بهترین پایان‌های سینمایی

در طول زندگی ، چه اهل فیلم باشیم  و چه نه به هر حال فیلم می‌بینیم. فیلم دیدن در زندگی امروزه تبدیل به یکی از گوشه‌ها‌‌‌‌‌‌ی  زندگی شده است. اما این ماجرا برای اهالی فیلم، حکایت دیگری است . آن‌ها نه تنها فیلم می‌بینند ، بلکه فیلم دیدن برایشان  اجرای  مناسکی خاص  است . از انتخاب فیلم گرفته تا تماشا کردن که هر فیلم را چند بار و با چه کسانی تماشا کنند و… تا تمام گوشه گوشه‌هایش را در ذهن زندگی کنند . اما از این میان برخی فیلم‌ها است که در ذهن‌های مختلف ماندگاری عجیبی دارد. این ماندگاری مربوط به عوامل بسیار زیادی است . گذشته از شخصیت بیننده ، از داستان فیلم گرفته تا دیالوگ‌ها ، نورپردازی، شخصیت‌ها و بازیگرها  و برای حرفه‌ای‌های سینما عواملی بس فنی‌تر. یکی از عوامل عام در ماندگاری  فیلم‌های تاریخ سینما ، مربوط به پایان فیلم است یا همان پایان بندی.

اگر اهل فیلم هستید و اگر فیلم دیدن برایتان نوعی مناسک است، در فراخوان دمادم شرکت کنید و بنویسید، پایان کدام فیلم‌ها به نظرتان باشکوه بوده است، یا شما از آن لذت برده‌اید.فرض کنید در یک بازی یا فراخوانی برای پایان‌های سینما شرکت می‌کنید.

پ ن : ادامه‌ی مقاله ی برزخ آگاهی شهودی، همچنان در اینجا.

جمع‌بندی دیدگاه‌ها:

چیزی که در دیدگاه‌ها مشهود است، پایان فیلم‌هایی در خاطرمان مانده که یا ما را با قطعیتی افسار گسیخته و بی نظیر مواجه ساخته، مثل فیلم هفت دیوید فینچر و سینماپارادیزو و…یا عدم قطعیتی که ما را شگفت زده می‌نماید در فیلم‌هایی با پایان‌های یکسره باز که پایان، خود شروعی دوباره است مثل فیلم دیگران یا بازی و… این قطعیت‌ها یا عدم قطعیت ها هستند که خاطره‌ی ذهنی ما را از زندگی و فیلم و هنر می سازند .مهم عنصری است که درست در جای خود نشسته باشد ، گاه حتی مهم تر از حرفی که به تصویر کشیده شده اما اگر پایان در جای خود نباشد و مثلا ما به جای عدم قطعیت با قطعیتی ناخواسته مواجه شویم و یا به جای قطعیتی هولناک ، پایان بی منطق عدم قطعیت را شاهد باشیم آن فیلم معنایش را برایمان از دست می دهد ، چنان که گاه حتی فراموش می‌شود . درست مثل زندگی که ما در موقعیت‌های تعریف شده‌ی گوناگونی قرار می‌گیریم و خودمان رقم زننده‌ی سرانجام هستیم و اگر در فیلمی با سرانجامی ساختگی مواجه شویم که به خاطر ضعف در داستان پردازی به قطعیتی بی معنا دست می زند و یا با ‌پایان بندی هایی شبیه کارهای پست مدرن به عدم قطعیتی ساختگی دست می یازد ما را باور پذیر نمی آید و تمام زحمات داستان پردازی و روایت را در طول فیلم به فراموشی می سپاریم. ضعف پایان ، ضعف اغلب فیلم‌ها و داستان‌های ایرانی است که نشان از سردرگمی سازندگانش دارد.که نه با اندیشه‌ی قطعیت جهان مواجه می‌شوند و نه درکی از عدم قطعیت شکل یافته در اندیشه‌ی مدرن مواجه هستند. این می‌شود که ما در فیلم ها و داستان هایمان به بی‌سرانجامی محکوم می شویم. تا نگاه شما به مقوله‌ی پایان چه باشد و چگونه باشد؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بهترین پایان‌های سینمایی

  1. درست است، پایان‌ها در ذهن می‌مانند و چه‌بسیار فیلم‌ها که فقط به‌خاطر پایان در ذهن مانده‌اند. واما پایان‌های دوست‌داشتنی من:
    بی‌هیچ تردیدی فیلم «7» دیوید فینچر مقام اول را دارد. لحظه‌ی غریبی که براد پیت هم در اوج گیری آن نقش مهمی دارد. آن پیچ و تاب خوردن‌ها و آن خدا خدا کردن‌هایش، آن معصومیت هولناک و در برابرش آن خون‌سردی و آرامش که در چهره‌ی قاتلی که اسپیسی باشد چه خوب نشسته‌است.
    پایان دوم از آن دیگران است. آنجا که ناگهان پرده‌ها کنار می‌رود و می‌فهمیم زن و بچه‌ها و مستخدم‌ها در اصل همان‌هایی هستند که از اول فیلم از بود و نبودشان ترسیده‌ایم. لحظه‌ای که زن، میز را تکان می‌دهد بسیار پرشکوه است.
    پایان سوم یکی از کلاسیک‌های سینما ست. سرگیجه اثر هیچکاک ِ همیشه استاد. از همان لحظه که مرد، زن را کشان کشان از پله‌ها بالا می‌برد تو گویی می‌دانیم که به سرسختی دارد به عمق فاجعه می‌رود. زمانی که زن برای بار دوم از دریچه به بیرون پرتاب می‌شود، همراه مردی که آن‌جا ایستاده آرزو می‌کنم که ای‌کاش این‌بار هم دروغ باشد اما فاجعه خیلی نزدیک شده و راه فراری نیست.
    شاید البته بخواهم این فهرست را ادامه دهم. نقدا همین‌ها باشد تا بعد.

  2. برای جواب دادن باید حضور ذهن داشت که فعلا» ندارم! ولی مطمئن باشید کازابلانکا مقام اول را خواهد گرفت بعد همین 7 دیوید فینچر یا شاید مالهالند درایو دیوید لینچ،بعد دکتر استرنج لاو یا فایت کلاب،مظنونین همیشگی،سکوت بره ها-به خاطر اون جمله معروفش- و خیلی فیلمهای دیگه که سر صبحی اصلا» یادم نیست!

  3. سلام
    با این که فیلم زیاد دیدم گفتن کدوم پایان خوش بود برام خیلی سخته. شاید چون اینقدر در فیلم غرق میشدم که متوجه پایان نمی شدم.

  4. راستش خیلی حرفه ای فیلم ببین نیستم و حضور ذهن درست حسابی هم ندارم اما پایان » حس ششم» ، «the game» ، در حال حاضر بین فیلم هایی که من دیدم خوب بودن.

  5. سلام
    ما به شدت هستيم
    پايان انجمن شاعران مرده و ذهن زيبا بسيار باشكوه بود براي من ….
    پايان سينما پاراديزو فوق العاده بود
    پايان كازابلانكا
    و …

  6. سلام
    پایان این فیلم ها را دوست داشتم
    اول از همه مظنونین همیشگی و بعد هفت و بازی. کلا فیلمهای فینچر پایانش معرکه ست.
    مالهالند درایو و بچه ی رزمری و… خیلی هستند اما اولی بهترین پایان فیلم بود. کوین اسپیسی یکی از بهترینهای این لیست است.

  7. سلام
    پایان بندی فیلم ، آخرین صحنه های فیلم و تعلیقی که در آخرین لحظه هم رهایت نمی کند
    از اونهایی که دوران دانشجوییم دیدم
    silence of the lambs را یادمه که خیلی تاثیر گذار بود .
    راستی مثل اینکه چیزی به اسم سینمای ایران هم وجود داره یا حداقل وجود داشت یا می خواهد که داشته باشه !! از کارگردانهای ایرانی پایان بندی فیلم های اصغر فرهادی را می پسندم .

  8. یک نکته: کدوم بیننده تیتراژ رو تا آخر می بینه؟
    درخت ابدی: بعد از اتمامِ تیتراژِ فیلم » کنسنتانتین» فرشته روی سنگ قبر نشسته بود. یادتان هست؟ دوباره ببینید!

  9. دیگران
    کتاب خوان
    کازابلانکا
    هفت
    شهر گناه
    سینما پارادیزو
    بعدازظهر سگی
    درباره الی
    بیتا
    اینها برایم پایان هایی باشکوه ، شگفت آور داشته که دلم می خواسته بر پشتی صندلی تکیه دهم و بنشینم و بنشینم تا پایانش را آرام آرام باور کنم. مثل یک حادثه غیر مترقبه چه خوشایند و چه ناخوشایند…

  10. بسیاری از فیلمها هستند که پایان بندی خوبی دارند اما خود فیلم خوب نیوده یا به عکس.
    اما فیلمهایی که من دوستشان دارم البته پایان بندی خوبی هم دارند:
    ملنا، سینما پاریدیزو، همشهری کین، انجمن شاعران مرده، موقعیت عجیب بنجامین باتن، میلک، کتابخوان، سکوت بره ها، پرسوناو…

  11. سلام
    من علاقه زیادی به فیلم دارم اما متاسفانه فرصت تماشای آن خیلی کم پیش میاد

    هیچوقت از فیلم هایی که به سبک هندی ها پایان می پذیرد خوشم نمیاد اما در بین فیلمهایی که پایان خوبی به نظرم داشت یکی فیلم آپوکالیپتو و دیگری فیلم سنتوری است ..

  12. کمتر فرصت تماشای فیلم را دارم یا بگویم اصلا بهتر است 🙂
    اما برایم پیام فیلم همیهش مهمتر از پایانش بوده / در این میان پایانی که مشخص نباشد یا شوک دهنده بادش را بیشتر می پسندم // آخر درباره ی الی بد نبود

  13. «کجای تعریف آزادی می‌گنجد که بگوییم چارچوب آزادی بیان را میزان مسئولیت پذیری آنان تعیین می کند؟»
    1-این جمله در کجای مقاله آمده است.
    » جمله ی تیتر اشاره به عدم وجود برابری می‌کند یا تفاوت های ذاتی دیگر»
    2-کجای عنوان این اشاره آمده است.
    «معلوم است که نویسنده ی صد ساله با نویسنده ی یک شبه در حقوق انسانی برابر باید باشد»
    3-کل آن مقاله‌ی چند سطری، برای ایضاح برابری در حقوق بشری(طبق اعلامیه‌ی جهانی) و نابرابری جایگاه اجتماعی انسانها بوده است.دیگر پیچیده گویی و پیچیده فکری‌ای در کار نبوده و اگر بوده ، نوشته‌ی شما آن را ساده نکرده .
    4-تعریف آزادی چیست که آن را بدیهی فرض کرده و آنچنان آشفته گشته بودید.

  14. در پایان بیشتر فیلم های ایرانی یک نوع عجله ی غیر عادی مشاهده می شود که مشخص نیست تصمیم خود کارگردانان می باشد یا اینکه خود فیلم نامه اینگونه نوشته شده است!
    در بسیاری از موارد هم تدوین فیلم دچار مشکل است که بحثش جداست.
    بنده سریال دکتر غریب را نسبت به بقیه فیلم ها و سریال هایی که تا به حال دیدم ترجیح می دهم…

  15. سلام دوست عزيزم .اميدوارم حالتان خوب باشد .مطالب شما به نوعي مرا از دنياي خودم بيرون مي آورد .خيلي وقت است فيلم نديده ام !اگرچه سينما يكي از علايقم است و فوق العاده به سينماي معناگرا علاقه دارم .فيلمهايي كه پايانش با بهت و حيرت بيننده گره مي خورد به نظرم جذابتر است .

  16. سلام دوست من…
    هنوز اون پست اختصاصي رو فرصت نكردم بذارم اما حتما اين كار رو خواهم كرد و واسه اينكه ديگه گمتون نكنم پيوندتون زدم با اجازه…

  17. اين قدر فيلم خوب هست و اينقدر پايان خوب آدم نمي دونه كدومش رو بگه اما خوب : باشگاه مشتزني فوق العاده بود پايانش . سيتي اف گاد هفت . بزرگراه گمشده . مخمصه . زندگي زيباست . بر باد رفته و اون بالاخره فردام روز خداست لعنتي اي كه اسكارلت اوهارا ميگه مالنا هم بد نبود . ستاره ساز . زير زمين . زندگي معجزه است دو تاي اخري مال امير كاستاريكاست . تاوان گناه . ووو بازم بايد بيشتر فكر كنم به من سر بزنيد در وبلاگ خرس خوشحال ميشم

  18. سلام خانم موسوی
    خوشحالم با فراخوانی آمده ای که ان را دوست دارم . فیلم های زیادی هستند که پایان های خوبی دارند . من فالبداعه به چند مورد اشاره می کنم ولی اگر روزگار خواست می توانم یک مطلب مفصل در این باره بنویسم .
    اما پایان های خوب:
    پایان فیلم آنها به اسب ها شلیک می کنند ، نمی کنند ؟
    یک پایان بی نظیر برای رقاصانی که از سرنوشت تلخی که در انتظارش هستند خبر ندارند و در حین امیدواری به رقصشان ادامه می دهد .
    پایان فیلم جاده ماالهالند دیوید لینچ که با شروع فیلم پیوند می خورد . یعنی فیلم دارای ساختار حلقوی است !
    پایان فیلم بچه رزماری اثر رومن پولانسکی . مادری که در تردید میان عشق مادری یا بچه ای که نیم وجودش از آن شیطان است قرار می گیرد ولی عشق مادری پیروز می شود !
    پایان فیلم زیر زمین اثر امیر کاستاریکا که در آن تمام شخصیت های سمبولیک کشور یوگسلاوی در جزیره ای به فراموشی سپرده می شوند .
    پایان فیلم پرسونا اینگمار برگمان دو وجود زن به یک چهره تبدیل می شوند .
    پایان عجیب فیلم داگ ویل اثر هربرت فن تریر .
    پایان درخشان فیلم با چشمان کاملا بسته استانلی کوبریک
    پایان فیلم تئورما اثر پازلینی
    بخش پایانی فیلم زندگی زیباست بنینی ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s