بازی اینترنتی

بدترین و ضعیف ترین کتابی که در دوسال گذشته خوانده اید چه بوده ؟

ـ کتاب انتخابی می تواند در هر زمینه ای باشد.

ـ  کتاب هایی را انتخاب کنید  که چاپ شده اند و کتاب های الکترونیکی در این نظر سنجی محسوب نمی شوند .

ـ نام نویسنده و چنان چه اثر ترجمه ای ست ، نام مترجم را حتما بنویسید تا در نام های مشابه اشتباه نشود.

ـ چنان چه ممکن است یک یا چند دلیل برای انتخاب خود بیاورید .اگر هم نخواستید دلیلی بیاورید مشکلی نیست .

ـ از دوستان اهل مطالعه ی خود دعوت کنید که در این بازی شرکت کنند.

چرا این بازی را راه انداخته ام ؟

ما ایرانیان عادتی داریم به نام تعارف ، و هیچ وقت دوست نداریم که از کاری هنری انتقاد کنیم اگرهم گاه انتقادهایی می شود یا کاملا شخصی ست و ربطی به اصل اثر ندارد یا چنان در کلمات زیبا پیچیده شده که کسی هم که طرف نقد قرار گرفته متوجه نمی شود این انتقاد است یا تقدیر .به هر صورت برای شناخت محیط فرهنگی و سطح کتاب های منتشر شده و دیدگاه مخاطبین ، فکر این مسابقه به خاطرم رسید .هالیود هر سال جایزه ی تمشک طلایی را به بدترین فیلم های انتخابی می دهد .فکرش را بکنید اگر چنین جایزه ای برای ما و در جشنواره ی فجر در نظر گرفته شود چه قهرها که صورت نگیرد و چه تصفیه حساب هایی که نشود .

اما این جا فضای متفاوتی ست با خوانندگان محدود .در فضای مجازی مجبور به  تعارف نیستیم .در این جا درباره ی کتاب حرف می زنیم و همچنین این فضا باعث بالا بردن قدرت اعتماد به نفس شده و همه می توانیم خود را صاحب نظر قلمداد کنیم . با این همه هدف از این بازی رسیدن به جمع بندیی نهایی ست که با کمک شما دوستان مقدر می گردد. 

پادما گفته :جاودانگی (نام نویسنده اش را ننوشته .احتمال می دهم منظورش جاودانگی، رمان میلان کوندرا باشد .شاید هم اشتباه کنم .)بدترین کتابی که من خوندم شاید به نظر خیلی ها یه شاهکار ادبی باشه. اما من ازش خوشم نمیاد چون هم کلا یه جوریه و هم این که به نظر من اصلا جذاب نیست.

محمد رضا:مرگ در ونیز نوشته ی توماس مان ترجمه ی حسن نکو روح.من کلا با این معناگرایی انگار مشکل دارم!چیزی که همه می گن مزخرفه نظرم رو جلب می کنه و برعکس

حسین رضایی:هنر عشق ورزی و آموختن از لئو بوسکالیا، و ترجمه ی گیسو ناصری.در این کتاب اتفاقاتی و رخ دادهایی که نویسنده به عنوان اتفاقات بزرگ و سرنوشت ساز زندگی خودش م عرفی کرده بود برای من قابل هضم نبود و همچنین بعضی از رفتار هایش که اصول خودش برای ارتباط برقرار کردن با دیگران بود به نظرم مسخره امد.گر من این رفتارها را انجام بدهم شاید یک نفر خوشش بیاید ولی 1000 نفر قطعا برچسب دیوانه را بهم می زنند.فکر میکنم کار ترجمه اش هم اصلا قوی نبود.

داستانسرا(عمولی):آبی ماورای بحار نوشته ی شهریار مندنی پور .يكي از مزخرفترين كتابهائي كه در تمام عمرم خوانده ام همان ياز ده داستان مندني پور بنام «آبي ماوراي بحار»بود و البته بعلت نثر بسيار غامض و تركيبات پيچيده ونالازمي كه نويسنده بكار گرفته حتي داستان اول را هم نتوانستم بپايان برسانم و واقعا نميدانم ايشان بدنبال چه چيزي هستند وآيا لازم است كه خواننده را در يك داستاني كه ميشود بسيار ساده وصميمي روايت شود آنقدر بپيچانيم كه هر جمله را مجبور شود دوبار از اول مرور كند تا شايد به معني خاصي برسد.

