برادران توأمان

خواب، چون مرگ درمیرسد

در راهپلهی بلند بیانتظار

مرگ،چون خواب درمی زند

در بیابان کوچ رویاها

آه! ای برادران ِ توأمان ِ پرسهزن ِ بیگپ و گفت

خواب و مرگ

چرا در، به روی هم  نمیگشایید؟

بارها شنیده بودم که شعر بر شاعران نازل می شود و هر جا باشند روی پاکت سیگاری یا تکه کارتنی ،شعر را می نویسند تا فراموش نشود. هر چند تجربه ای نداشتم اما برایم قابل درک بود. حالا همین طور ناگهانی و بدون مقدمه، در فاصله ی خواب و بیداری کلمات این شعرواره در ذهنم ردیف شد از شانس بد نه پاکت سیگاری بود و نه کارتن پاره ای که روی آن بنویسم تا فراموش نشود ، این بود که برخاستم و دنبال کاغذ گشتم و وقتی نوشتمش ، دیگر خواب ،هم ر فته بود. اما چه کسی با یک شعر شاعر شده؟ و اصلا مگر می شود این نیم جملات ردیف شده را شعر دانست؟ این ها به نظر شما بستگی دارد.خلاصه بعد از مدت ها که شعر نوشتن را بوسیده و کناری گذاشته بودم، دوباره مثل خزنده ای آرام ،سر خود را بالا آورد.

———————————————————————

پ ن : علی دهباشی را همه می شناسیم. مردی که زندگی اش را برای فرهنگ این مرز و بوم گذاشته و می گذارد. مرد ساکت سرزمین ما. حالا بخارایش –  تنها ماندگاراز زمانه ای که مجلات ادبی و فرهنگی یا در محاقند و یا به غیظ میر غضب گرفتار و بخارا  صبورانه دارد دوام می آورد- به دست و نگاه اهالی فرهنگ چشم دوخته، تا ماندگاریش دلیلی شود بر بودن ما که هستیم و گرچه اندک و کم بضاعت،اما نمی گذاریم بخارا برود. این فراخوان را بخوانید تا فراموش نکنیم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”برادران توأمان

  1. سلام
    نكته ي عجيبش اينه كه من هم امروز داشتم به خواب و مرگ و شباهتاشون فك مي كردم !
    اين شعري كه شما گفتيد خواب به خواب رفتن بود ديگه 😉
    تجربه ي خمير شدن كلمات تو مشتت خيلي تجربه ي خاص و خوبيه …
    مباركتون باشه

    درباره نزول شعر بر شاعر كه گفتيد به نظر من شاعر الهام مي گيره … ولي نه لزوما از يه اتفاق روحي و متافيزيكي …ممكنه الهام گرفتن از اتفاقات روزمره باشد … كه اتفاقا اكثر اوقات هم چنين است

  2. تو رمان در ستايش مرگ ساراماگو ي مرحوم در مورد اينكه فرشته ي مرگ زن يا مرده و تصور عموم چيه بحث جالبي مي شه
    اينو كه گفتيد برادران توامان ، ياد اون افتادم

  3. عکس بی نظیریه. شعر هم قشنگه.
    شباهت خواب و مرگ از مضامین قدیمی ادبیاته. خاقانی: «خوابتان زیر پل مرگ گذر خواهد داشت.»
    اکتاویو پاز در مورد الهام می گه منشا الهام کلماتن، تا کلمه ای نداشته باشی الهامی هم در کار نیست.

  4. سلام
    ((انسان به‌تصادف به‌دنیا می‌آید، اما مرگش قطعی‌است)).
    ببخشید که دمِ دستم نبود اصل جمله ولی تلاش کردم نقل به مضمون از کلمات شاملو استفاده کرده باشم.
    واقعیت این است که مرگ قطعی است . اما به علت همین قطعیتش، من شخصا هیچ وقت به مرگ فکر نمی‌کنم. و اصولا فکر کردن به زندگی را بیشتر می‌پسندم و بیشتر می‌پذیرم.
    تجربه‌ی جالبی داشته‌اید در مورد ((نزول شعر)) . حتما می‌دانید که این تجربه برای بسیاری پیش می‌آید اما بقیه‌ی کار بستگی به مهارت، تجربه و پختگی شخص دارد. یکی می‌شود من، که تنها خواننده‌ی اثر خودم هستم و یکی هم می‌شود مولوی، حافظ و یا شاملو. امیدوارم از دسته‌ی دوم باشید.
    موفق و شاد باشید

    • هیچگاه به شعر به عنوان کاری جدی توجه نکرده ام چون به نظرم شعر گفتن را شاید هرکسی بتواند انجام دهد اما شعر ناب گفتن نه کار هر کسی است. سال ها پیش هم دقیقا به همین دلیل دور شعر گفتن را خط کشیدم و دفتر قدیمی شعرم را هرگز از کمد بیرون نیاوردم. من هم اگر شعری بگویم احتمالا از همان دسته ی اول است که نوشته اید.

