پیرمرد در قاب

دارد باران می‌بارد و من دومین روز اقامتم را در شهری که دوست دارم نام آن را رفتن به سوی یکی از رویاها بگذارم، می‌گذرانم. من این باران را به فال نیک می‌گیرم هرچند بگویند که این‌جا همیشه بارانی است. امروز فهمیدم وقتی باران می‌بارد، پیرمرد در قاب نیست. پیرمرد زیر شمایل علی در قاب رو به پنجره‌ی ما می‌نشیند و نمی‌دانم به چه چیز فکر می‌کند. واقعا نمی‌دانم گذشته‌ی او چه رنگ و بویی داشته، به مزرعه‌ی برنجش فکر می‌کند و آفت‌هایی که در طول سال‌ها دیده؟ به زحمت‌هایش؟ به عشق‌هایش؟ اگر عشقی بوده. نمی‌دانم. این‌ها مهم نیست. من از او فقط و فقط یک تصویر قاب گرفته‌شده دارم. مهم این است که او یک منظره‌ی ازلی برای خودش دارد. انگار تمام زندگی‌اش تلاشی بوده برای خلق آن تابلو . تابلویی که خودش آفریده که حالا بنشیند در کادر و بالای سرش شمایل علی باشد در تابلویی فرشبافت و روبرو، حیاط سبزه زارش، سمت چپ نمای دور مزارع برنج و سمت راست خانه‌ی ماها باشد که من از پنجره‌ی طبقه‌ی دوم او را ببینم که نشسته در آن‌جا و نگاه می‌کند، درست به روبرو شاید گاهی نگاهمان به هم تداخل کند اما در فاصله‌ای که هستیم، متوجه تلاقی نشویم.
دارم به قابی فکر می‌کنم، به تابلویی که هر کدام از ما زندگی‌مان را وقف آن می‌کنیم. شکل پیری من، قاب من در چشم دیگران چگونه خواهد بود؟ این تابلو فشرده‌ی تمام زندگی است، با رویاها و کابوس‌هایش، با خیال‌های خوش و سر به هوایی‌‌ها و اندوه‌هایش. اما هست چنان شخصی که کسی را توان دسترسی به آن نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند مثل آن تابلو را بیافریند، هر تابلو یک امضای منحصر به فرد دارد و به شدت شخصی است.
دوست ندارم به شیوه‌ی نوشته‌هایی با ته‌مایه‌ی عرفان شرقی در هر چیز به دنبال رمز و رازی باشم، شاید سکوت این‌جاست که این فکر را در من پدیدار کرده اما پیرمرد واقعا هست، این‌جا در قاب خودش و ذره‌ای هم جابه‌جا نمی‌شود. گاهی می‌شود که از پنجره نگاه کنم و او در قابش نباشد و از ایوان به خانه رفته باشد اما مهم این است که یاد پیرمرد در ذهن من همیشه با این تصویر انگار از ازل نقش‌- بسته پیدا می‌شود. پس فکر می‌کنم من هم قابی دارم در ذهن او. هر کدام از ما در ذهن دیگری با قابی ظاهر می‌شویم که لابد در طول زندگی به زحمت یا شادمانه آن را ساخته‌ایم. این تصویر ازلی- ابدی از کجا می‌آید؟
قابی که تصویر من در آن حک شده در چشم دیگران چه شکلی دارد یا خواهد داشت؟ هر کدام از ما یک طرحی داریم که فریم به فریم یا بهتر بگویم جز به جز آن را در طول سالیان طولانی زندگی می‌سازیم و بعد آن را قاب می‌گیریم و به دیوار می‌زنیم. مهم نیست چند ساله باشیم تا قابمان کامل‌تر و شکیل‌تر باشد، مهم این است که این قاب دارای خاصیت ارتجاعی گسترده‌ای است و مدام شکل عوض می‌کند و شکل عوض می‌کند تا به طرح ثابت خود برسد، گاه شاید خرابی‌ها و عیب و نقص‌هایش را تر میم کند،گاهی هم ممکن است به آن‌ها بیفزاید، اما ما هرگز قاب خودمان را نمی‌بینم. مانند کوری هستیم در حال ساختن با این تفاوت که نظر دیگران نمی‌تواند راهنمایمان باشد و در این کار، چندان کارساز باشد چون این خود ما هستیم که باید تصویر خود را باید بر اساس شناخت خود بنا نهیم. بعد ار عرضه‌ی این تصویر، مثل هر اثر هنری دیگری در چشم‌های هر کس به شکلی می نشیند اما خودمان تصوری از آن نداریم و حتی همواره فراموش می‌کنیم که تمام رویاها و افکار ما، کارهایمان، رفتارها و صحبت هایمان جز به جز در ساختن این قاب دخیلند. قابی که نمی‌دانیم چه شکلی خواهد داشت اما می‌توانیم قاب‌های دیگران را ببینیم و در موردشان نظر دهیم. این قاب‌ها معمولا در یک مرحله از زندگی به سکون می‌رسند و از جنب و جوش و ساختن می‌افتند، شاید همان وقت‌هایی که دوران سالخوردگی را می‌گذرانیم و ساعت‌ها بیکار زیر ساعت دیواری سنگین اتاق پذیرایی یا جایی دیگر می‌نشینیم و وقت را می‌شماریم تا زمان بگذرد. آن‌جا زمانی است که من می‌توانم بگویم این قاب کامل شده و دیگر اگر دستی هم در آن برده شود کمی تزیینات جزیی است. آن قاب همان تصویری است که برای همیشه در ذهن دیگران خواهد ماند اما تا قبل از آن باز هم ما در هندسه‌ی ذهن دیگری در قاب هستیم و این قاب خود ساخته تمام تصویر ماست در ذهن کسی که به ما می‌اندیشد یا دمی از ما یاد می‌کند. من فکر می‌کنم تمامی رویاها و کابوس‌های ما دست به دست هم می‌دهند و تصویر نهایی ما را با قاب شخصی آن می‌سازند. فقط ای کاش می‌شد شکل عینی تصویر نهایی رویاها و کابوس‌ها را در قاب خودمان ببینیم، کاری که در مورد دیگران انجام می‌دهیم اما در مورد خود از دیدن آن عاجزیم. کار هنر شاید کشف همین تصویرهای درونی باشد،شاید هم گاه کاملا به خطا رود و تصویری معکوس از قاب ما ارائه کند. خود درین باره هیچ نمی‌دانیم.
—————————————————-
پ ن: همزمان نوشته های این وبلاگ در اینجا هم منتشر میشود برای دوستانی که دسترسی به وردپرس برایشان مقدور نیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”پیرمرد در قاب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s