لاعلاج

چندی نبودم . بودم همین جا و نبودم جای خودم . نقل مکان و به دندان گرفتن اثاث و اثاثیه از یک خانه به خانه ی دیگر همراه شد با آنفلونزایی که این روزها همه جا مد شده و نتیجه این شد که هر روز صبح که از خواب برمی خیزم به اولین چیزی که فکر می کنم این باشد که چقدر سرگیجه ام بهتر شده یا هنوز تب دارم یا نه و چند ساعت می توانم بنشینم و مطالعه ؟! هرگز ! دریغ از یک فصل خواندن کتابی، تنها چند صفحه ای برای رهایی از عذاب وجدان .
بیماری چنان همه چیز را در خود فرو برد که در کوتاه مدتی تبدیل به کسی شدم که به کوچکترین ضعف ها و دردها یش فکر می کند و این که چطور از پس آن برآید . امروز یک هفته ی شوم گذشت . یک هفته ای که تنها دل مشغولی ام ، تماشای سریال لاست بود که هر چه به آخرش نزدیک می شد ، به طرز ناامید کننده ای داستانش ضعیف می شود -و دیدن خواب های طاق و جفت ، وچه هولناک خواب ها و داستان هایی . اگر قرار باشد خواب ها سرزمینی باشند که زمانی در آن زیسته ایم یا بعد خواهیم زیست ، گمان می کنم چندین مرحله از حیات را باید طی کنم که فرصت سرزدن به قلمرو ی خواب های این چند روز را داشته باشم .
به هر صورت این چند روز گذشت . و آمده ام که بنویسم . شرمنده از دوستانی که نتوانستم مثل همیشه از نوشته هایشان بهره برم و از دیگر دوستانی که آمدند ، دعوتی کردند برای دیدن نوشته هایشان و دعوتشان بی پاسخ ماند . در دوسه روز آینده با نوشته های تازه ای غبار از تن این خانه خواهم زدود .

Advertisements

یک دیدگاه برای ”لاعلاج

  1. سلام
    من هم دچار آنفلوآنزا بودم. تنهایی و گرفتاری و بیماری… هنوز هم خوب نشده و سرفه اش باقی مانده. کتاب نخواندنش بد بود فیلم دیدنش خوب بود

  2. سلام
    خوشحالم که باز هم سالم و سرحال آماده اید که بنویسید و بخوانید و باشید.
    امیدوارم تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد. هیچ زمان.

  3. سلام
    ممنون از اینکه در بحث مشارکت کردید .البته نظرات قابل تاملی را هم در باره تاریخ و عدم قضاوت مورخ و یا جانبداریش از تاریخ گذاشتید که بابتش ممنونم و نشان دهنده نزدیکی دیدگاه ماست
    این مطلب را من امروز خواندم که همین بحث را از زاویه دیگری دنبال کرده است :حاکمیت خدا؛ بزرگ ترین دروغ تاریخ ( 2 )
    حسن یوسفی اشکوری
    http://www.rahesabz.net/story/3236/
    اما با یک نگاه کلی به مطالب وبلاگ شما و دیدن سوگنامه ای که برای مرحوم شاملو نوشته اید این سوال را در ذهنم ایجاد کرد که اینکه شما در بحث میان شاملو و مهاجرانی جانب حق را به شاملو داده اید مطمئنا از علاقه به او نبوده است . با توجه به اینکه مهاجرانی در بحث اساطیری که در کتاب طرح کرده و از متخصصین این بحث نقل قولهایی آورده که همگی در مخالفت با نظر شاملوست علاقه مند شدم بدانم که جانبداری شما از شاملو در این بحث مستند به کدام نظریه از اسطوره شناسان است اصولا شما نیز مخالفتی با اساطیر و نقش آنها در تاریخ دارید؟
    بازهم ممنون

  4. درود بر محبوبه عزیز

    امیدوارم که کسالت هر چه زودتر از بین برود و بازهم مثل همیشه سالم و سرحال باشی تا بتونیم از نوشته های زیبایت استفاده کنیم

    بدلیل م س د و د شدن وبلاگم چاره ای دیگر اندیشیدم:)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s