نظرسنجی وبلاگی

ویرایش پست :

 دوست وب نویس که کامنتشان با جمله ی تقریبی : «من برای همسرم کتاب فلان و فلان را خریدم ، شاید بخواهد ترجمه کند .»را دست مایه ی این پست قراردادم .ناراحت شدند و  موضوع را خانوادگی نمودند . به همین دلیل و با پوزش از دوستانی که حالا نظر سنجی را می خوانند ،  جمله ی دیگری  را به نظر سنجی می گذارم .در ضمن  کامنت آقای محمدی در پست قبلی هست و نیازی به تکرار آن نیست .

قبل از شروع ، از دوستان خواهش می کنم که دقایقی چند از نقش همسر بودن ، همسر آزاداندیش بودن ، مرد بودن و سایر نقش های اجتماعی خارج شوند و کلیت موضوع را در نظر گیرند .

به جمله ی زیرتوجه کنید :

من به همسرم گفتم که  این کتاب ها را بخواند و کم کم کار ترجمه را آغاز کند ، تمام کتاب ها را خودم انتخاب کردم و همسرم در این زمینه نظری ندارد.  

 شما هم اگر جملاتی از این دست سراغ دارید ، بنویسید .

به نظر شما این جمله ، حکایت از نگاهی مردسالار دارد یا خیر ؟ در صورت مثبت و یا منفی بودن پاسخ تان ، دلایل خود را بنویسید .

Advertisements

26 thoughts on “نظرسنجی وبلاگی

Add yours

  1. خانمشون خواسته بودن این کتابها را براشون بخرند؟ اگه خواسته خانم بوده نه فکر نمی کنم نگاهی مرد سالارانه باشد.
    به نظر من وقتی می تونیم این جوری با کلمات و واژه ها دیگران را نقد کنیم که خودمون خالی از اشکال باشیم. از خودم شروع می کنم. که واقعا بدون این که نیت بدی داشته باشم با جملاتم منظورم را اشتباهی انتقال میدم. اون موقع هست که باید با یه عذرخواهی یه کادویی یه تشکری نشون بدم که واقعا قصد بدی نداشتم. و وای به وقتی که با یه آدم ملا نقطه ای بر خورد کنم.

  2. اگر کتاب‌ها به سفارش و انتخاب خانمشون صورت گرفته، نه، ربطی به مردسالاری نداره.
    اما اگه بدون سفارش ایشون و انتخاب کتاب‌ها بدون مشورت با او صورت گرفته باشه،‌ هر دو جمله، با یا بدون کلمه‌ی شاید، علاوه بر مردسالارنه مستبدانه هم هست. شاید خانم ایشون علاقه‌ای به این کتاب‌ها نداشته باشه،‌و حتی اگر هم علاقه داشته باشه، ممکنه انتخاب های اول ایشون نباشه. باید خانمشون خودشون انتخاب می کردن،‌ چه برای خوندن و چه برای ترجمه.
    از طرف دیگه به نظر من همچین ترجمه‌ای از ارزش چندانی برخوردار نیست مگه اینکه منظور یادگیری زبان انگلیسی باشه. چون این کتاب‌ها قبلا ترجمه شده و بسیار خوب هم ترجمه شده اند. پس ترجمه‌ی دوباره‌ی اون‌ها هیچ لزومی نداره. بهتره‌ کتاب‌هایی رو ترجمه کنن که بعد از ترجمه مورد استفاده بقیه هم قرار بگیره.
    اما برای یادگیری زبان بد نیست. چون می‌شود با نسخه‌ی ترجمه شده مقایسه اش کرد.

