بیگانه 1

زن ، نه دلگیر و نه خسته  تمام پس اندازش را از بانک گرفت . به خانه برگشت دو چمدان بست و یک کوله پشتی برداشت و راه افتاد به سمت فرودگاه با این تصمیم که برای اولین کشوری که گذرنامه اش اجازه می دهد بلیط بگیرد و برود ، مهم نبود کجا ، مهم این بود جایی باشد ، چون هیچ کشوری را نمی شناخت و تنها یک زبان بیگانه را می دانست که تا حال با آن سخن نگفته بود . گام بر پله های هواپیما که گذاشت به سرزمین ناشناخته ای فرو رفت .

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بیگانه 1

  1. با درود
    خوش به حالش كه همين جرات رو داشته ، شايد ازخودش به خودش سفر كرده اونجا هم سخن گفتن خاص خودش رو داره .
    در ضمن به نظر من در زندگي انساني هيچ چيز را نمي توان از هم تفكيك كرد و هر كدام را جداگانه بررسي نمد يك انسان نمي تواند عشق وايمان را جدا كند در هم اثر مي نمايند.
    شما اگر صبح شاداب و با اميد بلند شويد آيا روال زندگي و حتي انديشه شما هم مثل زماني است كه افسرده هستيد ؟
    در زندگي انساني و واقعي همه مسائل به هم مربوط مي شوند نمي توان ديوار كشيد.
    امروز كه من به سركار مي روم اگر دلي سرشار از خوشي داشته باشم نوع كارم متفاوت نخواهد بود ؟
    بركت باشيد

  2. سلام این یعنی جرات و جسارت تغییر دادن و ریسک بالای چنین تغییری را پذیرفتن و این یعنی به سبکبالی نسیم بودن :
    » گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟
    به هر آنکجا که باشد بجز این سرا سرایم ! «

  3. درد مشترکی ست این داستان.
    گاه جسارتش هست و سفرش بیرونی می شود. گاه جسارتش نیست و دل کندن ها برای زن درونی ست و پنهانی… واین نوع دوم شایع است و گذرنامه نمی خواهد.
    سپاس.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s