علیرضا مجابی: و دیگران نوشته ی محبوبه میر قدیریکه متاسفانه انتشارات روشنگران آن را چاپ کرده بود و برنده ی چند جایزه ی ادبی هم شد(مهرگان ادب سال 86) کتابی آبکی، سرهم بندی و بدون سر سوزن ارزش ادبی هنری و اجتماعی… یه چیزی تو مایه سریالهای دو زاری تلویزیون فخمیه!

م.ایلنان:سال بازگشت نوشته ی آقای دهقان،کتابی در ادبیات دفاع مقدس است که قرار بوده به یاد شهید نظرنژاد مشهور به بابانظر نوشته شود و شده.نویسنده که آقای دهقان باشد، به خوبی نشان داده چرا ادبیات دفاع مقدس تنها در محدوده ی بنیاد حفظ آثار و کنگره های شهدا حبس شده و نمی تواند با دیگر رمان ها همآوردی کند.راستش برای من جای سوال هست که چرا وقتی هانریش بل در حاشیه ی جنگ جهانی دوم رمان ترسناک و بسیار هول آور «قطار به موقع رسید» را می تواند بنویسد، کسی نیست تا همان مایه از دفاع مقدسی را که در جامعه جاری است بنویسد و چنان بنویسد که کشفی از لحظه های ناب «جنگ و انسان» باشد؟ داستان کوتاه البته چندتایی هست اما رمان؟

رضا سعیدی:استاد عشق از ایرج حسابی. ساختن یک چهره اسطوره ای از پروفسور حسابی با ادبیات نه چندان جالب. ایرج خان همچنان نان ابوی را می خورند!

مصطفی مردانی :کتاب » عبور » نوشته مریم رئیس دانا برایم خیلی مزخرف بود که آن هم از دستم در رفته بود.

لیدی ام :«آینه های دردار» جناب گلشیری را پیشنهاد کردند و ما هم سعی در خواندنش کردیم اما از آنجا که به جای یک اثر ادبی با یک مانیفیست اوپوزیسیون سیاسی مواجه شدم عطای خواندن بقیه صفحات را به لقایش بخشیدم و از آن پس دیگر سراغش نرفتم. البته همیشه این احتمال وجود دارد که چیزی را که در یک زمان نپسندی در زمان دیگر عاشقش شوی. این را برای آسودگی خیال طرفداران آن حضرت می گویم که بر ما نیاشوبند.

کرم کتاب:اسکندر (سه جلد) اثر والریو ماسیمو مانفردی و ترجمه فریده مهدوی دامغانی. کتابی ضد ایرانی که نمی دانم چرا وزارت ارشاد اجازه چاپش را داده و تازه انتشارات خود وزارتخانه آن را چاپ کرده است. این کتاب چیزی است بین تاریخ و افسانه خدایان! آنهم در مورد شخصی معلوم الحال مانند اسکندر!

نیروانا: دلباختگی اثر کریستیان بوبن بوده!!!! خیلی مسخره بود….

دمادم :استخوان خوک و دست های جذامی نوشته ی مصطفی مستور.با عرض پوزش از تمامی طرفداران آقای نویسنده به خصوص م. ایلنان به خاطر رفاقتش. این کتاب به شیوه ی پست مدرن بسیار تقلیدی نوشته شده آن قدر که گل درشتی این تقلیدهای زبانی به شدت خود را به رخ می کشد . نویسنده  محترم  برای نوشتن داستان به شکل پست مدرن فقط عدم سببیت را برداشت کرده و دیگر هیچ .آن قدر این هیچ بزرگ است که نتوانستم تا آخر بخوانمش در حالی که من معمولا در مطالعه کتاب حوصله زیادی دارم .

