در آستانه ی بهار با یادی از جای خالی سلوچ و مرگان دولت آبادی

                        

«ازروز برف مترس ، از دگر روز برف بترس! امّا دگر روز برف که امروز بود…

 پس ای مرگان ! عشق تو تنها به پیرانه ترین چهرۀ خود می تواند بروز یابد: اشک . پس ، تو مختاری که تا قیامت فقط بگریی . گریستن وگریستن . اشک مادرانت در تو مردابی خاموش است . نقبی بزن ورهایش کن».

Advertisements

یک دیدگاه برای ”در آستانه ی بهار با یادی از جای خالی سلوچ و مرگان دولت آبادی

  1. سلام

    آغاز سال جدید با نبودن یکی از عزیزترین ها دشواره اما فکر می کنم بهانه ای بشه برای یک شروع جدید.

    امیدوارم سال 88 سرشار از موفقیت و سلامتی باشه براتون.

  2. با مهر ودرود. ضمن تبریک عید نوروز ، سالی پر از خرسندی ، شادکامی و تندرستی را برای شما و خاواده ی محترمتان آرزومندم .

  3. از نيايش واره هاي سلمان هراتي

    گاهي كه معين نيست
    مثل يك پيچك خودماني
    از پنجره مي آيي
    و جاي شعرهاي من مي نشيني
    و من هيچ كلمه اي ندارم كه از تو بگويم
    هم خانه ام مي گويد( پرسد) :
    صفات ثبوتيه كدام است؟
    و من مي گويم:
    باز چه بوي خوشي
    اين جا را فر گرفته است

    درود
    نورزتان پيروز
    با كبيسه هايي كه به تكرار بازي ام مي دهد به روزم
    در انتظار نقدي
    مهماني گرفته ام…
    خوشحال مي شوم سري بزنيد

    حال پدر بهتر شد؟ امیدوارم سالی پر از سلامتی و بهروزی پیش رو داشته باشید

  4. با درود
    پيشاپيش عيد سعيد باستاني را به شما عزيز تبريك مي گويم.
    اما گريه و گريستن شايد راه به جايي نبرد اما انسان يك احساسي در آن لحظه دارد گويي خود را خلاص شده مي بيند و شايد از خلاصي رنج مي بردو گريه پركردن جايگاه خالي است و ديدگان را مي شويد شايد خاطره ها نيز شسته شود و يا شفاف تر شود و بهتر ببيند.
    نمي دانم چيست چون اكنون من دلم پر از گريه است و از چشمانم مي خواهد جاري شود .
    سال نو كه مي آيد غمگينم چون فاصله من از خاطراتي كه دوست دارم زيادتر مي شود و مي ترسم گرد زمان بر روي ديگان خاطره نگرم قرار گيرد و نتوانم بيادشان بياورم.
    گريه مي كنم تا خاك گرفته شده را از بين ببرم.

  5. در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
    با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
    بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
    مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال

    پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم .
    «فرزاد حسنی » از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال 87 است که یاداشتی است شخصی در احوالات 30 ساله شدن و روز تولدم …خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم …..لینک وبلاگ :

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

  6. با سلام و سپاس از لطف جنابعالی ، گفتن از دولت آبادی گفتن از ایران است و ادبیات بارور و متعهد که می کوشد به انسان ، به آسانی انسانی زیستن را به زبان خود و در قالب شخصیت هایش با هر پیرایه ای که دارند و هر پیرایه ای که ندارند . بیاموزد به گمانم جای خالی سلوچ از برترین آثار دولت آبادی است . اگرچه به قولی شاید همه آثارش جزء برترین های ادبیات ایران باشد و من چقدر سالیان سپری شده . . . اش را دوست دارم با وجودی که در جاهایی از آن به شدت خسته می شدم و احساس کسالت پیدا می کردم و باز ادامه می دادم تا به جاهای دیگری برسم که می دانستم برایم عزیز است و ماندنی و بسیاری اوقات آن حس غریب را در می یابم وقتی که عفونت از مغز انسان بیرون می زند و قلب سرد و منجمد می شود . . .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s