افتادن آب در خوابگه مورچگان

رسیدن به  وادی هنر و هنرمند  همواره ذهن هایی را به خود مشغول داشته . این که
چه کسانی را می توان به این لقب مفتخر کرد و میزان تعریف هنرمند چه شرایطی را در
برمی گیرد ؟ آیا پیوند هنر و سیاست تنگاتنگ است یا به عبارتی میزان تعهد هنر چیست
و الزاما هنرمند می تواند خود را متعهد به جامعه ی خویش فرض کند ؟ آیا هنرمند ،
روشنفکر هم هست یا باید باشد ؟ و این که پیوند هنر و روشنفکری در کشورها ی جهان
سوم موضوعی از پیش تعریف شده است و هنرمند نمی تواند خود را بری از حوادث و
ماجراهای ایجاد شده برجامعه اش بداند که خود همواره به طور مستقیم و غیر مستقیم در
معرض تهدید سیستم حاکم است .

همواره  هنرمندانی بوده اند که نه تنها کاری به جامعه ی روشنفکری
نداشته اند و گاه  از این هم پیشتر رفته و
به حکومت های توتالیتر نزدیک شده اند که نمونه ی بارز آن بورخس نویسنده ی معروف
آرزانتینی ست که کسی در ذات هنری آثار او نمی تواند شکی به خود راه دهد در عین حال
نمی توان دیدگاه اجتماعی او را نادیده گرفت . حالا که پس از سال ها خوانندگان با
آثار بورخس یا هر نویسنده ی دیگری مواجه می شوند نه به دیدگاه سیاسی او که به ذات
آثارش میپردازند که روح آدمی در آن پیداست و متوجه تعهد اصل بورخس به هنر می شوند
. اما بورخس تنها یک نمونه است ضمن این که دیدگاه های او و کاری به کار سیاست
نداشتنش آسیبی به دیگرانی که مخالف او بوده اند وارد نیاورده است و جز آن در
کشورهای جهان سوم یا آن ها که مهر حکومت ها ی توتالیتر را بر چهره دارندکیست که
نتواند نام ها را ردیف کند ؟ از میلان کوندرا نویسنده ی چک گرفته در زمان حاضر تا
گارسیا لورکا ی بزرگ شاعر اسپانیایی . نمی گویم همه چون سارتر به تعهد هنری  پایبند بوده اند، اما مخالفت چیزی ست که ذات هنرمند را به روشنفکری نزدیک می کند و
پیوند می زند .

باز می گردیم بر بحث آغازین ؛
هنرمند کیست ؟ و کوتوله های هنری چه کسانی هستند ؟ آیا کسانی  به دلیل اشتغال در کارهایی با فن هنری مثل بازیگری
، دوبله و…می توانند لقب هنرمند رابه دوش بکشند بی آن که درکی از ذات هنر داشته
باشند و خلاقیت برای آن ها مفهومی  دور از
ذهن باشد؟آیا یک نقاش یا خوشنویس به صرف استفاده از رنگ و یادگیری فرم و شکل
برازنده ی لقب هنرمند هست یا نه ؟ شاید بله و شاید هم نه اما یک چیز واضح است که
جهان هنر ، چون تمامی عرصه های دیگر همواره کوتوله هایی را در خود پرورش داده که
به قول فروغ فرخزاد در سرزمینشان » مدارها همواره در صفر درجه مانده اند
» .

امروز بیانیه ی جمعی پانصد
نفری از بازیگران و برخی کارگردان های تلویزیون را در تبری جستن از گروه معترض
مردمی دیدم و قبل از این که بخواهم در موردش اظهار نظری در ذهن خود بپرورم راه بر
هر تصور پیش فرضی  بر خود بستم . راه هایی چون
این که شاید مجبور به صدور به این بیانیه شده اند یا ترس از دست دادن شغلشان در
تلویزیون آن ها را به این کار واداشته و…  با این وجود اسامی بیشتر ناشناس آن جمع پانصد
نفری راه بر فرض اول را، خود به خود می بست ؛ اگر اجباری در کار بوده چرا نامی از
بزرگان تلویزیون در آن نیست ؟ ان ها که این سال ها تقریبا آبروی نیم بند فیلم ها و
سریال های تلویزیونی را بر دوش دارند . فرض دوم نیز خود به خود محال می نمود ، چون
چهره هایی بسیار کارکرده و با تجربه در این لیست دیدم . کسانی که مسلما نمی توانند
احتیاج چندانی به این شغل داشته باشند ، نام هایی چون فریدون جیرانی – که این
اواخر علنا بلندگوی تلویزیون شده بود –  یا
خانم معصومی که افزایش سنش او را از بازیگری در خیلی نقش ها بر حذر می دارد و به
دلیل همین موضوع نقش های کمی برای او متصور است 
نام های دیگری را جستم که نیافتم ، نام هایی که جوان بودند ، کسانی که تازه
به دنبال مطرح کردن خود هستند و چه جایی بهتر از تلویزیون . با خود گفتم آن ها
احتمالا می دانند چیزی که هنرمند را ماندگا رمی کند نه ماندن بر شغل که آبرویی ست
که ذره ذره می خرد و در طول سالیان انباشت می شود . آن چه هنرمند را در ذهن مردم
در طول سالیان ماندگار می‌کند نه اوضاع بد مالی او که اندازه ی او ست که چگونه در
قد و قامت خود ظاهر شود و از آن مهمتر بتواند قابلیت ها ی هنری خود را کشف کند و
بر آن ها بایستد و افزونشان کند .