یاسر اکبریان :مجموعه داستان وقتم کن که بگذرم است نوشته ی لیلا صادقی .این نویسنده به داستان توهین کرده است .چرا که ما همگان می دانیم که ابزار داستان کلمه است و نه شکلک کشیدن.در این به ظاهر داستان ها آمده است به جای اینکه بنویسد ساعت پنج است .نقاشی یک ساعت را کشیده است .آیا این مسخره نیست و چند آدم ابله افتاده اند پشت سرش که خانم نو آوری آورده است به ادبیات ایران .این کتاب اینقدر حالم را به هم زد که ظرف 48 ساعت در دنیای مجازی پول کتاب را از طریق شماره حساب از نویسنده اش گرفتم .این کتاب یک خیانت بزرگ به ادبیات داستانی است.خریدن کتاب از لیلا صادقی خیانت است .لیلا صادقی یعنی ادبیات اکواریومی.

حسین مکی زاده :شعر عصیان(گلچین شعرهایی از جفری هیل، آلن گینزبرگ، دیلن تامس، ولکات، آدری لرد، مپهاهله له، روتکه، )
ترجمه : علی اصغر بهرامی
یکی از بدترین ترجمه هایی که می شد از شعر کرد! برای نمونه لطفن به ترجمه شعر زیبای Do Not Go Gentle Into that Good Night ِ دیلن توماس به ترجمه ی آقای بهرامی مراجعه کنید. اعصابم را به هم ریخت.

اشرف:كتاب حليه المتقين علامه مجلسي بهتر بود طنز نويس مي شد تا گرد آورنده احاديث و روايت امامان .عمده ترين مطالب كتاب مطالبي هستند كه پايه علمي ندارند و حداقل در حيطه رسالت انبياء نبوده اند ومطمئنن از ايشان نبوده است.در ضمن كتاب استاد عشق دكتر حسابي هم كه يكي ديگر از خوانندگان وبلاگ گذاشته اند مي تواند از بدترين كتابهايي باشد كه من خوانده ام .

محمد صادقی:1.روحیه ایرانی، روحیه شرقی2.جاودان خردکتاب «روحیه ایرانی روحیه شرقی» (نوشته مرتضی رهبانی)، به نقد و بررسی کتاب سازگاری ایرانی می پردازد.کتاب روحیه ایرانی روحیه شرقی، به بدترین شکل و با زبانی مبهم و نامفهوم به بررسی اثر مهم بازرگان پرداخته…
کتاب «جاودان خرد» شامل مجموعه مقالات دکتر سید حسین نصر است
.

فرشته نوبخت: یک اثر ضعیف از فئودور داستایوسکی به نام /همیشه شوهر/ که ترجمه ی علی اصغر خبره زاده بود. داستایوسکی این اثر را در حالی برای مجله /شفق/ نوشت که تحت فشار مالی شدیدی بر اثر باختن در قمار بود و حتی لباسهایش را در گرو بانک گذاشته بود. داستان در شماره های ژانویه و فوریه 1870 به چاپ رسید و داستایوسکی از حمله شدید منتقدین در امان نماند.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بازی اینترنتی

  1. اووووووووووووووووووووول!
    بدترین کتابی که من خوندم شاید به نظر خیلی ها یه شاهکار ادبی باشه. اما من ازش خوشم نمیاد چون هم کلا یه جوریه و هم این که به نظر من اصلا جذاب نیست. اسم کتاب «جاودانگی» یه.
    راستی ببخشید که خیلی دیر شد. معنی اون شعره که خواشته بودی رو خصوصی فرستادم.

