صدای مرد ساکت

آمدم تا اینجا از علی دهباشی بنویسم. مردی که از جوانی هرگاه نامش را دواردور و بعدها به شکلی ملموس تر شنیده ام ،برایم چیزی است معادل فرهنگ. کسی که اعتبار اهل قلم است و جانش را گذشته تا فرهنگ و هنر این مرزو بوم را – که ظاهرا کسی چندان تره ای برایش خرد نمی کند- در یادها نگه دارد، مدّونش کند تا کسانی که حالا هستند  و آیندگانی که می آیند بدانند و ببینند که کجا ایستاده اند و آبشخورهای فکری شان چه بوده است. خودش اما ساکت است. هر چه بیشتر از دیگران حرف می زند و درباره ی دیگران می نویسد کمتر ازخودش سخنی به زبان می آورد. انگاراو ایستاده، با تمام تلخکامی ها و مرارتش ، با بیماری آسمی که مدام نفس را به او یادآوری می کند، تا نقش دیگرانی را حک کند که دلی بر هنر و دستی بر فرهنگ داشته اند، که خشتی از هزاران خشت را روی هم چیده اند و چه باک که آنان نیز کسانی چون خود را به یاد نیاورند و یا نشناسند.  دهباشی مردی ساکت ، این را وظیفه ی خود نموده است که بر کارهایی که شده و می شود بایستد ، آن ها را بشناساند و دلش بتپد برای چیزی که ما دوستش می داریم و میدانیم هرچند که مثل نان شب به آن نگاه نمی کنیم اما از نان شب ، برایمان مهم تر است. او آنقدر در این کار پای فشرده که حالا دیگر همه باور کرده ایم که این وظیفه ی اوست که به تنهایی بایستد در برابر هزاران هزار باد مخالف که از گوشه و کنار می وزد و همان طور که «کِلک» اش را خانه نشین کردند، در  به روی بخارایش ببندند. آمدم اینجا تا از علی دهباشی عزیز بنویسم. مردی که همه او را می شناسیم و در عین حال هیچ نمی شناسیم. دیدم که دوستانی نوشته اند. با دقت و حوصله و حتی در سایتی خواندم که قرار است ویژه نامه ای برایش بگذراند. پس به دادن لینک این دوستان که سخن را کامل تر از من نوشته اند اکتفا می کنم. باشد که صدای مرد ساکت ادبیات مان را بشناسیم و به سکوت رسایش درباره ی خود و صدای بلندش در پاسداشت زحمات اهالی فرهنگ گوش فراداریم.  مردی  که قرن ها باید بگذرد تا مگر کسی چون او را با این همه توان و تحمل و دانش و درک کاملی از گوشه گوشه های فرهنگ و هنر کشورمان، داشته باشیم. بزرگی اش را پاس داریم  و نگذاریم بخارایش به سرنوشت کلک دچار شود.

در همین باره بخوانید:

فراخوان چراغ های رابطه درباره ی مجله بخارا

كاغذ كاهي از نگاه علي دهباشي

تا مقصد می خوابم درباره علی دهباشی

دهباشی و کتابی درباره ی ایرج میرزا و زندگینامه ی دهباشی در سایت همشهری

عکس های دیدار با دهباشی در کافه تیتر

و نیز علی دهباشی در قلم انداز

متاسفانه آن چه در ویکی پدیا درباره ی دهباشی دیدم چنان ناقص بود که مجبور شدم صفحات دیگر را بگردم و جالب آن که درلیست منتقدان ادبی جز چند تایی که به شایستگی نامشان در آن جا به عنوان منتقد ادبی درج شده ، دیگران بسیاری را نیافتم که یکی از آن ها علی دهباشی بود.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”صدای مرد ساکت

  1. سرکار خانم محبوبه موسوی!

