ترس زن بودن

همیشه از مورد قضاوت قرار گرفتن می ترسیده ام. سرچشمه این ترس در کجای روان پنهان است را نمی دانم. اینکه بخواهم کاری را در حضور دیگری انجام دهم،پیشاپیش باعث شرمندگی ام بخاطر ضعف در انجام آن کار میشود و اینکه دیگران درباره اش چه فکری می کنند . تمام این چیزها باعث میشود دست و پایم را گم کنم و در یک آن از فردی آرام و خونسرد تبدیل به بدبین ترین و عجول ترین آدم شوم. قبل از شروع تمام جوانب منفی کار را در نظر میگیرم و ابدا امید به ذره ای حس خوشایند ندارم. این ترس و دلهره وقتی بیشتر میشود که آزمون گیرنده مرد باشد. دقیقا اتفاقی که امروز افتاد و اقای ممتحن قبل از شروع، به ایراد سخن درباره ی فضایل مردان و ضعف خانمها به زبان آورد همین موضوع باعث شد که اگر کورسویی هم خوش بینی در من بود از بین رفته باشد و من بی آنکه متوجه باشم ناخودآگاه تحت تاثیر حرفهایش قرار گیرم. بعد هم می گویند که ضد زن نیستند مگر ضد زن بودن فقط خشونت رفتاری است من این رفتارها را خشونت کلامی بر علیه زنان نام میگذارم و حالا به خوبی می دانم که منشا تمام این ترس ها ناشی از همان خشونت پنهان در بافت کلامی است که از کودکی به خاطر دختر بودن با آن مواجه شده ایم. ما همیشه از اینکه قضاوت شویم و از اینکه مبادا کار اشتباهی از ما سر بزند دچار ترس و وحشت بوده ایم و این ترس چنان نهادینه شده که خودمان از یاد برده ایم دقیقا از چه چیز می ترسیم. الان فقط میدانم از این حس مادرزاد خسته ام. حسی که چون ارثیه ای شوم بر دوشم نشسته است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ترس زن بودن

  1. طبق مکتب تحلیل رفتار متقابل، این رابطه از نوع کودک-والده. کودک مفهوم احساس شده‌ی زندگیه و والد مفهوم آموخته‌ی زندگی. چون این رابطه از بالا به پایینه، خودبه‌خود باعث احساس ترس و حقارت می‌شه. مثل قرار گرفتن متهم در مقابل قاضی.
    کتاب‌های «وضعیت آخر» و «ماندن در وضعیت آخر» رو ببین.

  2. حالا که نوشتن ِ این شعر را به پایان برده ام ( وَ صد افسوس ! آخر داشتم خیلی خیلی حال می کردم باهاش ! ) ، مانده ام که این متن ِ پُر سر وُ صدای چند دهانه را چه گونه می شود خواند ؟ این جا با متنی سر وُ کار داریم که به گونه ای همزمان ، جورواجور نویسی را ( بدون تقدم وُ تاخر ) در بافتی دیداری پیش می برد . شکی نیست که تجربه ی منحصر به فردی ست در قلمرو شعر ِ چند صدایی . به این دلیل که لحن ها و سامانه های زبانی و حتا نظرگاه های گوناگونی این متن را پدید آورده اند و چون فرم ِ شعر ( فرمی که در واقع از یک فرم ِ آموزشی رایج وام گرفته شده و نام ِ شعر نیز بر آن تاکید دارد ) ، پس زمینه ی مناسبی برای حضور و نقش آفرینی ِ این عناصر گوناگون فراهم کرده …
    ..
    ..
    ..
    چهارجوابی ها ( با حاشیه ها و ضمیمه هایش ) !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s