  2. سلام به نظرم جالبه ومفید.با اینحال من که به کتابهای اونجا دسترسی ندارم.البته برای معرفی خوبش اگه بود می گفتم . ولی بهتره که قانون رو رعیت کنم .در عوض به دوستانم لینک و یا توصیه میکنم که بیان نظر شون رو بگن

  3. سلام
    سخته بگم کتاب بد خیلی گشتم بدهایی هم بودند اما باز آن قدر بد نبودند اما بالاخره جایزه تعلق می گیرد به:
    «مرگ در ونیز »نوشته ی توماس مان ترجمه ی حسن نکو روح نشر نگاه
    خیلی تعریف توماس مان رو شنیده بودم هر چی تو این کتاب رفتم جلو دیدم نه…آخرش دیدم جو گیر شدم.من کلا با این معناگرایی انگار مشکل دارم!چیزی که همه می گن مزخرفه نظرم رو جلب می کنه و برعکس

  4. محبوبه عزیز
    این دو سال را چون گفتی راستش وسواس‌هایم زیادتر شده‌اند و به همین دلیل به ندرت کتابی می‌خوانم که آب زیرش برود. ولی بیشترش را نگاهی به کتابخانه بیاندازم چشم

  5. سلام ببخشید در معرفی کتاب دچار اشتباه شدم سری به کتابها که زدم متوجه شدم.نام کتاب هنر عشق ورزی و آموختن از لئو بوسکالیا، و ترجمه ی گیسو ناصری است که من از یکی از دوستانم به عنوان هدیه گرفتم.در این کتاب اتفاقاتی و رخ دادهایی که نویسنده به عنوان اتفاقات بزرگ و سرنوشت ساز زندگی خودش م عرفی کرده بود برای من قابل هضم نبود و همچنین بعضی از رفتار هایش که اصول خودش برای ارتباط برقرار کردن با دیگران بود به نظرم مسخره امد.گر من این رفتارها را انجام بدهم شاید یک نفر خوشش بیاید ولی 1000 نفر قطعا برچسب دیوانه را بهم می زنند.فکر میکنم کار ترجمه اش هم اصلا قوی نبود

  6. با سلام وسپاس از اين حركت خلاقانه تان.راستش چون قرار شده بيتعارف حرف بزنيم بنده هم بدون مراعات هواداران بسيار آقاي مندني پور والبته با عرض پوزش هم از محضر خودشان وهم از محضر دوستدارانشان بايد عرض كنم كه يكي از مزخرفترين كتابهائي كه در تمام عمرم خوانده ام همان ياز ده داستان مندني پور بنام «آبي ماوراي بحار»بود و البته بعلت نثر بسيار غامض و تركيبات پيچيده ونالازمي كه نويسنده بكار گرفته حتي داستان اول را هم نتوانستم بپايان برسانم و واقعا نميدانم ايشان بدنبال چه چيزي هستند وآيا لازم است كه خواننده را در يك داستاني كه ميشود بسيار ساده وصميمي روايت شود آنقدر بپيچانيم كه هر جمله را مجبور شود دوبار از اول مرور كند تا شايد به معني خاصي برسد.البته بهترين كتابي هم كه در اين دوسال خوانده ام كتاب «ارواح شهرزاد»از همين نويسنده است والبته به دليل محتواي بسيار ارزشمند كتاب كه در حيطه فنون وتكنيكهاي داستان نويسي نگاشته شده توانستم نثر غامض و بازي خود نمايانه با كلمات را تحمل نمايم.

  7. سلام خانم موسوی….
    آمدم که نگویید بی تفاوت از کنار دعوتتان گذشتم….
    اما باید لیست کتاب هایی را که در این مدت خوانده ام مرور کنم تا بتوانم انتخاب صحیحی داشته باشم…
    در اولین فرصت تمشک طلایی را به یک کتاب خواهم داد…
    کارتان قابل تقدیر است…. باشید و موفق

  8. مزخرفترین کتابی که امسال خوندم کتاب… ودیگران نوشته محبوبه میرقدیری بود که متاسفانه انتشارات روشنگران آن را چاپ کرده بود و برنده ی چند جایزه ی ادبی هم شد(مهرگان ادب سال 86) کتابی آبکی، سرهم بندی و بدون سر سوزن ارزش ادبی هنری و اجتماعی… یه چیزی تو مایه سریالهای دو زاری تلویزیون فخمیه!
    داغمو تازه کردی محبوبه جان!