  3. سلام علیکم.
    شما فقط قید «شاید» را حذف نکردی. «شاید» را حذف کردی و «بخواهد» را حذف کردی و نقطه ی بین جمله ی دوم و سوم را حذف کردی و واژه ی «تا» را بین جمله ی دوم و سوم اضافه کردی. تا جمله مناسب نظرخواهی شود. این از این.
    درباره ی سؤال و نظرسنجی ی سرکار. چه مردسالاری ای است که مرد زنش را مجبور به ترجمه ی کتاب Uncle Tom’s Cabin و King Lear کند؟؟ کسی در کل تاریخ بشر این مدل مردسالاری دیده؟؟ دارم قاه قاه می خندم! زنی که بتواند کلبه ی عمو توم را و شاه لیر را ترجمه کند، چه جوری مردسالاری را می پذیرد؟
    هرچند به نظرم عرایض بنده مناسب این نظرسنجی نبود و هرچند من صمیمیت به خرج دادم و در جامعه ای که مردان، اسم زنشان جزء اسرار است، آمدم و کامنتی گذاشتم با صمیمیتی که می بینید، و ای کاش به مخیله ی سرکار خطور نمی کرد بنده و کامنت بنده و همسر بنده (که نامش نیست ولی به او اشاره شده) را دستمایه ی نظرسنجی نمی کردی، بلکه از خودتان و همسر یا فرزندان بزرگوار خودتان مثال طراحی می کردی برای نظرسنجی، اما مسئله ای نیست. من مایلم اگر افراد می آیند در نظرسنجی شرکت می کنند، باهوش باشند و مسئله را فراتر از آنچه از آنان سؤال شده ببینند. مثلاً، همین، که در مثال طراحی شده، واقعاً جا برای سالار بودن مرد هست؟ مردی که برای زنش King Lear بخرد که اگر زنش تمایل داشت، ان را ترجمه کند؟
    و در پایان:
    خانم بنده شاغل است و خودش سختش است برود کتاب بخرد. من دیدم بریده ی روزنامه مربوط به چند روز پیش را زده بود به کمد خودش که خبر از کتاب غرور و تعصب ترجمه ی رضا رضایی (و گمانم پنج کتاب دیگر جین آستین، ترجمه ی رضا رضایی)داده بود. من حدس زدم علاقه دارد به این کتاب. لذا، رفتم و خریدم.
    اگر سالار، به معنای یک مقدار عامیانه اش باشد، ان جا که می گویند «خیلی سالاری»/«خیلی آقایی»، شاید واقعاً مردسالاری باشد در مثال شما!
    با احترام.

    1. به قول خودتان در مخیله ام هم نمی گنجید که موضوع خانوادگی شود و شکل دفاع از حریم خانواده و غیرت مردانه را به خود بگیرد . باز خوب شد که اسم همسرتان را نمی دانستم و گرنه چه بسا که این جا اسمش را هم می آوردم . البته که شما بسیار در این زمینه آزاداندیش هستید که نام همسرتان از اسرار نیست اما بعید نبود که خدای ناکرده نام هم نوشته می شد .
      بنابراین و برای جلوگیری از هر گونه سوظن خانوادگی ، جمله ی پست را تغییر می دهم .

  4. به نظر من نگاه مرد سالارانه به چشم نمیخوره و شاید اگر خوب نگاه کنی زمزمه هایی از اطمینان و عشق رو هم پیدا کنی. برای مثال این عشق هست که باعث شده فرد بدونه همسرش به ترجمه متون انگلیسی علاقه داره و اطمینان از اینکه اینکار میتونه طرف رو خوشحال کنه و یا انگیزه ای براش به وجود بیاره. چون همسر ایشون به ترجمه علاقه داره این نگاه نمیتونه مردسالارانه باشه. اصولا خوب نیست هر چیزی رو بپیچونین سمت نگاه مرد سالارانه

  5. راستی دمادم عزیز، در مورد کامنت شما که گفته بودید چه زود دستت درد گرفت. اگر شما مطلب قبلی وبلاگ رو مطالعه میکردید میدونستین که دو تا از انگشتهایم با کاتر بریده شده و هر کدوم چند بخیه خرده و تایپ کردن برایم دشواره.
    موفق باشی

  6. مي تواند باشد يا نباشد. درصورتي كه به اختيار مرد سپرده شده باشد مطلقا خير ولي اگر از نگاه مرشد و استاد به شاگرد يا كارفرما به كارگر ادا شده باشد، بله قطعا.

  7. سلام علیکم.
    چه گونه افراد از

    نقش همسر بودن ، همسر آزاداندیش بودن ، مرد بودن و سایر نقش های اجتماعی خارج شوند

    و نظر بدهند که فلان جمله یا فلان حرکت، مردسالارانه است یا نه؟
    و ببخشید. معذرت می خواهم. منطقاً و از افراد فرهیخته ای مانند شما، انتظار می رود از بنده پوزش بخواهید یا از خوانندگان وبلاگ؟

    تکرار می کنم:
    شما اگر مجرد هستی، که هیچ، ولی اگر متأهل هستی، ضمن معرفی ی خیلی مختصر خودت و همسرت، جمله ای یا کنشی یا واکنشی از همسر بزرگوارتان را مبنای طرح این نظرسنجی بفرما.

