عجیب،شبیه خودِ ما هستند

برای ماریو بارگاس یوسا
 که سزاوارانه نوبل گرفت
 و با احترام به عبدالله کوثری

عبدالله کوثری در مقدمهی گفتگو در کاتدرال مینویسد : برخی از ناقدان این کتاب را برجستهترین اثر او و یکی از مهمترین آثار در بازنمایی سیمای آمریکای لاتین میدانند. لوئیس دی یس، در نقدی بر این کتاب مینویسد:» گفتگو در کاتدرال را میتوان با آسودگی مهمترین دستاورد بارگاس یوسا در زمینهی روایت دانست. آنگاه که نوشتن این کتاب به پایان آمد بارها از نویسنده شنیدیم که میگفت گفتگو در کاتدرال آن چنان توان آفرینش و مهارت او در روایتگری را مصرف کرده که بهراستی تردید دارد که از این پس بتواند از مرزهای این کتاب فراتر رود.»*

در این رمان دو چیز بیش از هر چیز دیگر توجه خواننده را جلب میکند. نخست وسعت دامنهی آن و دربرگرفتن رویدادها و شخصیتهای متعدد است و دیگر ساختار پیچیدهاش. اما این همهی ماجرا نیست. دقیقا همینجاست که تفاوت یک مترجم ضعیف و یک مترجم کارآزموده و داستانشناس مشخص میشود و عبدالله کوثری در رمان گفتگو در کاتدرال توانسته از این آزمون سخت، نه تنها سربلند بیرون آید که دریچهی تازهای به روی زبان فارسی بگشاید. زبانی که به شدت آدابدان است، گاه حتی فخیم است و اگر به نثر عامیانه نزدیک شود به اغتشاش زبانی گرفتار می شود. در این اثر دشوارخوان، عبدالله کوثری توانسته به چنان مرزهایی از زبان فارسی دست یابد و چنان کلماتی را جایگزین متن در ترجمه کند که نه تنها لحن و نثر شخصیتهایی پرویی در آن مشخص باشد ، بلکه تفاوت لحنها آنها هم در اثر مشهود باشد و از طرفی از کارکردهای فخیم زبان فارسی به بهترین نحو ممکن استفاده برد.

«نوروین می خندد و سانتیاگو چشمانش را می بندد: خانههای چوریوس،مکعبهایی با شبکههای آهنین،غارهایی ترک برداشته از زلزله، درون خانهها ازدحام اثاثیه،و پیرزنان کوچک اندام از نفس افتاده با دمپایی و پاهای واریس دار. اندامی کوچک میان مکعبها میدود. و جیغهایش فضای چرب فلق را میلرزاند و مورچهها و عقربههایی را که در پی اویند آتشی میکند. فکر میکند، تسکین یافتن با الکل، در برابر مرگ آرام شیطانهای آبی هذیان. خوب بود . کارلیتوس خوب بود، باید به هر شیوه خود را در برابر پرو حفظ میکردی.»**

گذشته ازآن هزار توی روایتها در این اثر که هر صفحهاش، بخصوص د رآغاز داستان، کافی است تا خواننده را گیج کند باعث بسته شدن دست و پای مترجم نشده است که سیالی  روایت را قربانی هزارتوی آن کند.

بی شک عبدالله کوثری یکی از بزرگترین مترجمان ماست . مترجمانی که به مدد استعداد و توانایی آنها، ما توانستهایم با تازهترین آثار ادبیات جهانی آشنا شویم. افرادی چون صالح حسینی، مترجم آثار فاکنر،اسدالله امرایی،احمد گلشیری، نجف دریابندری و…بسیاری دیگر که اگرنبود کار سترگ آنان، ما هرگز نمی توانستیم به تصویر درستی از ادبیات جهان دست یابیم و کاش حالا که در آکادمی نوبل به تقدیر روایتگر دردهای بشری نشسته است ، ما هم از عبدالله کوثری که که دریچهی ذهنی جهان یوسا را به روی گشود تقدیر میکردیم.درست است که مترجمان دیگری نیز به ترجمهی آثار یوسا دست زدهاند و ترجمههای موفقی هم داشتهاند، اما بی شک ، عبدالله کوثری تنها کسی است شخصیت های یوسا را به میان ما آورد. شخصیتهایی که عجیب شبیه خود ما هستند. چه کسی می گوید عصر غولهای ادبی به سر رسیده است؟

—————————————————————————-

* گفتگو در کاتدرال- مقدمه ی مترجم- ص12

** » »               – ص18

پ ن: ترجمان را اینجا بخوانید. نوشته هایی درباره ی ترجمه و معضلات آن .

Advertisements

20 thoughts on “عجیب،شبیه خودِ ما هستند

Add yours

  1. نوبل بردن یوسا خبر خوبی بود و خوشحال شدم.
    کوثری از مترجم هاییه که آدم با خیال راحت کاراشو دست می گیره، چه از نظر حسن انتخاب و چه از نظر خود ترجمه. فضاهای شاعرانه رو خیلی خوب درمیاره.