  9. بدترین برای من ،در این لحظه واژه ی سنگینی است که می خواهم از کتاب بنویسم اما چون چاره ای نیست و نمی توانم دراساس بازی خلل ایجاد کنم ،اقرار می کنم بدترین کتابی که خوانده ام،کتابی در ادبیات دفاع مقدس است که قرار بوده به یاد شهید نظرنژاد مشهور به بابانظر نوشته شود و شده.نویسنده که آقای دهقان باشد، به خوبی نشان داده چرا ادبیات دفاع مقدس تنها در محدوده ی بنیاد حفظ آثار و کنگره های شهدا حبس شده و نمی تواند با دیگر رمان ها همآوردی کند.راستش برای من جای سوال هست که چرا وقتی هانریش بل در حاشیه ی جنگ جهانی دوم رمان ترسناک و بسیار هول آور «قطار به موقع رسید» را می تواند بنویسد، کسی نیست تا همان مایه از دفاع مقدسی را که در جامعه جاری است بنویسد و چنان بنویسد که کشفی از لحظه های ناب «جنگ و انسان» باشد؟ داستان کوتاه البته چندتایی هست اما رمان؟
    بله، بدترین کتابی که خوانده ام در این مدت کتاب «سال بازگشت» به قلم جناب دهقان است.

  10. استاد عشق از ایرج حسابی. ساختن یک چهره اسطوره ای از پروفسور حسابی با ادبیات نه چندان جالب. ایرج خان همچنان نان ابوی را می خورند!

  11. سلام محبوبه جان
    من کتاب بد نمی خوانم. یک دایره المعارف زنده توی خانه دارم. هر وقت کتاب بدی دستم می گیرم دستم را می گیرد و ضرب المثل وقت طلاست را یادآوری می کند برایم!
    واقعیتش این است که اکثر داستانهائی که توی وبلاگها می خوانیم قابل خواندن نیستند بهتر که آنها را از رده خارج کرده اید و کتابهای چاپی هم در واقع اگر مال این اواخر باشند قابل خواندن نیستند از بس دست برده اند و حذف کرده اند و ….

  12. سلام
    چون پرسیدید دو سال گذشته واقعن من تو این دو سال کتاب بد نخوانده ام . اولين علتش این است که هر وقت کتاب می خوانم قبلن از معتمدهایم که ان را خوانده اند کیفیتش را می پرسم تا از خواندن پشیمان نشوم ، دومين دليلش اين است كه من در اين شرايط اين انتخاب را براي خودم جايز نمي دانم . يادم است منتقدين سينمايي به رياست آقاي معلم ، يك سال تمشك طلايي بدترين فيلم را دادند ولي سال بعد بعلت مشكلاتي كه در عرصه سينما چه از نظر امكانات و چه از نظر محدويت ها مترتب بر آن اين جايزه را طي اطلاعيه اي به هيچ فيلمي ندادند . سوم اينكه من به اندازه شما نويسندگان و مترجمان كتاب نخوانده ام مخصوصن اين دو سال كه شديدن درگير كار و زندگي بودم قبلن ها خيلي مي خواندم ولي اين دوسال ميزان مطالعه ام متاسفانه كم شده اگرچه از امسال سرعت ان را زياد كرده ام . چهارم اينكه من اجازه نمي دهم دوستان نويسنده را در ترازو بگذارم صلاحيت اينكار ندارم . ولي مي توانم در اين نظر سنجي اشاره اي به خاطره دو يا سه سال پيش كنم كه بخاطر شرايط زندگي مجبور بودم چند تا كتاب اونجوري را براي يك امتحان بخوانم ! چه عذابي كشيدم . مردم و زنده شدم .

  13. انتخاب بدترین کتابی که در دوسال گذشته خوانده ام کار سختی است چون کتابی که بد باشد معمولا اوصافش از افواه به گوش می رسد و معمولا سراغش نمی روم مگر به شنیده ها مطمئن نباشم که در آن صورت هم با نگاهی گذرا بر کتاب اگر آن را نپسندم خواندنش را شروع نمی کنم. اما همیشه و در همه حال استثنا و فریب موجود است. سال گذشته یا شاید هم دوسال گذشته خواب بزرگ «آینه های دردار» جناب گلشیری را پیشنهاد کردند و ما هم سعی در خواندنش کردیم اما از آنجا که به جای یک اثر ادبی با یک مانیفیست اوپوزیسیون سیاسی مواجه شدم عطای خواندن بقیه صفحات را به لقایش بخشیدم و از آن پس دیگر سراغش نرفتم. البته همیشه این احتمال وجود دارد که چیزی را که در یک زمان نپسندی در زمان دیگر عاشقش شوی. این را برای آسودگی خیال طرفداران آن حضرت می گویم که بر ما نیاشوبند.