و راستی چیست راز این جمله که
» حاشا ، حاشا که قلم را به نان نفروشی که بسیار ارزان ست  » و در عین حال همیشه هستند کسانی که می
فروشند و بدنامی و باد برای خود درو می کنند ، به خود چنین پاسخ دادم ماندن در ذات
هنر و ایستادن در مقابل شهرت زود به دست امده حتما دشوار ست حتی اگر فرد بداند که
این شهرت کوتاه ست و شهرت ماندگار چیزی ست که در طول سالیان به دست می آید و
ماندگار می شود .

بیانیه را خواندم و بی هیچ
افسوسی کوتوله ها و نان به نرخ روز خورهای بازی های تلویزیونی را شناختم ، فقط
همین ! و این چیزی نیست که نه در ذهن من که در ذهن هیچ کس دیگری ماندگار شود ولی
اگر یکی از همین افراد پس از سال ها به دنبال راهی برای خود در جامعه ی بزرگ هنری –
روشنفکری ایران برآید و بخواهد ست و پایی بزند که نامش در کنار بزرگان باشد ، گمان
نمی کنم آن وقت من یا دیگرانی که این لیست را خوانده اند این نام ها را به خاطر
نیاورند و به یاد نیاورند که همین افراد حالا چگونه برای این که جایی در اذهان
بیابند دارند خود را به آب و آتش می زنند اما ذهن انسان که دست خودش نیست ، نمی تواند
فراموش کند ، اسامی ردیف شده پشت سر هم را فراموش می کند اما رفتاری ر اکه پشت هر نام می ماند تا همیشه به خاطر می سپارد     

Advertisements

یک دیدگاه برای ”افتادن آب در خوابگه مورچگان

  1. آنانی که اینچنین کرده اند به دور از هر گونه انگیزه ویا تاثیری که معلوم نیست از کجا گرفته باشندفردا خود شان هم خود را نمی بخشند

  2. قرار ما فردا:
    فیسبوک کروبی: فردا در پنج میدان شهر تهران تجمع خواهیم کرد

    تجمع اعتراضی صلح آميز در راستای محکوميت تقلب در انتخابات، زندانی کردن معترضين و فعالين سياسی و کشتارِ بی رحمانه مردم: فردا، چهارشنبه، ساعت 16:30، در پنج ميدان شهر تهران: ميدان ونک، ميدان تجريش، ميدان صادقيه…(دو ميدان ديگر فردا ساعت 3 بعد از ظهر اعلام خواهد شد.) حضوری آرام داشته باشيد و از درگيری و شعارهای تحريک آميز اجتناب نماييد
    به همه اطلاع رسانی کنید. چهار شنبه باید به آنها نشان دهیم که ما همه با هم هستیم!

  3. سلام محبوبه جان
    مطمئنا این هنرمند نماها جایی بهتر از این برای ابراز وجود پیدا نمیکردند !!!
    ما که به خط خودمان بودیم حتی اگر پرویز پرستویی هم در این لیست بود

  4. توجه توجه:

    همین الان از فیسبوک میر حسین:
    فردا عصر ساعت ۴ میدان بهارستان، با حضور میر حسین، خانم رهنورد و اعضای ستادها .
    برنامهٔ صبح: حضور در بازار کلیهٔ شهرها. برنامهٔ شب ها: الله اکبر و «یا حسین، میر حسین»
    اطلاع رسانی گسترده در زمان کم به عهدهٔ شماست

    بچه‌ها همگی‌ بیایید بذارید زحمت‌ها مون به باد نره. خبر رسانی کنید به سرعت. میر حسین وسیله اطلاع رسانی نداره.

