باشد نقد می کنیم .و این تقریباً می شود همه چیز و همه کس غیر از خودمان
    مقاومت در مقابل تغییر هم از همین جا سرچشمه می گیرد وقتی کسی خودش را نقد نکند یعنی نیازی به تغییر هم نمی بیند .
    گاهی هم مقاومت بخاطر نقطه عزیمت و شروع این تغییر هاست
    در مورد اینترنت چون نقطه شروع جوانان و خواسته های آنها بوده در ایران با مقاومت بیشتری از طرف بدنه محافظه کار اجتماع روبرو شده . کما اینکه در مورد رسانه های دیگر هم مقاومت بوده اتفاقاً همین دیروز پدرم خاطره ای نقل می کرد از زمانی که کودک بوده و با سر و صدای مهیبی بیرون خانه رفته اند و متوجه شده اند که مرد همسایه در حال شکستن تلویزیون در حیاط منزلشان است
    ——————————————————————————–
    فرزانه:http://www.elhrad.blogsky.comسلام
    رسم ما در انتقاد این است که دستهایمان را باز می کنیم و هر کسی و هرچیزی که مقابلمان باشد نقد می کنیم .و این تقریباً می شود همه چیز و همه کس غیر از خودمان
    مقاومت در مقابل تغییر هم از همین جا سرچشمه می گیرد وقتی کسی خودش را نقد نکند یعنی نیازی به تغییر هم نمی بیند .
    گاهی هم مقاومت بخاطر نقطه عزیمت و شروع این تغییر هاست
    در مورد اینترنت چون نقطه شروع جوانان و خواسته های آنها بوده در ایران با مقاومت بیشتری از طرف بدنه محافظه کار اجتماع روبرو شده . کما اینکه در مورد رسانه های دیگر هم مقاومت بوده اتفاقاً همین دیروز پدرم خاطره ای نقل می کرد از زمانی که کودک بوده و با سر و صدای مهیبی بیرون خانه رفته اند و متوجه شده اند که مرد همسایه در حال شکستن تلویزیون در حیاط منزلشان است
    ——————————————————————————–

    پاسخ:
    همینطوره فرزانه جان. اما گاه از سوی خود اهالی اینترنت هم ژست هایی گرفته میشود تا نشانه ای از تفاوت خودش با دیگران باشد. البته که این تفاوت ها وجود دارد اما حتی خود اهالی اینترنت هم آزادی یکدیگر را گاه تاب نمی آورند در ابراز عقیده.
    http://rud.persianblog.ir/مهبد:از صاحبنظری شنیدم که دلیل این که زبان عربی بر ایران مسلط نشد این بود که مردم ایران برخلاف مردم کشورهای دیگری که به تصرف اعراب درآمدند به زبان های خانواده سامی سخن نمی گفتند. خلاصه این که زبان عربی به قدری نامانوس و دشوار بود که ایرانی ها نمی توانستند با آن رابطه برقرار کنند یا آن را بیاموزند. شاید خیلی هم مساله مقاومت هم در کار نبوده است. اتفاق مشابه ایران در اسپانیا افتاد که با وجود سال های طولانی تسلط اعراب« عرب زبان نشد و می دانیم که اسپانیایی ها هم سامی زبان نیستند.
    ——————————————————————————–
    پاسخ:
    ممکن است بخاطر این باشد هرچند اسلام در اسپانیا هرگز دین فراگیری نشد و حتی به اخراج مسلمانان از آنجا انجامید . ولی نباید نقش فردوسی را در میان کم رنگ کرد. شاعری مصری خطاب به جمعی ایرانی گفته بود اگر ما یک فردوسی داشتیم الان عرب نبودیم و این از آن مقاومت هایی ست که در کمتر ملتی پیدا میشود و نه تنها نشانه ی ضعف نیست که نشانه قدرت است.
    مجتبیhttp://www.gbgoriz.blogspot.com:در مورد مقاومت باید بگویم که اتفاقا فرهنگ ایرانی در مورد تهاجم ملوب نمی شود بلکه تهاجم را در خود حل و جذب می کند و نشانه اش دقیقا همان چیزی است که شما گفتید یعنی تهاجم اعراب و مغول به ایران که چیزی ار ما نکاست بلکه فرهنگی گرفتیم و فرهنگی هم دادیم. البته خیلی از فرهنگ های دنیا شاید به این شکل باشند که چیزی بدهند و چیزی بدهند. مثلا ختنه زنان مسئله یی وبده که در قبایل شمال افریقا رایج بوده بعدها در تهاجم اعراب و مسلمان شدن قبایل افریقای شمالی این مسئله به بعضی مسلمانان دیگر تعمیم یافته. اما به قول دکتر پیمان فرهنگ ایرانی در این زمینه که تهاجم را در خود حل کند بالقوه عمل کرده
    در مورد مقاومت از وجهی دیگر هم باید گفت عموما سنتی ها منظور تفکر سنتی است. با هرگونه مسئله جدیدی تدافعی برخورد می کند حداقل در این ۲۰۰ سال اخیر این گونه بوده. ابتدایی ترین مثالش همان قضیه قند و چای در ابتدای واردات قند بوده.
    در مورد اینترنت و کل مطلب هم کاش خلاصه تر و جمع و جور تر می نوشتی‌:)
    مجتبیhttp://chaparkhane.persianblog.ir/:در مورد مسائل تاریخی به نظر من هم همین طور است که فرهنگ ها ثابت نمی مانند و بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی و اینکه یک ملت با چه ملل دیگه در ار طباط هست ز اونها تاثیر می پذیره مثل مثال هاییکه خودتون هم گفتید
    ولی اینکه این تاثر گذاشتن درست است یا خیر قصه ای ست که سر دراز دارد و به همان غرب زدگی و یا غرب نزدگی می رسد؛ اینکه این کار خوب است یا نه؟ تاثیر است یا تقلید کورکورانه
    اما آنچه درش شکی نیست امروزه ملل مختلف بسیار بیش از پیش بت هم ارطباط دارند و این افزایش ارطباط منجر به تاثیر گذاری و تاثیر پذیری بیشتر می شود…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s