  2. سلام.
    1- دوست دارم بدونم منظورتون از اینکه نوشتین زبان فارسی «اگر به نثر عامیانه نزدیک شود به اغتشاش زبانی گرفتار می شود» چیه؟
    2- اکثر این مترجمهای برجسته که شما اسمشونو کنار هم نوشتین کار همو قبول ندارن. می دونین دلیلش چیه؟

    1. 2-اینکه کار هم رو قبول دارن یا نه برای من خواننده دارای اهمیت نیست. چیزی که برای یک خواننده ی ادبی مهم است اینست این مترجمین و به علاوه دیگرانی که نام نبرده ام از جمله کسانی هستند که با سواد داستانی شان در ترجمه، ما را با نویسندگانی آشنا کردند که اگر نبود کار آن ها، ادبیات داستانی ما هم الان اینجا نبود.
      1- شما یم متن داستانی که زبان عامیانه نوشته شده را تصور کن، تا به هم ریختگی های نثری-زبانی را در آن ببینی. غیر از نثرآل احمد که توانسته به شکل پاکیزه ای از زبان عامیانه سربلند بیرون آید. اما منظور من بیشتر این بود که زبان فارسی چندان استعداد تبدیل پذیری به به زبان آمریکای لاتین را ندارد به خاطر زبان بی پروای آن ها.کار ی که در سور بز و بخصوص در کاتدرال انجام شده. ا زهمین سور بز غیر از ترجمه عبالله کوثری ، ترجمه ی دیگری هم موجود است. با نگاه به آن ترجمه متوجه کار بزرگ کوثری می شویم.

  3. 1- منظور من این بود که آیا از لحاظ نگارشی دچار آشفتگی می شود؟ و اگر جوابتان مثبت است پس باید برای نگارش عامیانه ها هم استانداری وضع شود؟ اگر غیر از نگارش (لحن و یکدستی و …) منظورتان است, لطفاً توضیح بیشتری بدهید.
    2- این که نشد جواب من! مسلماً اگر نبودند این مترجمان و پشتکارشان ما نمی توانستیم این آثار را بخوانیم. اما اینکه جرا هیچکس دیگری را قبول ندارد هنوز هم بی حواب باقی می ماند.

  4. سلام
    همیشه برایم سئوال بود چرا این همه نویسندگان مختلف که بیشترشان را هم نمی شناسم! نوبل می گیرند ولی بارگاس یوسا نمی گیرد؟ باور کنید وقتی شنیدم نوبل گرفته انگار برادرم جایزه گرفته خیلی ذوق زده شدم!
    هیچگاه لحظات جالبی را که با خواندن کتابهایش پیدا کرده ام فراموش نمی کنم. ترجمه های کوثری هم مزید بر علت
    کوثری از آن دست مترجمانی ست که برای صنف خودش و کارش احترام قائل است و ترجمه را به حق جدی می گیرد.

  5. دانلود مجموعه داستان روسریهای سبز ./ هشت داستان کوتاه با موضوع جنبش سبز ایران . زمان برای دانلود کتاب : یک دقیقه /. این کتاب را به دیگران معرفی کنیم . لینک دانلودش را در وبسایت و وبلاگ خود بگذاریم . آدرس : http://www.salin-moghadas.blogspot.com

    برای دانلود به آدرس وبسایت من بیایید

  6. سلام
    چقدر خوب كه هنوز عصر غول هاي ادبي (نويسنده يا مترجم)به پايان نرسيده:)
    مقدمه ي مترجم به اندازه ي كافي وسوسه گر است تا اين كتاب را هم به ليست در انتظار مطالعه بيافزاييم!

  7. آن تکه ترجمه ای که آوردی آنقدر جالب بود که دوست داشتم در همان لحظه کل کتاب را بخوانم.
    بسیار ممنون از اینکه شخصیت های هنری ایران را اینگونه زیبا معرفی می کنید. سپاس

  8. سلام علیکم.

    طبق

    http://pouriaalami.blogspot.com/2010/10/blog-post_07.html

    محسن پرویز، معاون سابق وزارت ارشاد، دو سال پیش پیش بینی کرده بوده یوسا نوبل ادبیات را می برد.

    ***
    من به مناسبت کتابی که دارم کار می کنم، یک مقدار تحقیق کردم که ترجمه ی عنوان کتاب یوسا در فارسی به صورت

    جشن بز نر
    (ترجمه ی جاهد جهانشاهی)

    درست تر است یا

    سور بز
    (ترجمه ی عبدالله کوثری)

    دقیق به نتیجه نرسیدم. ظاهراً واژه ی اسپانیائی یعنی بز نر، ولی درباره ی این که عنوان کتاب را کوثری درست تر ترجمه کرده یا جهانشاهی، به نتیجه نرسیدم.

    همچنین نام کتاب مارکِس را هم … دلبرکان … گفته اند هم واژه ای که منفی است. من از دوست وبلاگی ام که یک خانم در اسپانیا است سؤال کردم. گمان کنم کنم ترجمه ی درست همان واژه است که منفی یا مذموم است.
    l

  9. م م م م به هر حال آکادمی نوبل تصمیم گرفته از مرده زنده کردن دست بکشد و یکی را انتخاب کند که دو نفر می شناسنش گرچه من خودم خیلی جذب کارهای یوسا نمیشم

  10. من از خبر نوبا گرفتنش خوشحال شدم البته من بشخصه قبل از گرفتن جایزه نوبل او را نمی شناختم اما بعد که مفمیدم مقامات کشورش دل خوشی از او ندارند فهمیدم کتاب های خوبی می نویسد به امید آزادی و آبادی برای همه جهان

  11. بازتاب: سال‌های سگی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: