تغییر و دشمنان آن

تغییر همیشه عکسالعملهای متفاوتی را به دنبال داشته است. ملتها معمولا و دولتها در اغلب موارد در مقابل تغییر مقاومت نمودهاند. در اروپای اوایل قرن بیست و آمریکای ابتدای قرن جنبههای گوناگونی از مبارزه با آنچه ما اکنون نامش را مدرنیته یا تغییر گذاشتهایم وجود دارد گو اینکه این ملتها اکنون بهخاطر دانایی به این ویژگی توانستند ترس از تغییر را کنار بگذارند تا در راه خود پیشرفت کنند. نمونهای که در زیر میآورم مربوط به آستانهی چنگ جهانی اول است:

در حالی که کشف و اختراع، بهداشت و بهبود تغذیه، سبب دگرگونی میشد، طرز فکر آدمها چندگانه و پراکنده بود. کسانی نه تنها مشتاق تغییر بودند بلکه ایمان داشتند تغییر در حال رخ دادن است و دنیای فردا (به نظر کسانی مانند اچ. جی. ولز، نویسندهی انگلیسی، دنیای سیاه فردا) شباهتی به دنیای دیروز و امروز نخواهد داشت. جمعی یقین داشتند چه بخواهیم و چه نخواهیم، معجزهی علم کار خودش را میکند و بشر را نجات میدهد. در مقابل، سران هیاتهای حاکمه نه تنها در برابر تغییر مقاومت میکردند، بلکه اصل تغییر را نه میفهمیدند و نه حتی حس میکردند. وقتی هم میفهمیدند کم و غلط و محدود و دلبخواهی میفهمیدند.

از سران ارتش فرانسه از قدیم دوست داشتند دستکش سفید به دست کنند و شلوار قرمز بپوشند. وقتی در سال 1912 پیشنهاد شد با توجه به افزایش برد تفنگهای جدید و نیاز سربازان به استتار، کت آبی و شلوار قرمز را سال 1830 را کنار بگذارند و لباس آبی – خاکستری برای صحرا یا خاکستری – سبز برای جنگل بپوشند، غریو و غوغا برخاست و باری دیگر احساس شد حیثیت قشون در خطر است. قهرمانان ارتش اعلام کردند پوشاندن رنگی گل آلود و بیشکوه بر تن سرباز فرانسوی در حکم تحقق آرزوهای قلبی دشمنان ملت و فراماسونها ست. وزیر پیشین جنگ از جانب فرانسه فریاد زد: «حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی فرانسه» جانشین او پس از پایان جنگ نوشت: » آن جسبیدن کورکورانه و ابلهانه به چشمگیرترین رنگ عواقبی سخت در پی داشت».

منظرهی میدان جنگ پس از نبرد باور نکردنی بود. هزارها کشته همچنان سرپا بودند و تل کشتهها که روی هم تلنبار شده بود مثل پشتبند دیوار آنها را در هوا نگه میداشت. افسران فارغالتحصیل دانشکدهی سن سیر با کلاهی گرد که پری سفید بالای آن بود و دستکشهای سفید به جنگ میرفتند؛ مردن با دستکش سفید را شیک میدانستند. گویی میدان جنگ هم تالار ضیافتی است که لباس افسر جوان خوش سیما هراندازه زیر نور چلچراغها چشمگیرتر باشد خانمهای زیبا بیشتر به او توجه خواهند کرد.

فقط این نبود. جنگ 1905 ژاپن و روسیه تازگی در دور دستها اتفاق افتاده بود اما ژنرالهای پاریس و برلین و لندن که در نیمهی قرن نوزدهم به دنیا آمده بودند  به بدعتهای احمقانهی آسیاییها علاقه نداشتند. وقتی افسر ناظر انگلیسی از آن جنگ گزارش داد در برابر مسلسلهای سنگ دشمن کاری از سواره نظام ساخته نیست، در وزارت جنگ کشورش به او خندیدند.

ینی چریهای عثمانی دست گرفتن تفنگ (البته در آن زمان سرپر) را با اکراه پذیرفته بودند اما از بکار بردن توپ عار داشتند زیرا زدن حریف از راه دور و بدون دیدن او را خلاف آیین مروت میدانستند.*

در آمریکا داستانهای زیادی در مبارزه با منع مشروبات الکلی وجود دارد که در نهایت در مقابل آن کوتاه آمدند. در همین آمریکا نوع پوشش دختران و حتی اندازهی دامن مایوی آنها توسط سانتیمتر اندازه گرفته میشد که کوتاهتر از حد معمول نباشد و …

در تاریخ هر ملتی مبارزه با جنبههای نو زندگی همواره وجود داشته است و در نهایت اصل تغییر برندهی میدان بوده است. مهم این است که چقدر طول کشیده و پافشاری بر اصل تغییر توسط طرفداران این اصل چقدر مصرانه بوده است.

* توپهای ماه اوت-بارباراتاکمن-ترجمه محمدقائد- نقل از ویژهی مهرنامه ش4

Advertisements

یک دیدگاه برای ”تغییر و دشمنان آن

  1. حکایت تغییر و انسان حکایتی مدام است. حکایتی است که اگر آن طرف دنیا به خیر وخوشی تمام شده، این جا و در این صد سال و چه بسا از قرنی پیش و قرن ها پیش از آن بسیار بسیار تلخ است. انگار ما ملت ساخته شده ایم که در مقابل تغییر مقاومت کنیم. چند روز پیش می دیدم که خبرنگار سیما از پیرمردی سوال می کرد که مشکل شما چیست؟ پیر مرد در مقابل دوربین گفت که تنها مشکل ما این است که حجاب … و خنده ام گرفت و البته بسیار ناراحت شدم. سهم ما از تغییر شاید همین است که در کتاب ها بخوانیم که چیزی به نام تغییر هست و رویایش را داشته باشیم.

  2. سلام علیکم.
    لایحه ی حمایت خانواده (که هنوز تصویب نشده) دارای
    ۵۳
    ماده است و مفصل است. ظاهراْ تمرکز مخالفان این لایحه، عمدتاً بر ماده ی 23 است.
    خب.
    لایحه یا طرح یا قانون حمایت از خانواده، از دید شخص شما، چه گونه باید باشد؟ آیا هنگام مطالعه ی لایحه ی حمایت از خانواده (که هنوز تصویب نشده)، احیاناً نظرتان این نخواهد بود که با تک تک
    53
    ماده، حالا یا با تمام متن هر ماده یا با قسمتی از متن هر ماده، مخالفتهائی دارید؟
    اگر شما با مبنا قرار دادن لایحه ی تصویب نشده ی فعلی، یعنی تغییر دادن ماده ها و کم کردن و زیاد کردن ماده ها، بخواهید لایحه یا طرح یا قانون حمایت از خانواده بنویسید، نوشته ی تان چه گونه خواهد بود؟
    و:
    تصور می کنید میزان مخالفتها با لایحه ی نوشته ی شخص شما بیشتر خواهد بود (از طرف افراد و گروههای مختلف) یا با لایحه ی تصویب نشده ی فعلی؟

    شاید من خودم در این موضوع مقاله ای بنویسم در وبلاگم.

    • چه عرض کنم؟ فکر نکرده بودم به این موضوع که لایحه ای بنویسم. این کار قانون گذارانی ست که ملت به آنها اعتماد کرده و رای داده اند تا حالا از مردم حمایت کنند نه اینکه برعلیه شان بخشنامه صادر کنند که البته تا جایی که من شنیده ام لایحه رای نیاورده.

  3. سلام
    باربارا تاکمن را اولین بار در کتابخانه ی یکی از دوستانم دیدم! البته کتاب برج فرازانش را. تاریخ نویس و مولف جالبی ست.
    این مقاله را هم در مهرنامه خوانده بودم. ترجمه ی قائد دلچسب بود مثل همیشه.
    خیلی از کسانی که مدام دم از تغییر می زنند خودشان در مقابل تغییر از جمله ی محافظه کارانند

  4. سلام
    درباره تغییر قبل تر در بلاگفا نوشته بودم
    به تغییر سریع اعتقاد ندارم اما تغییر با بردن زمان در دنیای مدرن اتفاق می افتد در سطح و در عمق
    اما در دنیای دیگر تغییر به افسانه می ماند گاهی

  5. سلام دوست عزیز .امیدوارم خوب و سلامت باشید . چقدر جالب .امروز داشتم کتاب تغییرات اجتماعی گی روشه را می خواندم .چه مصادیقی هم شما آورده اید .ممنون . تاریخ دوران رضاشاه هم سراسر تاریخ تغییر است تغییر لباس یکی از مهمترین آنهاست . پوشیدن کت و شلوار برای مردان و کت و دامن برای زنان و برداشتن حجاب . در امتداد زمان جامعه راه خود را می یابد و به مرور تعییر می کند . برخی تغییرات را اصلا نمی توان تحمیل کرد . ممنون که به وبلاگ من سر می زنید .با افتخار بله شاگرد دکتر آقاجری بوده ام و چهار واحد درس تارخ تشیع را در دانشگاه شهید بهشتی با ایشان گذرانده ام البته در جاهای دیگر هم از محضرشان استفاده کرده ام . سپاس از توجه شما .روزگارتان خوش .

  6. سلام
    به ‌مطلب مهم وبسیارخوبی اشاره کرده‌اید. فکر می‌کنم این بحث جای کار بسیار زیادی دارد و احساس می‌کنم زمان زیادی در بررسی کامل موضوع در اختیار نداشته‌اید. کاش مطلب کاملی در این زمینه بنویسید.
    موفق و شاد باشد

  7. من یکی از دشمنان تغییرم.(علامت تعجب هم نمی‌گذارم) زیرا تغییر باید بی ابهام و دارای چارچوب روشن و صریح باشد.اگر منظور از تغییر، تغییر برای دموکراسی است من یکی از طرفدارانش هستم.چون این تغییر بدون ابهام و دارای چارچوب روشن است و چارچوب آن دموکراسی است که بنا بر تعریف: 1- در آن دین از سیاست جداست.2- حاکمیت قوانین انسان محور است بر جامعه. 3-هیچ‌یک از اصول قانون اساسی‌اش با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در تناقض و ضدیت نیست.

  8. چقدر جالب بود این موضوع.
    پذیرش تغییر همواره سخت است و مخصوصا برای نیروهای نظامی که بسیار بسیار کم تغییراتی در آنها حاصل می شود.
    اما از این طرف وقتی خودمان را نگاه می کنیم می بینم که مثلا ما وبلاگ نویسان و شاید شما نویسندگان چقدر دیر با نرم افزار جدید word خو می گیریم! الان ورژن 2010 اش هم آمده ولی من هنوز نرفتم سراغش! تازه بعضی ها هنوز از همان 2003 استفاده می کنند 😀

  9. تغییر؟
    موضوع غریبی است. هزاران سال فکر میکردند خورشبید دور زمین می چرخد و برای اثبات عکس ان تاوان بزرگی پرداختیند.
    سی سال خیال می کردیم در راه خدا گام برمیداریم و حالا برای اثبات عکس آن باید جانمان را بدهیم.
    تغییر خیلی پرخرج است. ولی چاره ای از آن نیست. باید پیش بیاید. وگرنه هر روز و هر نسل تکرار روز و نسل پیشین خواهد بود.

    پاتوق با داستان تاریکی از زهرا عزیزی به روز است و منتظر نقدهای شما.

  10. تغییر هم از اون مواردیه که خوب و بد داره. ما هم زیاد تجربه ش کردیم، اما رو به قهقرا.
    مشابهت هایی بین سبک مقاله نویسی تاکمن و قائد وجود داره.