  5. سلام
    به نظرم شعر چیدن صرف کلمات موزون کنار هم نیست . شعر باید پیام دهد و پیامش هم تکراری نباشد تا به قول شما شعر ناب لقب گیرد .
    در مورد مرگ هم قبلا مطلبی در وبلاگم نوشتم ……

  6. سلام به خانوم محبوبه خانوم عزیز….راستش بااینکه مدتهاست که وقت و حوصله و توان وبگردی و کامنت نوشتن برای دوستان(حتی دوستان جانی) رو ندارم (ینی این فرصت ازم گرفته شده!!)، اما خب امروز که کامنت لطف آمیز شما رو دیدم حسابی تحت تاثیر قرار گرفتم!… لابد میپرسین چه تاثیری؟!…جواب من اینه که معمولا قانون بلاگستان لااقل برای وبلاگهای معمولی مثل مال من، اینجوریه که : اگه وبلاگهای دیگه رو نخونی دیگرونم نمی خوننت و اگه واسه کسی نکامنتی اونام دیگه واست نمیکامنتن!!….اما شما (همونطور که یه دفعه دیگه هم خدمتتون عرض کردم) ظاهرا هیچ خودتونو به این قانون محدود نکردین و اغلب و در هر شرایطی به من و نوشته های ناقابلم لطف داشتین و این خصوصیت لااقل بین رفقای من نادر و قابل تجلیله … البته از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون منم اغلب شما رو خوندم و میخونم اما خب خیلی اوقات فرصت اعلام حضور بوسیله کامنت نیست!…به هرحال از الطافتون باز هم ممنونم

    اما درباره این شعر خوشگل و عمیق و نوشته بعدش: گمون کنم از باب شکسته نفسی و خفض جناح فرمودین که شاعر یا بهتره بگم شاعره نیستین و شعرتون شعر نیست!… چراکه اتفاقا این شعر چه ظاهرش و چه معناش اغلب ویژگی های یک شعر خوب رو داشت و اضافه بر اونا بخاطر اینکه متضمن ربط خواب و مرگ (که بمصداق سخن: النوم أخ الموت ، گفته محمد(ص) برادر همدیگه ان، هرچند که من لااقل در خواب نوعی لطافت زنانه حس میکنم!!) بود، منو به فکر هم فرو برد…. اگه نوشته های منو خوندین حتما میدونین که از تملق گفتن بیزارم اما واقعا شعر زیبایی بود و من اگه جای شما باشم سراغ اون کمد معروف میرم و دفتر شعر قبلیمو ازش برمیدارم و ضمن مرور شعرای گذشته، حال و هوایی رو طلب می کنم که به شعرهای آینده منجر بشه!!….

    راستی راجع به بخارا و علی دهباشی عزیز و اون فراخوان که بهش لینک دادین… من از زمان کلک با بخارا و تا حدی سمرقند همراه بودم و گرچه هنوز فرصت نکردم بسیاری از مطالب دوره های این نشریات رو که کم و بیش جمع کردم بخونم، اما بخدا این روزا و بخصوص بعد از خوندن نوشته علی دهباشی توی آخرین شماره بخارا (ویژه نامه سیمین خانوم دانشور) دایم توی همین فکر بودم که چیکار میشه کرد که بخارا همچنان باقی بمونه و در هیاهوی سیاستهای هولناک دولت موجود از دست نره… به همین خاطر هم این لینک شما هم به اندازه شعر خوشگلتون جیگرمو حال آورد و شادم کرد… خدا کنه این شادی مث شادی های دیگه ام زودگذر نباشه و با استقبال برخی هموطنان از این فراخوان باقی بمونه…. باز هم ازتون ممنونم خانوم محبوبه خانوم دمادم … دوست عزیز و با وفای من…. دوستدارتون…. من!

  7. سلام دوست خوبم .زیبا بود .چقدر دنیای خواب ها را دوست دارم کاش مرگ وثل یک رویا باشه ! از پ.ن هم ممنون نام علی دهباشی همواره برایم با احترام خاصی به زبان می آید . نوشته هایشان را خیلی دوست دارم و از آنها استفاده کرده ام.

  8. سلام به کویین محبوبه ی عزیز
    فکر کنم که نباید به طور قطعی کنارش میگذاشتی. حداقل برای تو که اهل نوشتنی طبیعیه که هر از چند گاهی شعرواره هایی چنین پرمغز بنویسی
    موفق باشی.

  9. شعر نوشتنی است.نوشتن کنار گذاشتنی نیست.نوشته میشود.قطعه زیبایی بود.مخصوصا خط آخرش.خوابی که در بروی مرگ بگشاید.مرگی که در بروی خواب ما.انگار همیشه خواب بوده ایم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s