  5. تهران- خانواده‌ای سیاه پوش در پیاده رو ایستاده اند. یک زن میان سال به گونه‌هایش چنگ میزند و با صدای بلندی شیون می‌کند ، پدر- یک مرد نحیف که به عنوان دربان در کلینیکی در مرکز تهران کار می‌کند- با سر خم شده به آرامی میگرید. دقایقی قبل یک آمبولانس پیکر تنها پسرشان کاوه علیپور را که تنها ۱۹ سال سن داشت میاورد. روز شنبه که بیشترین درگیری‌های خشونت بار بین ماموران امنیت و تظاهر کنندگان پیش آمد، کاوه علیپور هنگامیکه در چهار راهی‌ در مرکز تهران ایستاده بود از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته خانواده او از کلاس بازیگری میامد و تنها یک هفته به عروسیش مانده بود. جزئیات مرگ او مشخص نیست، همسایگان و اقوام می‌گویند او در شلوغی گرفتار شده و در در درگیریهایی که بیش از یک هفته از آن می‌گذرد فعالیت سیاسی نداشته. محمد همسایه‌ای که او را از کودکی میشناخته میگوید ،»او یک پسر مودب و خجالتی بود». زمانکه شنبه شب علیپور به خانه نرفت خانواده او نگران شدند، آنها صدای تیراندازی را از صبح شنیده بودند. یوسف پدر کاوه ابتدا به نامزد او و سپس به دوستانش زنگ زد ولی‌ هیچکس از او خبری نداشت. با طلوع خورشید پدر شروع به جستجوی تمام ایستگاه‌های پلیس، بیمارستان‌ها و سپس سردخانه ها کرد. اقوام می‌گویند زمانیکه آقای علیپور از مرگ فرزندش آگاه شد به او گفته شد که باید مبلغ ۳۰۰۰ دلار به عنوان پول تیر – که برای کشتن او استفاده شده بود – بپردازد. آقای علیپور به آنها گفت که همه دارایی او به ۳۰۰۰ دلار نمیرسد و با آنها بحث کرد که باید از این پول بگذرند چون او خود در جنگ ایران و عرق به کشور خدمت کرده است. به گفته خویشاوندان مقامات سرانجام موافقت کردند اما به خانواده دستور دادند که هیچ نوع مراسم یادبودی در تهران برگزار نکنند، سرانجام پیکر کاوه بی‌ هیچ سر و صدائی به رشت منتقل شد و در آنجا که خویشاوندانی حضور داشتند دفن گردید. همه همسایه‌ها خانواده کاوه را میشناسند، آنها به جز او ۲ دختر دارند. مغازه دار‌های محل عکس‌های کاوه را به پنجره مغازه‌هایشان زده اند. کاوه در عکس لباس تیر با خطوط خاکستری به تن دارد، موهایش با دقت به یک سمت شانه‌ شده و لبخند خفیفی به لب دارد. راننده تاکسی در محل میگوید،»او سرشار از زندگی‌ بود، آرزوهای زیادی داشت، او برای چه مرد؟».

  6. مخمصه:

    دوستان همانطور که از اخبار شنیدیم شورای نگهبان در خواست ۵ روز مهلت بیشتر برای رسیدگی به شکایت نامزدها نموده که البته با موافقت رهبری همراه شده است این خبر نشان دهنده آن است که به احتمال بسیار قوی رفسنجانی‌ در مسافرت به قم توانسته نظر مثبت مراجع و طلاب این شهر را با خود که همان تشکیل شورای رهبری است را باخود به تهران ارمغان آورد و یک لابی حد اقلی در خبرگان رهبری را با خود همراه سازد.این رای زنیها دلیل خوبی‌ برای غیبت رفسنجانی‌ محسوب میشود.حال شورای نگهبان با اطلاع از این قضیه منتظر حضور و حمایت مردم در راه پیمای‌های هستند که از سوی میر حسین یا کروبی اعلام و اجرا میشوند یعنی‌ ۵ روز آتی خصوصا ۴شنبه و ۵شنبه. اگر این ۵ روز حیاتی و خصوصا ۲ روز فوق الذکر با حضور میلیونی مردم روبرو شوند تمام اعتراضات این ۲ هفته با کمترین هزینه به بار می‌نشیند ولی‌ اگر حضور کم رنگ باشد کودتا و کودتاچیان از بن بست رهایی پیدا میکنند و زمان را به سود خود میخرند.پس به حرمت خون ندا و ندا‌های دیگر با حضور میلیونی در فراخوان های میر حسین و کروبی سر نوشت خودمان را خودمان رقم بزنیم نه اروپا یا آمریکا یا هر کشور دیگر.صمیمانه می‌خواهم این مطلب را اطلاع رسانی کنید.