    شما بعضی نوشته ها و بعضی جوابهایت از پختگی به دور است. در حالی که من گمان می کنم در سن و سال پختگی ی فکری و رفتاری هستید.

    با احترام.

  8. ببخشید آقای محمدی.
    خودتون نظرتون چیه؟ بدون این که جمله ای از شما نقل بشه آیا شما در خانه مردسالار هستید؟ که البته این را باید خانمتان نظر بدهند. اما این که شما بریده روزنامه را خواندید و بعد مابقی ماجرا نشان از عطوفت و مهربانی شماست. آیا همسرتان تابع خواسته های شماست؟
    اما در پست قبلی نوشته ای خواندم از شما درباره زنان که از لغت «عیاشی» استفاده کردید. همین یک کلمه کافی بود تا نسبت به شما نظر منفی پیدا کنم. شما بدانید اگر زنی به گفته شما اهل عیاشی باشد بعد ازدواج هم می تواند عیاشی کند. و ازدواج هیچ تضمینی بر عدم عیاشی نیست. اما این که همکاران شما در هر سنی از ازدواج سرباز می زنند دلایلی به مراتب مهمتر از عیاشی دارد. و نگاه مردسالاری که می خواهد بعد از ازدواج زن را به سلطه خویش در آورد و او را مطیع خود سازد تا طبق تمایلات او رفتار کند و از خود هیچ ایده و نظری نداشته باشد و اگر داشته باشد تنها در مسیر خواسته های مرد باشد، تنها یکی از دلایل عدم ازدواج است.

    1. آیسودا جان
      وقتی که برای دیگران تعیین میشود که دارای پختگی فکری هستند یا نه و بود و نبود چنین وضعیتی را خودش می تواند تعیین می کند .وارد قلمرو نگاه حاکم شده ایم . این همان نگاهی ست که در طول این چند سال خوب و بدها را تعیین کرده و مگر مفهوم اجتماعی دولت چیست ؟ سیستمی که از نگاه تک تک افراد جامعه تشکیل شده و این تک تک ها هر چند حالا منزوی شده اند چون نسل جوان این نوع نگاه را نمی پذیرد و با وجود مخالفت های ضمنی خودشان با مجموعه ی حاکم ،هنوز به یاد نیاورده اند که دیدگاه خودشان نیز پازلی از همان مجموعه است . من خودم با کسی که وارد این قلمرو برتری طلبانه می شود و با ادبیاتی چنین حرف می زند ، حرفی برای گفتن ندارم . سکوت در این جا نه علامت ترس است ونه موافقت . این سکوت نشانه ای بر آن است که من با کسی صحبت می کنم که در موضعی برابر بایستد و نه در نگاه خودش فراتر .

  9. گفتن درباره ی این موضوع خیلی دشوار است اما:
    خبرگزاری بین المللی زنان ایران ، یک جامعه شناس گفت : خشونت های امروزی علیه زنان در مقایسه با گذشته خیلی نرم تر و متناسب با تغییرات جامعه است . در گذشته خشونت ها بیشتر جسمی بود و به راحتی قابل مشاهده بود ، اما امروزه اغلب خشونت ها به روح زنان صدمه وارد می کند که علاوه بر اینکه قابل مشاهده نیست به سختی قابل جبران است .

    به گزارش سرویس اجتماعی خبرگزاری زنان ایران ، سید جواد آرامی جامعه شناس در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ایونا در خصوص خشونت علیه زنان گفت : با توجه به پیشینه جنسیتی ، زنان همیشه به عنوان موجودی پایین تر در نظر گرفته می شدند و در مورد زندگی شان مردان تصمیم می گرفتند و بر اساس فرهنگ سنتی جامعه مردان حرف اول را در تمامی امور می زدند که حتی در بازی های کودکانه هم این مسئله را شاهد هستیم که دختران همیشه کارهای سبک تر و نرم تر را انجام می دهند و خود را بدون دفاع تصور می کنند تا مردان به آنها دستور بدهند و زور بگویند .
    و برای بیشتر خواندن:http://www.we-change.org/spip.php/sound/ecrire/IMG/spip.php?article5516
    به راستی تشخیص مردسالاری ، خشونت علیه زنان و مسائلی از این دست از هر زاویه شکلی به خود می گیرد.زمان انقلاب قطعه شعری بین سربازان پخش می شد تا به صف انقلابیون بپیوندند:میان شقاوت و شهادت/فاصله به درازای یک تفنگ است/تو در کدام سو ایستاده ای؟
    کدام سو ایستاده ایم حالا تا کسی از خواندن نظری ، سطری،شعری برنیاشوبد که من سوی شهادت ایستاده ام و نداند که ممکن است سوی دیگری هم باشد.
    با احترام

