ایمان یا تزلزل، به کدام نیازمندیم؟

می گویند احتیاج زاده ی اختراع است. آیا انسان به ایمان نیاز دارد؟
جیسون می گوید: باید به علم یقین داشت. زن مکث می کند، خیره می شود به روبرو و می گوید من این نظریه را دوست دارم، از آن خوشم آمد.
منظورش نظریه ی جهان های موازی است. اینکه در بی نهایت جهان – اگر بی نهایتی آن را بپذیریم- زندگی های مختلفی وجود دارد و ما ممکن است در جایی دیگر،زندگی موازی با آنچه اینجا داریم داشته باشیم.
فیلم سوراخ خرگوش، با داستانی به شدت تاثیرگذار راوی زندگی زن و مردی به شدت غمگین است. زن و مردی که فرزندشان را در حادثه ی تصادف از دست داده اند و حالا باید بار این سختی را همچون پاره آجری در جیب تا همیشه با خود حمل کنند. زن اما حاضر نیست تن به اعتقادات مذهبی دهد و با این طریق و با این فریب خودش را آرام کند.
» اگر خدا،فرشته ی دیگری میخواست،چرا یکی دیگر خلق نکرد، مگر خدا نیست؟»
و به این ترتیب بی قراری زن افزون می شود. بی قراری های هر دو در تقابل با هم قرار می گیرد و هریک به شکل خود سوگوار فرزند است. کاری به خود فیلم و داستانش ندارم که بسیار قوی است و شخصیت ها چنان پرورده شده اند که بیننده را نه تنها تا آخر میخکوب این کشف نگه می دارد بلکه ما مدام در حال همذات پنداری از یکی به دیگری هستیم. موضوعی که میخواهم درباره اش صحبت کنم ایمان و عدم ایمان است. اگر انسان از گذشته تاکنون یاد گرفته که با ایمان مذهبی بر مشکلاتش غلبه کند حالا در جهان مدرن برخی از آن تعلیمات کتاب های مقدس به نظر ساده انگارانه می آید و انسان پرسشگر را در ورطه ی بی ایمانی می اندازد. اما انسان انگار که بهرحال به ایمان نیاز دارد،پس برای آن جایگزین تعریف می کند اگر فرشته داشتن برای خدا به نظر خنده دار می آید نظریه ای پیچیده تر هست؛جهان های موازی و جالب اینکه به این هم باید ایمان داشت،چون هیچ چیز ثابت نشده است.جاپای محکمی وجود ندارد فقط باید یقین داشت،حالا این زن است که در این موقعییت و چنین یقینی قرار گرفته است. دیگران می توانند -درست مثل خودش در مقابل جمع معتقد به ایمان مذهبی- این نظریه را مسخره یا انکار کنند، عصبانی شوند و باور نکنند چیزی را که او باور کرده.
پس تفاوت در چیست؟ هیچ . انسان در سرگردانی ابدی مجبور است که از ایمانی به ایمانی دیگر چنگ زند تا بتواند در معمای پیچیده ی جهان دمی روی پای خود بایستد. حرف فیلم البته این نیست، اما من از ایمانی می گویم که اساسش را هیچ چیز تعیین نمی کند جز اعتقاد شخصی. پس ما چه تفاوتی با انسان های باستان یا قرون میانه داریم که مومنانه به تعالیم مذهب یقین داشتند و حتی برای خودشان خانه هایی در آخرت می خریدند. تفاوتی نباید باشد فقط موضوع چرخش ایمان است چیزی که قطعیتی ندارد. ایمان به نظریه ی علمی یا ایمان به خدا؟ هر چه باشد ایمانی است که دلیلی منطقی برای آن نمی توان یافت فقط درکی شهودی یا خودخواسته است. آیا می توان ایمان را هم جز احتیاجات بشر به شمار آورد که اختراع های عدیده ای به دنبال داشته؟

Advertisements

9 thoughts on “ایمان یا تزلزل، به کدام نیازمندیم؟

Add yours

  1. سلام !
    نوشته ي خوبي بود .
    اما ؛ جسارتن :
    اختراع زاده ي احتياج است .
    كه شما بر عكس مكتوب فرموده ايد .

    شاد و زيبا باشيد .
    ———————————————————————-
    دمادم:ممنون از نکته سنجی تان. بله اینجا چون همان منظور عکس آن درنظر گرفته شده، با گذشت از خطای تحت اللفظی سعی شده که به احتیاج تکیه کند.

  2. تصور من اينه كه ايمان در زندگي آدمهاي با ايمان نقش لنگر رو بازي ميكنه، كه باعث ميشه در تلاطم زندگي تعادل خودشون رو باهاش حفظ كنن و از طرفي به زندگي شون معني ميده. يعني به چيزي ايمان دارند كه خطوط بايد و نبايد رو براشون نشون ميده و اونها بايد در زندگي در ميان اون خطوط حركت كنن.

  3. شرایط سخت و درهم‌شکستگی‌های ذهنی یکی از دلایل این نیازه. خلئی به وجود میاد که باید پر شه و گاهی شکل ایمان پیدا می‌کنه و گاهی بی‌ایمانی. اگه ایمانی هم شکل می‌گیره، مهم اینه که خرافی نباشه.
    باید فیلم جالبی باشه.

  4. سلام دوست من . این فیلم را دیده ام و خوشحالم از خوندن نوشته ی شما . لذت بردم . ایمان نگه دارنده ی ماست در برابر غمها ! و نوسان بین ایمان و عدم ایمان هم طبیعی است . دنیای ما دنیایی است که با نگاه شکاکانه در برابرمشکلات سردرگمی و خلاهای زیادی را تجربه می کند. روی اوردن دنیای غرب به دین و کتابهایی که جنبه ی معنوی دارند یک نشان روشن از پر کردن این خلاهاست و ستیز با رنج .

  5. درود .
    فیلم را ندیده ام . اما زندگی را دیده ام ! ایمان بطرز عجیبی زاییده ی احتیاج است . و این موجود گاهی اوقات بطرز غریبی به نجات خالق خود می آید . گرچه که گاهی اوقات نیز بطرز غریبی به قهقهرا می برد .
    بدرود .

  6. الزام

    در نظم، سروده ام، در تزلزل زِلزال
    در نسری، بدون سرایش، در اتفاق
    داستان، حکایت الزام ِ گرفته از ملزوم است
    ایمان، گویی نشانهء فتوا، به پوچی بودن
    بودن، در این سرای فقط در عطف، در امکان
    **
    در این تزلزل زلزال در این سرای نبود
    ایمان بیاوریم
    حتی به فصل سرد

    دامون

  7. سلام بر بانو محبوبه
    این فیلم رو باید ببینم حتما. جالبه به نظر میرسید زن ها بیشتر از مردان به دین وابسته باشند!
    ایمان از ضروریات زندگی آدمهاست. شاید احتیاج بشر ایمان را اختراع کرده باشد اما چیزی که مهمه اینه که ایمان وجود داره.من خیلی ها رو دیدم که مدعی بی دینی و خدا ناباوری و یا علم گرایی هستند اما در نگاه آنها هم حتی ردی از ایمان به خدا پیداست!

  8. دروووود

    « میترسم که حیوانات انسان را به صورت موجودی همنوع خود, که عقل سلیم حیوانی را گم کرده است, بدانند. میترسم آنها انسان را همانند حیوانی خندان , گریان و حیوانی بدبخت , تجسم کنند» .. فردریش نیچه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: