رئالیسم جادویی یا زیستن در جادو

طلسم ، واژه‌اي ست جادويي و كهن كه ادامه‌ي اسطوره‌ي ايراني ست ، اسطوره‌اي كه در آن خورشيد ، به ياري موبد – جادوگر فراخوانده‌مي‌شود .

گذشته از اين در مكتب حروفي كه پايه‌ي آن بر معاني رمزي اعداد است ، 365 حرف وجود دارد كه دربرگيرنده‌ي يك سال است و نيروي اين 365 حرف متعلق به عظما(خدا) ست .قصد ما از بيان اين رمزوارگي جادويي، ايجاد ارتباط اين سبك با حروفيه نيست ، بلكه  درصدد يافتن عنواني براي جادو هستيم  كه نوعي تشخص را براي اين واژه‌ فراهم كند .

با اين كار مي‌خواهيم دركي از واژ‌ه‌ي رئاليسم جادويي بيابيم كه ترجمه‌ي اسپانيايي آن هست :» واقعيت حيرت آور «.

قرار گرفتن در فضاي رئاليسم جادويي تنها به نوع نوشتار بستگي ندارد ، بلكه به همان نسبت به چگونگي خواندن متن نيز مربوط است .به نحوي كه به ما به نوشته‌ي خلاقانه پاسخ مي‌دهيم .به عبارت ساده‌تر ، خواننده وقتي اثر را درك مي‌كند كه با برخورد با اثر ادبي دچار هيجان، دلهره ، و…گردد. ما هنگام خواندن چنين متوني ، نمي توانيم بيكار بنشينيم و از عناصر درون متن در ذهن كپي بسازيم ، بلكه به دنبال عناصري مشابه جادوي آن متن در ذهن خود مي‌گرديم و با آن پيش مي‌رويم تا بتوانيم چيزهايي را يافته و در اين جهت حركت نماييم.

به اين كلمات دقت كنيد:دوشنبه،يكشنبه،شنبه ، جمعه ، پنج‌شنبه ، چهارشنبه ، سه‌شنبه ، دوشنبه.

ما با اين واژه‌ها و نيز الگوي چيدماني آن ها آشناييم ، اما ترتيب آن‌ها به اين شكل درهم ، باعث توجه ما مي‌گردد تا نظمي يا الگويي بر آن بيابيم .روزهاي هفته ،همانند كه هستند اما چيدمان آن تغيير يافته . به عبارت ديگر اگر هنگام خواندن متن ، ما حيرت‌زده شويم يا احساسات ما به گونه‌اي غريب و ناآشنا تحريك شود به نحوي كه تصور اوليه‌ي ما را از موضوع درهم بريزد و وارد دايره‌ي نامحدود شباهت و عدم شباهت گرديم ، گام در سرزمين جادويي گذاشته‌ايم .

اگر از روزهاي هفته ، فقط به نام روز – و نه ترتيب شماره‌ي آن رجوع كنيم – نه الگوي قديمي را رعايت كرده‌ايم و نه اين كه الگويي جديد را ارائه‌داده‌ايم ، در اين چينش فقط يك اتفاق افتاده و آن اين‌كه » دوشنبه » را دوبار مي‌بينيم .با همين جابه‌جايي ساده ما حس جديدي از زمان به دست مي‌آوريم كه داراي نظم وترتيب است و درعين حال قادر به حركت در بيشتر از يك جهت است (فراروي ). ما با عناصر عادي روز و با چيدمان متفاوت ، توجه را به زمان معطوف كرده‌ايم درحالي كه در شمارش عادي روزهاي هفته چنين توجه غريبي برانگيخته نمي‌شود ، آن‌چه در رئاليسم جادويي بر آن تكيه مي‌شود جريان عادي اين جهاني ست كه با دريچه‌ي نگاهي غريب مي‌درخشد ، يا خود را از زمينه‌ي عادي هميشگي جدا مي‌كند . در نگاه به چيدمان تازه روزهاي هفته ، ما در زمان حركت مي‌كنيم ، از جايي كه رفته‌ايم و به ان نگاه كرده‌ايم و در حالي كه در خواندن تك تك روزها به دنبال نظمي مي‌گرديم ، باز خود را سر جاي اول مي‌يابيم ؛ » دوشنبه «! به عبارت ديگر زمان هست ، زمان در اين جا براي كسي كه به آن نگاه مي‌كند حالت اخطار يا هشدار دارد .ما به زمان به عنوان كميت يا كيفيت و به عنوان عنصري تازه فكر مي‌كنيم ، درست مثل اين‌كه چيز تازه‌اي را كشف كرده‌ايم ، چيزي كه متعلق به جهان ما نيست .

با اين وصف براي گام گذاشتن در اين وادي پر مخاطره ، در ابتدا نيازمند بهره‌گيري از الگوي كهن هستيم  و از گذشته‌هاي دور ، افسانه ذاتي خارج از قاعده و قانون دارد . افسانه يعني امري جادويي ، حيرت‌آور ، در عين حال واقعي يا فراتر از واقعيت ، نوعي واقعيت تقريبي ، نزديك به آن ولي نه متزع از واقعيت . درست مثل قايقي كه روي آب به خاطر فشار سنگيني در يك طرف كج شده ، واقعيت راندن يك‌وري در شاهراهي كه محدويتي در آن نيست . اين همان نگاه رئاليسم جادويي است . اين واقعيت در اطراف ما هست فقط بايد نگاه را عوض كرد تا آن را ديد ، شايد براي كج ديدن قايقي كه به ظاهر راست ايستاده بايد وارونه و به حالتي كج بايستيم و به آن نگاه كنيم موضوع مهم اين‌است كه آن قايق وجود دارد ، واقعيت قايق هست و اين ماييم كه زاويه‌ي عادي ديدمان را تغيير داده‌ايم و آن در زاويه‌ي ديد غير عادي ما قرار دارد . شايد از ديد زاويه‌ي كج نگاه ، واقعيت قايق راستغريب باشد .بنابراين اين نوع نگاه با نگاه گذرا به شي و يا سوژه متفاوت است .

نه! نترسيد، نگران نشويد : شما گم نشده‌ايد .گم شدن در اين سرزمين خيلي بعيد است .در اين جهان كس گم نمي‌شود چون براي گم‌شدن ، پيش از هر چيز نياز داريم كه بدانيم از كجا آمده‌ايم در حالي كه در اين قلمرو ، جايي براي آمدن از آن وجود ندارد .پاداش شكيبايي ما در اين قلمرو افسانه‌اي – واقعي ، دست يافتن به نوع تازه‌اي از نگاه است .» ديگري» نويسنده، ديگر گونه ديدن . كشف اين ديگر گوني در ادبيات ، بهترين بخش شعر ، بهترين بخش داستان و بهترين موقعيت نمايشي را رقم مي‌زند ، اتفاق در مكان و آن اتفاق كه در مكان مي‌افتد چيزي نيست جز خود مكان كه اتفاق را در خود مي‌يابد .ما در تغيير مكان و حركت خود را كشف مي‌كنيم نه در ايستايي و آيا گم شدن در چنين قلمرويي لذت بخش نيست ؟!


نقل از مقاله ی Magical Realis نوشته ی آلبرتو رایوس.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”رئالیسم جادویی یا زیستن در جادو

  1. سلام دوست خوب…
    از اینکه مدتی نبودم تا مطالب شما رو بخونم متاسفم…اما امروز فرصتی دست داد که هم این پست و هم پست قبلی را خواندم و مثل همیشه استفاده کردم…
    موفق باشی

  2. زنده بودن آدمی تنها به تغییراتی ست که می سازد
    در حیطه ی زندگی و من که بی محابانه برایش می کوشم
    و تا زنده یی باید تکاپو کرد
    هر چه قدر بیشتر از همه چی آگاه تر
    علی

  3. سلام خانم موسوی
    با یک داستان به روزم. این دساتان با داستان های قبلیم فرق دارد و فکر کنم بد نشده باشد . ضمنن بحث جالبی در باره رئالیسم جادویی را مطرح کرده بودید و من قبلن یک بار هم آمده بودم و دوباره ان را خواندم . موفق باشید

  4. آفرین!
    مطلب جالبی ست محبوبه جان…
    …………………………………..
    دم در جای دروغ …بود یا نبود ؟
    ………………………………..
    من توی بطری …
    گرفتن و دادن …
    تا فردادادادادا…
    ..
    ..
    ..
    منحنی؟

  5. اگر بگویم بهترین نظر در میان نظرات ارائه شده در مورد پست جدیدم نظر شماست اغراق نگفته ام.ممنونم.
    ترجمه مطلب آلبرتو رایوس گرچه بسیار ثقیل ولی فوقالعاده قابل تامل بود.
    شاد باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s