  10. با ديدن ماراتن كامنت گذاري بالا متاسف شدم كه چرا افراد فرهيخته جامعه هم با سوءتفاهمات گفتاري و نوشتاري كلنجار مي روند. خطابم به دو عزيز بزرگوار است هرچند خود را در سطح ايشان نميبينم اما لاجرم از گفتن اينم كه دوستان عزيزم تا كي مي خواهيم در چنبره واژگان و اصطلاحات ساخته ذهن جامعه باشيم. مرد سالاري، زن سالاري، زن ذليل، اَمل، باكلاس،جلف،سبك…… كلماتي كه براي هركس بار ارزشي متفاوت و حتي معاني متفاوت دارد.دربالا يكبار گفتم. مشكل ما كمبود آگاهي است. آگاهي. و شجاعت و انصاف كافي براي عمل كردن به آن.
    با پوزش از دوستان بزرگوارم

  11. سلام . خوبین ببخشین من با تاخیر اومدم البته یه بار اومدم ومطلب رو خوندم برای کامنت گذاری نشد رفتم که بعد بیام یادم رفت[گل][لبخند]

  12. سلام محبوبه خانوم در مورد مطلب شما : یه بار دیگر هم پست قبلی و آخرین پست را خواندم چون معمولآ تند خوانی میکنم گفتم بهتر هست یه بار دیگر بخوانم و کامنت اون دوست هموطن مون رو هم خوندم. حالا اگر باز هم در جایی نظرم پرت بود حتمآ بی توجه شده ام.ضمن اینکه مطلب شما ابعاد گوناگونی دارد و میشه در موردش صحبت کرد والبته مشکلی هم با مطلب شما در هر 3 ایپزود ندارم و کاملآ برایم قابل درک وحس و لمس هست. مضافآ هم تاکید. نمیدونم شخصیتهای اشاره شده در پست چند سالشون و داری چه تجربه ایی از مسائل اجتماعی بوده اند. اما تاکید میکنم وقتی این جمله را خواندم : شما این جا نشسته‌اید و دارید دم از علم می زنید . خیر آقا ، بنای علوم انسانی بر انکار خداست .
    اگر اون آقا یادش نیست من یادم هست که در اوایل انقلاب ایران چون جریات مختلف حضور داشتند رهبر انقلاب تاکید میکرد که انقلاب و اسلام ما انسان ساز هست و به معنی دیگر در ضمن اینکه اسلام دین الهی هست علم اجتماعی هست و توان این را دارد با توجه به بودن و حضور مکاتب اجتماعی دیگر از چپ تا راست راهکار های بهتری بدهد . اینکه امروز بیایم زیر علم علوم انسانی انکار خداست از میدان بدرشان کنیم حرف و هدف انروز نبوده. بهتر هست که کسانی که مدعی بهتری و برتری اسلام هستند راهکار ها را در همه زمینه های اقتصادی و اجتماعی و روابط انسانی و از جمله روابط زن و شوهر ارائه و عمل نمایند تا مردم به عینه ببینند. این مسئله در اوایل انقلاب و تا سالها بعد چنان بود که بارها امام خمینی در باره قدر و منزلت زن و احترام به حقوق زن سخنرانی کرد و…………………………………… اما حالا چه شده که بیشتر از همه علوم اجتماعی دیگر مکاتب فقط در لفاظی محکم و ضد دین معرفی میگردد دلایل دیگر دارد

