نوروز، یادآوری یا انکار


* نوروز آمد و رفت و مثل هر سال هربار که سراغ تلویزیون رفتم داشت برای هزارمین بار نوروز را در یکی از کشورهای منطقه نشان می داد. کشورهای که در زبان فارسی با ما مشترکند اما به طور طبیعی و از نظر تاریخی و فرهنگی تفاوت هایی بنیادین با ما دارند و جالب اینکه تا این اندازه که ما آن ها را قدر می دانیم آن ها کمتر گوشه چشمی به ما دارند.

**ما ملت بزرگی هستیم و تاریخ پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ایم آن چه برای ما در طول این همه سالیان پر درد و رنج باعث پیوستگی است همین نورورز است، اسطوره ای که به ما یادآور می شود ماندگاری را، حالا گو جهان هر طور بگذرد.

***واژه ی ملت، واژه ی فرانسوی قرن هجده است که عامل تشکیل و پیوند ملتها را در زبان، فرهنگ و تاریخ مشترک می داند. آیا این تعریف برای قرت بیست و یکم و عصر ارتباطات عظیم هم دارای معنا خواهد بود؟ آن هم زمانی که موج مهاجرت ها مرزها را درنوردیده و مردم به اجبار یا انتخاب، وطن خود را برمی گزینند. در کشور بزرگی مثل آمریکا چند درصد از مردم را می توان با این تعریف دارای ملت واحدی دانست؟ طبیعی است که تعریف ملت از ابعاد گوناگونی و ا زجمله بعد زبانی دستخوش تغییر شده د رحالی که ما همچنان بر طبل خود می کوبیم وداشتن زبان مشترک را عامل پیوند می دانیم و برای همین است که چشم دیدن خرده فرهنگ های داخل کشور خود را نداریم و سراغ همسایه ای می رویم که زبانش فارسی است اما هم وطن خودمان چون به زبان فارسی،نوروز را برگزار نمی کند، چشم بر آن می بندیم و در عین حالی که آن ها را اقوام می نامیم، فراموش می کنیم که پارس ها نیز یک قومند و اگر قر ار باشد ملاک قوم بودن زبان باشد پس چه مخالفتی هست با اطلاق ملیت برآن ها به جای قوم و این در حالی است که ما از طرفی زبان را عامل ملیت می دانیم و از طرف دیگر بر خرده فرهنگ های داخل کشور چشم می بندیم و آن را انکار می کنیم و برای یافتن نقاط مشترک در نوروز به جای اینکه سری به بلوچستان،آذربایجان یا کردستان و ترکمن صحرا بزنیم سر از تاجیکستان و افغانستان و درمی آوریم فقط به این دلیل که زبان مشترکی با آن ها داریم .

****«تی. اس. الیوت در مقاله ی مشهورش»یادداشت هایی بر تعریف فرهنگ(1948)» پیش بینی کرد که در آینده انسان شاهد نوزایی فرهنگ های محلی و منطقه ای خواهد بود. این پیش بینی در آن زمان جسورانه می نمود. اما احتمال آن هست که جهانی شدن پیش بینی الیوت را در قرن بیست و یکم بدل به واقعیت کند، و ماباید از این رخداد خوشحال باشیم.تولد دوباره ی فرهنگ های کم گستره ی محلی،تنوع رفتار و بیان را که دولت های ملی در اواخر قرن هیجدهم و به خصوص در قرن نوزدهم،به منظور ایجاد چیزی به نام هویت فرهنگ ملی از میان برداشتند(واقعیتی که ما اغلب فراموش می کنیم،زیرا بار اخلاقی اسف باری دارد)بار دیگر به انسان بازگردانده خواهد شد. فرهنگ های ملی اغلب در میان خون و آتش شکل گرفتند،با ممنوعیت زبان های محلی،یا پیروی از مذهب و رسم و عرفی که با آنچه دولتهای ملی مطلوب می شمردند مغایرت داشت. بدین طریق دولتهای ملی در بسیاری از کشورهای جهان،به گونه ای قهرآمیز فرهنگی غالب را بر فرهنگهای محلی تحمیل کردند و این فرهنگها سرکوب شدند و از حیات رسمی جامعه بیرون رفتند. اما بر خلاف هشدارهای کسانی که از جهانی شدن می ترسند،امحای کامل فرهنگها کار ساده ای نیست،البته مشروط بر آن که پشت این فرهنگ ها سنتی غنی وجود داشته باشد و نیز مردمی که،اگرچه در خفا،آنها را به عمل درآورند.»*
*****ما هنوز تکلیفمان با خودمان و با فرهنگمان روشن نیست. هنوز که هنوز است و بعد از حمله ی مغول تا کنون، یک چیز را خوب یاد گرفته ایم و آن انکار است. انکار یکدیگر و چشم بستن بر آنچه که هست به این امید که اگر ما چیزی را نبینیم حتما نیست اما واقعیت این است که این غرور کور، دردی از ما دوا نخواهد کرد مگر اینکه گوشه گوشه کشور خود را بشناسیم به تنوع فرهنگی خدادمان ارج نهیم تا این همه تنوع فرهنگی بستری برای رشد فرهنگ شود – اتفاقی که در کشورهای آمریکای لاتین افتاد- تا دیگران نیز ما را بشناسند و صدایمان به دنیای جهانی شده برسد ، دنیایی که دیگر به حذف نمی اندیشد بلکه فرهنگی حذف می شود که به انکار دیگران برخاسته باشد حالا اگر این دیگران بخشی بزرگ از پیکره ی خودش باشند که دست به انتحاری تاریخی در گزینه ی جهانی شدن زده است. ما نیاز داریم که به تمام ملیت ها احترام بگذاریم چون آن ها خود خود ما هستند حتی اگر انکار شوند.
———————————————————————————————————————————–
* ماریوبارگاس یوسا،چرا ادبیات،ترجمه عبداله کوثری،مقاله فرهنگ آزادی،ص51

Advertisements

یک دیدگاه برای ”نوروز، یادآوری یا انکار

  1. چیزی که هویت ملی گفته می‌شه بیش‌تر یه مفهوم سیاسیه تا فرهنگی، وگرنه چرا باید سالی یه بار بهش پرداخته بشه، اونم با نوستالژی امپراتوری‌ای که دیگه وجود خارجی نداره. این شکلی از نژادپرستیه که حالا به هیئت زبان داره خودش رو نشون می‌ده، زبانی که در دنیای امروز محلی و محدود محسوب می‌شه.
    کتاب جهانبگلو با عنوان «جهانی شدن یا جهانی بودن» معیار خوبیه واسه این‌که بفهمیم چیزی که مدتیه حالا در کسوت دیگه‌ای داره خودش رو نشون می‌ده فقط انحراف از یه سری اصول انسانیه که بیش‌تر از این‌که عامل وحدت باشه باعث تبعیض و تفرقه‌س.
    داریم به «ملت» خطرناکی تبدیل می‌شیم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s