فال سیاه

سرت را پنهان کن

پیشانی‌ات شاهراه دیوهاست

شیارهای میانی پر از شیهه

من از اسب می‌ترسم

*

بنفشه خواب نمی‌بیند اسکندر

اگرچه حمله می‌آورد عید

پر ِ مرده‌ای بر کلاه خویش

من از هفت سین می‌ترسم

آن‌قدر که از اسب ، نه

*

چین‌های پایینی بیابانی است

به رنگ تلخ چنگیز که می‌تازد و

چشم‌هاش گله‌ی زوزه

به طعم عاقبت رنگ‌ها:

سپید ِ شمشیر

سپید ِ سیر

سرخِ سیر

سرخ ِ شمشیر

آن‌ها عشق نمی‌ورزند به قشنگ ِطاق‌هامان

هلاکو پر از صحراست

من از چشم‌هاش می‌ترسم

آن‌قدر که از هفت‌سین، نه

*

بوی حجاز می‌دهد چروک بالایی

مُرکبمان نعلکوب ِمَرکبشان

خالی در انبان و شیر شتر در مشک

چار نعل به زر می‌اندیشند

به زرتشت هرگز ، دشتاشه‌پوش‌ها

چشم‌هاشان را نمی‌بینم

من از زر  می‌ترسم

آن‌قدر که از چشم نه

*

مشتت را ببند

بسته می‌خوانم

در این خطوط برهوتی می‌بینم

به وسعت » هیچ کسی نیست «

«هیچ چیزی نیست «

اما نه

یک کلاغ آن‌جا

فرازِ کوهی که هرگز و چرک – آب – خون‌های

در شریان جویی که دیگر نیست             روان

کلاغ به درازی آه است

آه

من از کلاغ می‌ترسم .

علی شهسواری / آدینه/ش 134

چندی پیش  و با خواندن نوشته‌ی یکی از دوستان گرامی ، ناخودآگاه یاد شعری افتادم که سال ها پیش خوانده بودمش و همان وقت هم عجیب تاثیرگذار بود این شعر . حالا و در حال و هوای جدید و مطالعه ی نوشته ی این دوست دوباره  تصاویر این شعر جلوی چششم رقصان شدند و نتوانستم  این تصاویر و واژه‌ها را با شما قسمت نکنم . یادش به خیر مجله‌ی آدینه در سال‌هایی که خانه‌ای برای اهالی فرهنگ و ادب بود .

Advertisements

یک دیدگاه برای ”فال سیاه

  1. شعری که سرشار از استعاره است و گویی بیم محتسب مجال از سخن گفتن فاش شاعر ربوده است . حافظ زمانی فرموده است .» فاش می گویم و از هر دو جهان آزادم » با این همه در دورانی که او نیز زیسته است اشعار او نیز سرشار از استعاره هاست . زیبایی استعاره در زبان شعر قابل چشم پوشی نیست . همچنانکه در اشعار حضرتش نیز چنین است .

  2. سلام

    ممنونم که کامل شعر رو گذاشتین.
    زیبا و تامل برانگیز.
    راستی که یاد آدینه و سایر نشریات وزین آن دوران ها بخیر.
    موفق باشید و سربلند.

  3. شعر بسيار زيبايي بود كه از خواندن چندين باره آن هم لذت بردم و مي‏برم.

    سپاس بخاطر مطالب زيبايتان.

  4. درود
    دعوت هستيد به روايت پارسي براي يك نقد بي تعارف و سلاخانه( به ظن نویسنده ) بر داستان بي چيزي نوشته نظام الدين مقدسي
    سپاس از حضور سبز -كه ممنوعه- شما

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s