  13. اما در مورد کامنت آقای محمدی که من خوندم تصور و برداشت من این نیست که نظر خیلی تندی داشته باشند( یا مد نظر شان مردسالاری بوده باشد) البته تند به نظرم حالت ضد حقوق زن ویاخیلی بیگانه و دور از احترام به حقوق زن نبود و بیشتر حس میکنم. اونجایی هم که کلمه عیاشی رو بکار برده اول از همه برای جنس مذکر بکار گرفته و بعد در توضیح بیشتر ومثال ومقایسه به دنبال جنس مونث. ولی هر دوصورت مد نظرش نکوهش امر عیاشی از نوع مرد و زن بوده . و البته مد نظر ایشان عیاشی بهمون مضمونی که برای آقایان بکار برد وشاید نخواست کلمه تند تری از قبیل………بکار ببرد.
    اما بنظرم اومد با همه این حواشی/ شما هم حساسیت تند و سریع بکار بردید یعنی تلافی شخصیتهای منفی ایپزودها درمطلب شما رو که شخصیتهای کنترل کننده و پای بند نبودن و احترام نگذاشتن به حقوق زن رو …. سر آقای محمدی خالی کردین.
    بخشی ازکامنت(اتفاقاً من چند روز قبل رفتم انقلاب و برای خانمم غرور و تعصب ترجمه ی رضا رضایی را گرفتم و کلبه ی عمو تم را و ریشه ها را. و کلبه ی عو تم به انگلیسی را و شاه لیر به انگلیسی را. شاید بخواهد ترجمه کند.) که من خوندم به درک وفهم من بیشتر این بود که از جمله اش میشد استنباط کرد که معتقد و همراه زن هست نه اینکه با خودخواهی بخواهد بگوید من تصمییم میگیرم. و البته در کل کامنتش با جمله ها وبه دفعات مستتر هست که ما هم معتقد به حقوق اجتماعی و اینکه تساوی بودن این دو موجود در خلقت به خارج از تفاوتهای فیزیکی و روحی هستیم و…… در نهایت تکرار میکنم تصور من از اون قسمت کامنت بیشتر توضیح همراه و همگام بودن هست نه ضدیت و برتر بودن.

    اما این قسمت منظور کامنتشون رو نفهمیدم:خب چه می شود جامعه؟ ظاهرش مدرن، باطنش جنگل؟

  14. سلام محبوبه جان
    همه ی زندگی مان شده کار و دیگر به کامنت گذاشتن نمی رسیم!!!
    برایم جالب است که این روزها در چندین وبلاگ به طور همزمان مسائل مربوط به نگاه تبعیض آمیز به زنان دنبال میشود.
    البته این جمله ای که شما نوشته ای قدری گنگ است و اگر قیدهای بیشتری داشت میشد بار ارزشی بر آن گذاشت.
    این طور که آقای سید محمدی در کامنتهایش توضیح داده مثل این است که میخواسته همسرش را سوپرایز کند برای این کار نیازی به نظر خواهی نیست.
    آن جمله هم چیزی از نگاه مردسالارانه به دست نمیدهد.

    1. من به دیالوگ ایشان کاری ندارم . بله هرکسی می تواند به هر بهانه ای برای کسی کتاب بخرد . موضوع اصلا این نیست . من آن جمله را برداشتم که دیگر چنین اشتباهی نشود که منظورم خدای نکرده ایشان بوده . منظورم جمله ای ست که به نظر سنجی گذاشته ام و نگاه کلی را به آن می خواستم سنجیده شود که ظاهرا راه به ترکستان ختم شد . این هم از عجایب حرف زدن درباره ی موضوعی به نام زن است . به قول آن خواننده ی لس آنجلسی : «غزل غزل تعارف / بغل بغل خشونت «این تنها تعریفی ست که درحال حاضر می توانم درباره ی موضوعی که چه عرض کنم معضلی به نام زن بیان کنم .

  15. خوب اگر پس زمینه آن جملات این نباشد که » زن می خواسته وارد کار ترجمه شود و چون اطلاعات دقیقی از موضوعات نداشته و فرضا همسرش در آن زمینه تخصص داشته پس از او خواسته که کتابها را تهیه کند» و یا » جملات قبل و بعد دخالتی در مفهوم این دو خط نداشته باشند» و به عبارتی اگر فقط به لحن و ادبیات آن دو خط توجه کنیم می توانیم نه تنها موضع مردسالارانه که موضع استبداد محور را هم بیابیم.
    ***
    اما فارغ از آن دو خط: کیست که بتواند رفتار مردسالارانه کشورمان را انکار کند؟ که زنان کشورمان سالهای سال است نه حق انتخابی دارند و نه از حقوق بدیهی یک انسان برخوردارند؟ که وقتی حق انتخابی هم پیدا می کنند گویی منتی وصف ناشدنی به آنها داده ایم و بعد از مدتی هم چون مشکلات و تبعات بعدی را بیش از حد نگران کننده می بینیم باز هم تلاش می کنیم محدودشان کنیم؟ در این سالها وقعا زن را به دید یک انسان که زن هم هست و دارای تمام حقوق انسان دیگری که مرد هم هست دیده ایم؟ از آن مهمتر خوی مردسالارانه از خوی بزرگتری که استبداد محور است نشات می گیرد.اندیشه ای که فقط خود را محق می داند و لا غیر.این رفتار وقتی با مردسالاری همراه شود دیگر نور علی نور است.