  7. با درود بر شما
    تازه داستان پيرزن رو ذخيره كردم تونستم با دقت بخونم آمدم بنويسم با پست جديد مواجه شدم.
    در مورد داستان خيلي جالب بود همون روحي كه در خيلي از ما به خاطر انتخابات بوجود آمد و شايد چشماني كه نشانه ايي از دنياي بهتر بود ما را به دنبال خود مي كشاند ،حال و هواي پيرزن را هم عوض كرده.
    هميشه اين داستان پيرزن رو مي خوندم تو دلم يك جورايي مي خواستم هيجاني در پيرزن بوجود بياد حالا شما خوب تونستيد اين تحول رو بوجود بياوريد.
    نظرم براي پست جديد باشه بعد از اينكه با دقت خوندم(يكي عقبم)
    بركت باشيد

  8. هنرمند روحش را به شهرت وماندگاري كاذبش نمي فروشد كه اگر فروخت هنر را فروخته واين تاوان سنگيني دارد..

  9. تفاوت بيانيه دو دسته از هنرمندان رو بدون اينكه بيانيه ها رو بخونيم از امضا كنندگانشون ميتونيم حدس بزنيم فرمان ارا مهرجويي مجيدي مخملباف پوراحمد تا سلحشور و ده نمكي راه زياديه حرفي براي گفتن نميمونه

  10. خیلی از آن اسامی بدون اطلاع خودشان امده است. رجوع کنید به خوابگرد و مطلب محمد حسن شهسواری.گویا هرکس به نحوی(حتی به صورت پاره وقت)باصداوسیما همکاری داشته،مسئولین این نهاد به خود این حق را داده اند که بدون اطلاع اسم انها را بیاورند،همچون مصطفی محدثی خراسانی(شاعر)که در شورای موسیقی صدا وسیما فعالیت دارد و..
    یک ترفند دیگر هم این بوده که از اسامی مشابه نویسندگان صاحب نام استفاده کنند مثل استفاده از نام»علی خدایی»که هیچ ارتباطی با علی خدایی،نویسنده کتاب»تمام زمستان مرا گرم کن » ندارد !
    و قص علی هذا…حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

  11. سلام
    این بیانیه و در بوق و کرنا کردنش از صدا و سیما و نادیده گرفتن دهها بیانیه مشابه آنرا که البته در دفاع از حقوق و آزادیهای مردم نوشته شده اند مثل باری روی دلم مانده بود
    یکی دو جا هم از هنر مند نمایانی که هنر شان را ارزان فروخته اند نوشته بودم و اینکه چه بر سرمان آمده که ده نمکی و سلحشور هنر مندمان شده اند …
    اما پستی که مستدل و مفصل نوشته ای مرهمی بود بر این درد
    صد البته از این نامها جز این انتظاری نمی رود که یا کوتوله های هنرند یا کارگردانانی که قرار دادهای بزرگ با جام جم دارند و نتوانسته اند بی خیال آن شوند
    این نامها در خاطر ما خواهند ماند تا شاید وقتی دیگر ….

  12. سلام
    هنر مند؟! هنر مند؟!
    چه جوک جالبی…طرف پرونده ی قتلش هنوز مفتوح است.
    انتظامی معتمد آریا کیانیان اینها که نبودند؟ اگر بودند درد آور بود اگر کیمیایی و مهرجویی و فرمان آرا و تقوایی بودند…باید می گریستیم و گرنه ده نمکی الماسی و معصومی و … آن اولی هم که یک قاتل است تا یک کارگردان با فیلمهای میلیاردی و البته ارزشی

  13. با سلام ، انسان ها از ظرفیتهای متفاوتی برخوردارند . مطمئن باشید اگر فورس پشت سر آن آدم ها نباشد . حتی بخشی از آنها هم که چنان اعتقادی دارند . دوست ندارند در انظار مردمی که احساساتشان جریحه دار است تابلو شوند . از قدیم گفته اند آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج . از طرف دیگر سیاست اگر چه در اصل بازی نیست به شطرنج می ماند ، بیش از زور به تدبیر نیازمند است . اگر تدبیر عالی در میان باشد زور هم که اینجا می توان به همان حمایت مردم تشبیهش کرد . کارگر می افتد . باور کنیم سیاستمداران ما هنوز شطرنج سیاست را به خوبی نیاموخته اند اگر چه هنوز بازی در جریان است .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s