  11. سلام دوست من…
    هيچ كس را ياراي آن نيست كه جهان در حال تغيير را متوقف كند.. تغيير و پويايي لازمه جهان ماست… حالا چه مثبت چه منفي…

  12. تغییر،مسئله این است!
    بله تغییر ناگزیر است اما:
    درخت تغییر می کند بی آنکه بخواهد.
    سنگ تغییر می کند بی آنکه بداند.
    زمان تغییر می کند بی آنکه بفهمد.
    گوسفند تغییر می کند بی آنکه بخواهد و بداند و بفهمد.
    اما انسان اگر بخواهد و اگر بفهمد و اگر بداند می تواند انتخاب کند که تغییر بکند یا تغییر نکند. حداقل می تواند مقاومت کند در برابر تغییر یا در برابر نیرویی که می خواهد مانع تغییر داخواه او شود. این شرط انسانیت است و گرنه می شود قاطی درختها و سنگها و … .

    • تغییر گوسفند و درخت را نمی دانم چیست. شاید منظورتان رشد آن هاست اما سنگ و کوه و بیابان تحت تاثیر دما و فرسایش و… تغییر که چه عرض کنم فرسوده می شوند یا مثلا در اثر آتشفشان یا زلزله تغییر وضعیت می دهند. این ها هیچکدام تغییر نیست،تغییر همان چیزی است که خودتان اشاره نموده اید؛چیزی که مربوط به جوامع انسانی می شود.

  13. مقاله زیبایی بود و لذت بردم
    اما ساده انگارانه است که قبول کنیم همیشه تغییر به نیکی خاتمه پیدا می کند؟ این مورد هم مهم است که تغییر را چه نهادی صورت می دهد؟ تغییر را مردمی که اسیر رسانه ها شده اند تغییر خوبی است؟ ( اکثریت) یا تغییری که سیاستمداران ترجیح می دهند و به عقلانیت شاید نزدیک باشد؟( اقلیت) این مرزهای تغییر خیلی حساس است و گاها نمی شد به دموکراسی و رای مردمی که اسیر دست رسانه ها شدند وقعی نهاد

  14. سلام به محبوبه ی عزیز
    مثال ساده خود ما هستیم. در پستهای تعدادی از وبلاگها که در پایان سال گذشته به دعوت محمود فرجامی پاسخ داده بودند و از چیزهایی که دیگر به آن اعتقاد ندارند نوشته بودند میشد این تغییرات فکری کوچک و بزرگ را دید.
    زیرو رو شدن اعتقادات و طرز فکر آدمها دیر یا زود سخت یا آسان اتفاق می افتد ولی من گاهی فکر میکنم که آخرش په میشود؟ اصلا برای پایان تغییر هیچ تصوری نمیشود داشت و همین قضیه را جالب و پیچیده میکند.

  15. تنوع باعث ثبات اکوسیستم می شود.
    این جمله جمله ای که نشاندهنده اینه که به لحاظ طبیعی تغییر لازمه این جهان هست. اما تغییر باید بنیادهایی داشته باشد و ارکانی و دلایل منطقی وگرنه بی فایده از بین خواهد رفت و دوامی نخواهد داشت…

  16. روز وبلاگنویس رو به شما دوست گرامی که در خفن ترین کشور جهان مشغول وبلاگنویسی هستید تبریک میگویم.کیبورد و تایپتان مستدام و جریان ذهنیتان همیشه آزادی خواه و آنلاین و وبلاگتان همیشه به روز باد.

  17. سلام
    به نظر من مقاومت در برابر تغییر رابطه مستقیمی با مدرتیته دارد . هر چه مدرنیسم در جامعه بیشتر نهادینه شود امادگی برای تغییر بیشتر است و بالعکس . یادم می آید وقتی در دولت هاشمی رفسنجانی میخواستند موبایل را وارد کنند چه مخالفت هایی صورت گرفت اما الان ؟

  18. این عکس رو قبلا هم دیدم
    تغییر در هر حالت پیروز هست صد در صد اجتماع 20 ساله دیگر ایران و کشور های دیگر بسیار متفاوت هست 20 ساله دیگه حتی ممکنه تعریف های بنیادی اجتماعی هم عوض شود

  19. خیلی جالب بود بخصوص اون بخشش که در مورد آمریکا و اندازه گرفتن مایو ی دخترا در سواحل دریا بود . قبل از خوندن متن همش می گفت مخدایا این عکس یعنی چه ؟ مسابقه است؟ چیه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s