    » صدای مرد ساکت»تیتربسیار زیبا برای مرد بی ادعای فرهنگ ایران

    عمر فرهنگی کلک وبخارا به بیست سال رسیده است و همت علی دهباشی مانع از خاموشی چراغ اهل فرهنگ وزبان وتاریخ ایران شده است
    برای پاسداشت و یاری بخارا چه میتوان کرد؟

    چراغ های رابطه برای بخارا پیشنهادی دارد در قالب یک فراخوان

    فراخوان خرید نشریه بخارا ازطرف چراغ های رابطه واستقبال فرهیختگان وشیفتگان هنر وادبیات ایران مشوقی برای تداوم انتشار نشریات مستقل ایران است

    لینک مستقیم فراخوان در چراغ های رابطه:

    http://nosratdarvishi.com/article.aspx?id=1531

    نصرت درویشی/شهریور /1389

  2. سلام. بسیار بسیار عالی نوشیتد و قلم روان شما از مردی گفت که بایست او و همانندش را قدر بدانیم. انانی که با همه دشواری ها در عرصه فرهنگ و ادب و هر عرصه که نیاز مردم ما باشد گام برمیدارند ستودنی اند. لذت بردو از نوشته تون.

  3. سلام
    ممنون از اینکه به یاد او بودید. راستش من تا مدتی پیش خوب نمی شناختمش. در مستندی که از بی بی سی فارسی پخش شد دیدمش و گفتم این همان علی دهباشی ِ مجله ی بخاراست؟ ممنون از شما و درود به چنین نیک مردی از اهالی فرهنگ وادب که برای خیلی از اهالی ادبیات ویژه نامه چاپ کرده است

  4. سلام
    گویا مرد ساکت ادبیات است واقعاً چون آرام و بی صدا این همه اثر و تاثیر در مطبوعات ادبی ایران داشته و دارد
    فراخوان خرید بخارا را که در بی تابانه ها دیدم دلم بدجور گرفت . بدجور …

  5. سلام خانم موسوي
    اول راجع به مطلبي كه در مورد اين فرهنگي‌مرد روزگار ما نوشته‌ايد، بسيار خوشحالم و سپاسگزار.
    به‌واقع علي دهباشي مجله‌ي وزين بخارا را، با پشتكار و شكيبايي كم‌نظير و چه‌بسا بي‌نظيري در تاريخ فرهنگ معاصر، با دفتر و بي دفتر و با پشتوانه‌هاي مالي به‌نسبه محدودي منتشر مي‌كند و اميدوارم انتشار آن تا سال‌هاي سال ادامه يابد.
    دوم از محبتي كه نسبت به اطلاعيه‌ي افراز در وبلاگم ابراز فرموده‌ايد، بسيار ممنونم. راستش من خيلي وقت است كه از راه گودر پيگير مطالب شما هستم و تاكنون بسيار از مطالبي كه منتشر كرده‌ايد، استفاده كرده‌ام.
    زنده و پاينده باشيد

  6. نمی شناختمش اما هم اکنون چرا.
    چه پشتکاری دارند ایشان واقعا!
    نوشته «كاغذ كاهي از نگاه علي دهباشي» را خواندم که بسیار تعجبم را برانگیخت! چطور همچین مجله ای با این همه مطلب منتشر می کند؟!
    فقط تعداد صفحاتش گویای همه چیز است.
    ممنون خانم موسوی عزیز، ممنون…

    • دوست عزیزم
      تمام دیدگاه هایی که در این وبلاگ ثبت می شوند، نیازی به تایید ندارند و خودبه خود نمایش داده می شوند مگر در دو صورت امکان نمایش نداشته باشند:1) سیستم خودکار وردپرس آن را به عنوان اسپم شناسایی کند (که البته گاهی در شناسایی اسپم ها دچار خطا می شود) .2)کامنت گذار محترم برای اولین بار بخواهد در این وبلاگ کامنت بگذارد که تا تایید نویسنده ، دیدگاه باقی می ماند که البته این روش تشخیص هم به شکل خودکار در وردپرس عمل می کند. دیدگاه شما جزء اسپم ها که نیست و اولین بار هم نیست که خواننده ی دمادم هستید و این لطف همیشگی تان است، پس احتمالا اشتباهی رخ داده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s