میانجی گری زنان سابین

بی هیچ شرحی مقایسه می کنیم :

برداشت از وبلاگ آزاده ، توضیح نقاشی سابین را همان جا بخوانید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”میانجی گری زنان سابین

  1. با سلام
    پیدا کردن و کنار هم گذاشتن این عکس ها توسط آزاده خیلی هوشمندانه و بجا بود .
    اما آن آرامشی که در نقاشی چهره زن سابینی در چهره زن میانجی امروزی نیست صورت او خسته است گویی رنج دوران بر دوش اوست این رنج ها آیا ثمری خواهند داشت ؟

  2. سلام
    راستي اگر دنيا را زنان اداره ميكردند چه مي شد؟
    هر افتضاحي هم كه ميشد مطمئنم هرگز هيچ جنگي رخ نميداد! اختلافي اگر بود هم ديپلماتيك حل ميشد!

    محبوبه جان اين شعر آتشي برايم گويا نبود اشتباه تايپي نداشت؟
    هر كوشايي تنها زماني احساس خستگي ميكند كه كوششش را بي ثمر ببيند. من خسته نميشوم مگر…

  3. فرق است میان دو گروهی که به صورت مساوی می جنگند و هر دو قصد جنگ دارند و گروهی که خسته از سالها ستم و زخم خورده و عصبی در حالی که داغ عزیزانشان را بر دل دارند به ازادی و شعورشان توهین شده و… در مقابل مشتی مزدور حرامی.
    هیچکدام از اینها البته از عمل قهرمانانه و انسانی آن بانوی ارجمند کم نمی کند بلکه جایگاه وی را بسی بالاتر از آن تصویر نقاشی شده نشان می دهد. شاید آن افسانه باشد اما این واقعیتی ست البته تلخ

    • حق با شماست . وارد شدن در معرکه ای نابرابر ست که دل را به لرزه درمی آورد والبته باز همین نابرابری ست که نستوهی زنان مقاوم در مقابل خشونت را ارج می گذارد . کیست که نداند در جنگی خیابانی برابری وجود ندارد؟

  4. تصویر زن کناری را ببین.هم او که حجاب از چهره اش افتاده و نمی دانم که عنقریب به سوسک تبدیل خواهد شد یا نه.اما ببین چه نگرانی و دلهره ای در چهره دارد.چرا زن تصویر بالایی اینگونه نیست؟مردهایشان مرد بودند یا …
    اینجا سرزمین خشم است و حقارت و خشونت.

  5. سلام

    مقایسه عکس ها واقعا تاثیر گذار بود از شما تشکر می کنم بابت معرفی این لینک جالب

    کاش صدا و سیما یک جو عقل و انصاف داشت و همه چیز را وارونه نشان نمی داد اگر کمی منصفانه برخورد می کرد و همه چیز را بی طرفانه به نمایش می گذاشت هیچ وقت شاهد بحران کنونی نبودیم.

    موفق باشید

  6. سلام دوست من… نمیدونم تا بحال شنیدی یانه؟؟… ریشه ی لغوی کلمۀ «زن» از زندگی میاید و ریشه ی لغوی باستانی و کهن کلمه ی «مرد» از مرگ!….

    این موضوع و این طرز نامگزاری بیش از هرچیز به این حقیقت برمیگرده که تمام جنگها و آتش افروزیهای تاریخ جهان همیشه زیر سر ما مردهاست درحالیکه طبع لطیف و آرامش خواه زنان همیشه به صلح و صفا گرایش داشته است… یعنی مردها همواره منادی مرگ بوده اند و زنان همیشه تداوم بخش زندگی…

    البته من نمیخوام به شیوه ی فمینیست ها از این نکته ای که گفتم برتری یک جنس بر جنس دیگه رو ثابت کنم چون بالشخصه معتقدم که مرگ و زندگی هر دوشون لازمه ی یکدیگرند (مثلا کافیست که مرگی در کار نباشد تا رشد تصاعدی زندگی به فجایعی بدتر از مرگ بیانجامد!!)…. همونطور که مرد و زن هم لازم وملزوم و تکمیل کننده ی همدیگه ان و هیچکدوم بر هیچکدوم دیگه برتری ندارد…

    به هرحال تابلویی که آزاده با عکس بالا مقایسه کرده و تو نازنین نقلش کردی داره از یک حقیقت مهم صحبت میکنه…. روح صلحجویانه ی زنان که البته دلیل نمیشه تا همه ی امورات جهان رو (همونطور مهرگان این بالا آرزو کرده) به زنان بسپریم… امور جهان باید به افراد شایسته سپرده بشن صرفنظر از جنسیتشون…. چون همونقدر که مرگ برای زندگی لازمه مرد هم برای زن ضرورت داره و برعکس… به قول قدماء : هلم جرّا…. قربون تو…. فعلا بابای

  7. با سلام
    انتقادت در باره هراس من از فمینیسم را تا حدی قبول دارم
    و البته سعی کرده ام در ابتدای نوشته ام کوتاه و مختصر علتش را توضیح بدهم ترس و حس منفی من بیشتر به انحرافات فمینیسم است نه خود آن .
    اعتقاد دارم ما زنان ایرانی درباره فمینیسم نیاز به مطالعه و دانستن و خواندن بیشتری داریم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s