  16. سلام محبوبه جان
    ظاهراً شما قصد شروع بحثی زیر بنایی را داشته اید که به دلایلی بحث در روبنای قضیه شکل گرفته و همانجا مانده است !!
    نقش هایی که نگاه مرد سالار از زنان می خواهد گاهی آن چنان فریبنده است که حتی به مخیله زن نمی رسد که به محتوای آن نقش کمی فکر کند و درباره آن سوال کند !! اینکه مردی دلش بخواهد زنی اهل مطالعه و با سواد داشته باشد و ادعای جهت دادن و تربیت ذائقه او را هم بکند ایرادی ندارد اما زمانی که بتواند دقیقاً همین شرایط را از زنش هم قبول کند
    اما عرف ما نشان می دهد که معمولاً مردان با زنانی راحت تر کنار می آیند که ظاهراً سواد و درک کمتری از خودشان داشته باشد و حتی همان درک و سواد را هم حاصل روشنفکری خودشان و اینکه اجازه داده اند همسرشان تحصیل یا کار کند می دانند و از این جهت خودشان را مستحق پاداش می دانند !

  17. باز هم سلام
    دوباره جمله رو خوندم!بدون اینکه به کسی ربطش بدم.
    به نظرم این جمله :»من به همسرم گفتم که این کتاب ها را بخواند و کم کم کار ترجمه را آغاز کند» اگر به صورت امری ادا شده باشد 100 درصد حاکی از نگاه مرد سالارانه است اما اگر به صورت پیشنهاد باشد باز هم قابل ارزش گذاری نیست.
    معلوم نیست موضع زن در قبال کار ترجمه چیست! ممکن است به کار ترجمه علاقه داشته باشد اما در انتخاب کتابها به راهنمایی همسرش نیاز داشته باشد. برای همین گفتم که جمله به توضیح بیشتر نیاز دارد.
    خواهش میکنم این قدر زود دلسرد نشو! 🙂

  18. روز جهانی زن به شما و همه زنان هموطن مبارک . با آرزوی زمانه بهتر و عرصه های بهترو بیشتر موفقیت در همه زمینه ها برای شما و همه[گل]

  19. ممنون از تذکرتون…درستش کردم…لطفا دوباره امتحان کنید……[گل]
    راستی…من هم یک خانم هستم و روز جهانی زن رو به شما تبریک میگم

  20. شاید این جمله ناشی از آن باشد که مرد در این کار بیشتر سررشته و تجربه داشته باشد و به حکم تجربه این جمله را ادا کرده، ولی خب تا حدی هم می توان لحن تحکم آمیز بودن را در آن پیدا کرد و باید در موقعیتش قرار بگیریم و قضاوت کنیم.

  21. سلام محبوبه جان… ممنون از الطاف همیشگیت و عذرخواهی از دیر خدمت رسیدن من… البته من چون هم با سیدعباس دوستم و هم با تو ترجیح میدهم که نفیا و یا اثباتا به موضوع وارد نشوم و فقط مایلم که خاطره ای را برایت تعریف کنم که خودم چند سال قبل در شهر سنندج شاهد آن بودم…
    به همراه یک همکلاسی کرد به خانه شان در سنندج رفته بودم و در اطاق کنار پدر دوستم نشسته بودم و گپ میزدیم… سماور چای در یک قدمی پدر دوستم بود اما او به هیچ قیمتی حاضر نبود که دست دراز کند و برای خودش یا من چایی بریزد!… بلکه هر وقت میل به چایی داشت با صدایی خشن و بلند فریاد می زد: -فلانی!(اسم زنش رو میبرد) بیا یه چایی بریز!؟….. خوب یادم هست که یک بار زن بینوا در حیاط خانه مشغول شستن رخت بود! اما مجبور شد کارش را متوقف کند ، دستهایش را آب بکشد ، مسافت زیادی را بپیماید و از چندین پله با پاهای دردناکش بالا بیاید تا خود را به سماور برساند و برای مرد زندگیش چای سرو کند!!!….
    خوب! حالا سوال این است که چند سال کار فرهنگی در چنین جایی لازم است تا لااقل مرد خانه وقتی که چایی خواست دست دراز کند و خودش چایی بریزد و زن بیچاره اش را صدا نزند؟؟؟!!!…. این هم واسه خودش یه نظر سنجی است!!…. موید باشی… فعلا بای

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: