به خاطر دموکراسی

نمی دانم در کجای تاریخ انسانی جهان ایستاده ایم . نمی دانم که داریم با خود و گذشته و آینده مان چه می کنیم . فقط می دانم که ما خواسته و نا خواسته داریم با نگاهی وارونه به جهان و مفاهیم انسانی می نگریم و این وارونگی را در آینه ی مقعر خود می تابانیم .

دموکراسی نتیجه ی تلاش انسان است در طول تاریخ ، تلاشی اگر نه مشترک بین تمام ملت ها که حداقل تمام آن ها به نتیجه ای مشترک درباره ی آن رسیده اند و این نتیجه گیری را هیچ ملتی آسان به دست نیاورده است اما ما طوری برخورد می کنیم که گویی معنایش را نمی دانیم و مثل طفل تازه به مدرسه رفته ای که معلم می خواهد با زبان بی زبانی حروف و اصوات را برایش معنا کند با آن مواجه می شویم .

ما می دانیم منظورمان از مشارکت چیست و می دانیم هر نوع خللی به مشارکت جمعی وارد آوردن چه خللی را در سیستم حیات اجتماعی وارد خواهد آورد اما بازهم این تحفه ی گران قیمت را قدر نمی دانیم .

درست است که در ثبت نام کاندیدهای ریاست جمهوری هر فردی و با هر اندازه سواد و و ضعیتی شرکت نموده است و بازهم می دانیم که این رفتارها نه تنها شرکت در بازی سیاسی گروهی نیست – چه  خود می دانند که  میسر نخواهد بود  – بلکه نشانه ای از اعتراض است ، اعتراض به چیزی که هست و نمی خواهند باشد و به خاطر اندیشه ی فردگرایانه ی وحشتناکی که ما ایرانی ها داریم خیال می کنند خود می توانند اوضاع را به سامان کنند . اما هر چه باشد و هر تحلیلی به خاطر این و ضعیت بخواهیم صادر کنیم هرگز نباید حریم دموکراسی را بشکنیم . کاری که با زیرکی محض برخی درصدد اجرایش هستند وقتی که به پیرمرد هشتاد ساله یا آن مردی که با قیافه ی کابویی  برای ریاست جمهوری ثبت نام کرده خنده های ریز می کنند یا مخفیانه به روی مردم لبخند می زنند ، در واقع دارند خشم خود را از دموکراسی نشان می دهند که این است : بیایید و نگاه کنید که معنای دموکراسی همین است این مسخره بازی ها » ! این خنده ها و ایراد گرفتن ها در واقع دارد ذره ذره جای این حرف را باز می کند که هرکس نمی تواند کاندید شود و با قوانینی باید این وضعیت را محدود کرد و در عین حال که این حرف را می زنند، ردصلاحیت شدن تمام  کاندیدهایی از این دست را توسط شورای نگهبان نادیده می گیرند  و انگار نه انگار که شورای نگهبانی هم هست  اما از کجا معلوم که این محدود کردن ها تا کجا خواهد رفت  . امروز با قانونی مانع حضور پیرمرد یا جوانی می شویم یکی به دنبال راه حلی و یا دردلی برای مشکلات است و دیگری می خواهد نگاه ها را به سوی خود بکشد گرفتن  این دو خواسته ی کوچک  از آن ها آیا معانی دیگری در خود نخواهد داشت ؟ معانی ایی که به ریش دموکراسی و هر چه مردم سالاری ست بخندد ؟

Advertisements

11 thoughts on “به خاطر دموکراسی

Add yours

  1. سلام
    تحسينتان مي كنم
    به نكته دقيق و به نظرم صحيحي اشاه كرديد كه شخصا بدان توجه نداشتم
    محدود كردن چنين مشاركتي واقعا خطرناك است

  2. درود بر شما
    ولي رفتن بچه دوازده ساله و آن كابويي فكر نمي كنيد سخره گرفتن شعور مردم باشد.
    در كشورهاي اروپايي و آمريكا شخص بعد از كلي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي به خود اجازه مي دهد كانديد شود .
    آيا اين دموكراسي است كه بچه12 ساله برود و بگوييد وضعيت مدارس راهنمايي را بهبود مي خواهم بدهم يا آن شخصي كه دچار مشكلات رواني است به خود اجازه مي دهد كه براي سرنوشت مردم كانديد شود (شايد اين چهار ساله اين ذهن را در افراد تقويت كرده باشد).
    نه اينكه تنها بايد افرادي كه شهرت دارند كانديد شوند منظورم اين است بايد قوانين كانديدايي به گونه ايي باشد كه هر شخصي نتواند ثبت نام كند.
    شايد شما بگوييد مخالف دموكراسي هستم اما تقابل آراء و نظرات و استفاده كردن از تمامي ديدگاه ها (جامعه مدني) به اينگونه كه هر كسي كانديد شود ميسر نمي شود.
    بركت باشيد

  3. درود مجدد
    ببخشيد اگر منظورتان را متوجه نشدم.به هر حال بضاعت فكري و انديشه من همينقدر بود.
    بركت باشيد

  4. سلام عقیده دارد دموکراسی که پیامد و از دستاوردهای تدریجی ورود بشر به جامعه صنعتی است از زمان انقلاب کبیر فرانسه تا به امروز دارای یک روند رشد ملموس بوده که درجه این رشد به پارامترهایی چند وابسته است که اولین و مهمترین آن میزان رشد صنعتی و تکنولوزیکی و در نهایت اقتصادی است و پس از آن فرهنگ و اعتقادات اجتماعی و مذهبی جامعه است . مادر جامعه ای به سر می بریم که بدلایل یاد شده چند دهه بیشر نیست که به صورتی آزمون و خطایی در حال تجربه دموکراسی هستیم و هنوز به طور عمیق دموکراسی در فرهنگ ما نهادینه نشده اما بتدریج و گام به گام در حال پیشرفت است . حرکت در جهت تامین حقوق انسانی کودکان و زنان و آزادی های سیاسی و اجتماعی و فردی اگر چه با روندی کند و آهسته ولی در حال گسترش است و این را باید به فال نیک گرفت

  5. با سلام
    مکتوبتان را خواندم.
    بی شک این وضع دارای مشکل اساسی است وقابل اصلاح.
    آنچه مهم بنظر می رسد این است که دموکراسی هم مانند بسیاری از مفاهیم نیازمند نقادی و تعریف دوباره بر اساس مبانی فرهنگی خود است. امیدوارم مردمسالاری بتواند همچون بسیاری از مفاهیم دینی در ادبیات مردم ما جای خودش را پیدا کند

  6. خوب راهكارهاي زيادي در كشورهاي مختلف اجرا ميشه مثلاً در بعضي از كشورها فقط احزاب حق معرفي كانديدا دارند در بعضي كشورها هركس براي نامزدي بايد تعداد معيني امضا جمع اوري بكنه بطور مثال 20000 امضا كسي هم كه 20000 امضا نتونه جمع بكنه معلومه كه اينكاره نيست برخي كشورها مثل ژاپن وثيقه مالي سنگيني گرفته ميشه تا هر كسي هوس كانديداتوري نكنه.من فكر ميكنم جمع اوري امضا منطقي ترين شيوه بايد باشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: