ویرانی

اول فقط دو تقه بود ، کمی نامنظم و خفه ،آن قدر که توجهش را جلب نکرد . همان طور که روی کاناپه با چشم‌های باز دراز کشیده‌بود ، پهلو به پهلو شد . بعد سه تقه شد ، دو تا خفه و سومی بلند و با فاصله از آن دو . چشم‌ها را به اطراف چرخاند که باز همان صدا با همان فواصل آمد ، پرشتاب‌تر . در جایش نشسته‌بود که با شنیدن دوباره و بلندتر صدا به‌خود آمد . شیر آب و آب‌گرمکن را چک می‌کرد که صدا بی‌وقفه و دم‌به‌دم بلندتر می‌شد. سرسام گرفته هرگوشه‌ای را سر می‌زد ، حتی کوچه را نگاه کرد،وقفه‌های صدا در بی‌نظمی‌شان ریتم داشتند ، خفه و تهدید آمیز . وقتی که ناامید نشست بر کاناپه به صدا گوش سپرد که در بلندترین حالت ممکن، ناگهان فرو ریخت . سکوت دهانش تلخ بود و قلبش به شدت می‌کوفت .دگمه‌ی  ریموت تلویزیون را فشرد ، صدای ویرانی و بوق ممتد ، خانه‌ای در گوشه‌ای از زمین خراب شده‌بود ، قلبش هنوز تند می‌زد .

مصاحبه با نویسنده ی داستان های پریان ؛ناتالی بابیت را در سایت مرور بخوانید .

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ویرانی

  1. هميشه همينگونه شروع مي شود اول آرام است و كوتاه بعد آنقدر بلند مي شود و طولاني و ممتد تا ويراني را به همراه آورد.كاش با همان صداهاي كوتاه اول كسي مي فهميد ويراني در راه است

  2. خیلی اوقات با یک تقه هم شروع میشود٬ وبعد ادامه دار خواهد شد وممتد ومدام٬تا نتیجه. مرور نت هم جالبه

  3. سلام
    خوشحالم که تونستم بالاخره به وبلاگ شما وارد بشم و وبتون باز شد.
    از این پس خواننده ی ثابت مطالب ارزشمند شما خواهم بود.

  4. salam be mahboobeye aziz
    are azizam in roozha hameye ma mariz shodeim, ama khoobe ke hame ba ham hastim va albate omidvaram az in afsordegi va delmordegi biroon biaym va ba roohie o omid rahi ro ke dar pish gereftim edame bedim.

  5. سلام
    چندي پيش تو به من ميگفتي،امروز از خودت ميپرسي! بگذار من هم بپرسم:
    به راستي محبوبه جان اين همه خستگي و بي حوصله گي براي چيست؟
    دراين اوضاع بغرنج كشور همگي كلافه ايم، اميدوارم جز اين ديگر دغدغه اي نداشته باشي و اين نيز زودتر بگذرد….

  6. سلام
    فضاي اين داستانت مرا به ياد فيلم‌هاي بونوئل انداخت. فضاسازي قالب بر ساختار داستان. به هر حال دوستش داشتم. ممنونم از تو.

  7. سلام. چه تلخ. یاد زلزله ی رودبار و منجیل افتادم. من آن سال دیپلم گرفتم. گمانم امتحانها تأخیر افتاد. من تهران نیمه شب از خواب پریدم. خانواده اتم هم همین طور. همه رفتیم حیاط. فردا و پس فردا و روزهای بعد، یواش یواش خبر تعداد کشته شده ها می آمد. و چند سال بعد: بم. ظریفی گفته بود: از آن بَم، که زیر شد.

  8. سلام بی اختیار این شعر در ذهنم تداعی شد … این ابتدای ویرانی ست .
    شما اومدید ورد پرس اما اینطوری نه متوجه میشم کی بروز کردید کامنت هم که گذاشتم چند بار ایراد گرفت فکر کنم هوشمنده و غریبه رو از آشنا بلگفایی ها رو از ورد پرسی ها تشخیص میده !!
    اما بهرحال مبارک باشه

  9. سلام

    سبك اين نوشته خيلي جالب و برام آشنا بود.
    اگر كار خود شماست لطف كنيد و فقط بگيد سبك نوشتن خودتان را به كي نزديكتر ميدونيد.
    خلاصه حسابي اين مخ گيرپاژ ما را بكار انداختيد و اگر بخواهم ازش Performance بگيرم فكر كنم نمودار Brain Usage ام فعلن بالاي 100% باشه.
    هرچي بهش فشار ميارم كه يادم بياد اين سبك را قبلن كجا و تي چه كتابي خوندم يادم نمياد كه نمياد.

    موفق و شاد باشيد.

  10. سلام علیکم.
    حدیث این بود:
    «و قد کان رسول الله عهد الی عهدا فقال یا بن ابی طالب، لک ولاء امتی فان ولوک فی عافیة و اجمعوا علیک بالرضا فقم فی امرهم و ان اختلفوا علیک فدعهم و ما هم فیه فان الله سیجعل لک مخرجا»

  11. با درود بر شما
    يادمان مي ماند كه 18 تير ها را نبايد ساده مي گرفتيم.
    يادمان مي ماند كه در بند شدن حتي يك انسان آزاده را بي اهميت ندانيم .
    يادمان مي ماند كه اولين گام ها براي نابودي فرهنگ مان را بشكنيم
    تا
    اكنون ويراني ايرانم را فرا نگيرد
    اكنون حتي شهروند معمولي براي ابراز عقيده اش به زندان نرود
    اكنون بي فرهنگي و فقر فرهنگي انسان هاي آزاده را به دربنديان روزمرگي تبديل نكند و نتوانند حق را از باطل تمييز دهند و هر انساني كه براي آزاد بودنش ندايي دهد به باتوم و گاز اشك آور ببندند.
    خدا كند تقه اول به خود آييم.
    بركت باشيد

  12. سلام دوست عزیز
    ممنونم از حضور سبزت در وبلاگم
    منم در مورد وردپرس چیز زیادی نمی نونم (ولی در خدمتم)
    فکر کنم یکی از سوال های شما مربوط به نقل مکان مطالب به وردپرس هستید(منم همین مشکل رو داشتم و دارم)
    ولی از دوستان وردپرسی می پرسم امید وارم بتونم کاری انجام دهم
    شاد باشید . ..
    بای

  13. سلام خانم موسوی
    داستان پر از هشدار بود و ترس هایی که درون ما را در بر گرفته اند
    ترس هایی که از بودن آنها هم شاید بی خبریم
    چگونه با آن ها کنار خواهیم آمد
    زمان به ما خواهد گفت
    سربلند باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s