  14. من خاطرات مردي هستم كه جنازه اش حلق آويز شد به درختي كه همه را مي ترساند، درختي عجيب با شاخه هاي زياد و استخواني و بدون برگ، پيچ خورده بود و از ميان رسوب بالا آمده و پل شناور را زير شكم خود جا داده بود. پائيز و بهار نداشت و هيچ كس برگي روي آن را نديده بود. جز شبها كه ماه در انبوه شاخه هايش گير مي كند و ياگردن من كه حلق آويز شده است به درخت و با پيچ طناب تكان مي خورد. من سرگذشت همان جسم هستم. كه گره را محكم كرده بود به گردن رو به پل، با اسلحه و بعد دو چشم سبز سبز، پيچيده در مه و در لانه سر زني به نام طوبا جا كرده بود روبه من…

    منتظر و مشتاق

  15. اسکندر (سه جلد) اثر والریو ماسیمو مانفردی و ترجمه فریده مهدوی دامغانی. کتابی ضد ایرانی که نمی دانم چرا وزارت ارشاد اجازه چاپش را داده و تازه انتشارات خود وزارتخانه آن را چاپ کرده است. این کتاب چیزی است بین تاریخ و افسانه خدایان! آنهم در مورد شخصی معلوم الحال مانند اسکندر!
    شرح کامل توضیحات من در مورد این کتاب را می توانيد وبلاگم و یا لینک زیر مطالعه کنید.
    http://iranianbookworm.blogspot.com/2008/08/blog-post_8901.html
    من واقعاً از خانم دکتر فریده مهدوی دامغانی تعجب می کنم که چنین کتابی را برای ترجمه انتخاب کردند
    شاد و کتابخوان باشید.

  16. جالبه کاش این سوال رو هم مطرح کنی که بهترین کتابی رو که خوندن چی بوده حتما از فهیمه رحیمی و دانیل استیل برات مثال می زنن به غیر از کریستین بوبن که چزو نویسنده های سه وچهار جهان به حساب میاد تمام چهره هایی که من اسمشون رو دیدم ادمهایی هستند که در موقعیت خودشون چهرهای مهمی به حساب میان.شاید دوستان اینرو در نظر ندارن که کتاب برای ارضا عشقولانگی اونها نوشته نمی شه برای این نوشته می شه که یک ارتباط و یک کشف جدید رو از دنیا به شما ارزانی کنه.فکر میکنم اگه بورخس رو شما به معرض رای بذارین بسیاری از دوستان حکم قتل اون رو صادر می کنن

  17. مزخرفترین مجموعه ای که خانده ام مجموعه داستان وقتم کن که بگذرم است نوشته ی لیلا صادقی .این نویسنده به داستان توهین کرده است .چرا که ما همگان می دانیم که ابزار داستان کلمه است و نه شکلک کشیدن.در این به ظاهر داستان ها آمده است به جای اینکه بنویسد ساعت پنج است .نقاشی یک ساعت را کشیده است .آیا این مسخره نیست و چند آدم ابله افتاده اند پشت سرش که خانم نو آوری آورده است به ادبیات ایران .این کتاب اینقدر حالم را به هم زد که ظرف 48 ساعت در دنیای مجازی پول کتاب را از طریق شماره حساب از نویسنده اش گرفتم .این کتاب یک خیانت بزرگ به ادبیات داستانی است.خریدن کتاب از لیلا صادقی خیانت است .لیلا صادقی یعنی ادبیات اکواریومی

  18. سلام من دعوت نشده آمدم!
    بدترین کتابی که در این یک ساله اخیر خوانده ام.
    شعر عصیان
    (گلچین شعرهایی از جفری هیل، آلن گینزبرگ، دیلن تامس، ولکات، آدری لرد، مپهاهله له، روتکه، )
    ترجمه : علی اصغر بهرامی
    نشر: نشر نی (27 فروردین، 1384)
    شابک: 964-312-754-0

    یکی از بدترین ترجمه هایی که می شد از شعر کرد! برای نمونه لطفن به ترجمه شعر زیبای Do Not Go Gentle Into that Good Night ِ دیلن توماس به ترجمه ی آقای بهرامی مراجعه کنید. اعصابم را به هم ریخت!

  19. سلام محبوبه جان
    راستش ممکنه این کتاب هایی رو که میگم اگه تو یه فضای روحی دیگه خونده بودمشون نظرم فرق میکرد ولی :
    آفریقایی: ژان ماری لوکلزیو بیشتر مشکل ترجمه داشت!
    پرواز شبانه: دوسنت اگزوپری!
    مادام بوواری هم از 50 صفحه نتونستم جلوتر برم!
    دوست دیگری از خواندن قلعه پرتغالی عباس عبدی پشیمان شده بود!

  20. محبوبه جان!
    من اصلن کتاب بد نمی خوانم . این جور کتاب ها از من فرار می کنند!
    آخرین خوانده ام «در قند هندوانه» ی براتیگان است که باهاش «قندیدم» خیلی!
    ..
    ..
    ..
    نم رو دم من ؟

  21. سلام محبوبه
    کار خوبی است اما ، یک نکته را این دوستان فراموش کردند و ان این که باید اول نوشته اشون بگن نظرمن اینه!!! چون انتخاب یه کتاب از یه نویسنده نظرات شخصی رو هم در پی داره و ه بسا اون نویسنده قوی باشه اما مخاطبان کمی داشته باشه و…د رحال برای نو آوریت ارزوی خوشبختی دارم !!!!

  22. با درود:
    برایتان نوشته بودم که که من با انتخاب بد ترین مخالفم.چون با آنکه خود نویسنده نیستم میدانم برای خلق یک اثر نویسنده چقدر باید زحمت بکشد و یقینا این زحمت را برای خلق یک اثر خوب بر خود هموار میکند . حال اگر من یا شما بسته به سلیقه خود مان آنرا نمیپسندیم دلیل بد بودن آن اثر نیست ولی با نقد و بر رسی و راهنمائی کاملا موافقم .کاری که شما از سر دلسوزی و با عشق و علاقه نسبت به آثار دیگران انجام میدهید و بار ها گفته ام بسیار قابل ستایش است.
    شاد باشید و موفق.

  23. سلام محبوبه جان

    چه سوال دشواری!!! از نظر من تعیین بد و خوب یک اثر آن هم کتاب نیاز به دانشی فراتر از قضاوت درباره مزه یک غذا دارد. مثلا من در نظرات دیدم اثری از میلان کوندرا عنوان شده در حالیکه پیش از قضاوت باید به معیار سنجش و صلاحیت قضاوت کننده نگاه کرد.
    در هر حال من کتاب بد نمی شناسم اما مجموعه شعرهائی را اخیرا دیده و خوانده ام که … وا مصیبتا. اسم کتاب را نمی نویسم اما سطرهائی از یکی از شعرها را می نویسم: » اگر روزی فارغ از غم ها بمانم من/ یا که چون صبح در حجله ام تنها بمانم من/ وای اگر روزی دور از این ماتم ها بمانم من / …/ خدای عشق و خوبی ها/ زکات غم مرا بخشید/ به جانم ظلم و زشتی را / به جای مهر پاشید»
    انتشار در سال 1384 – قیمت 2000 تومان !!!!!!!
    این کتاب حتی مدیر اجرا و برنامه ریزی داشت…!!!! …. پناه بر خدا.

    موفق باشید.

  24. كتاب حليه المتقين بدترين كتابي بود كه خواندم چون علامه مجلسي بهتر بود طنز نويس مي شد تا گرد آورنده احاديث و روايت امامان .
    عمده ترين مطالب كتاب مطالبي هستند كه پايه علمي ندارند و حداقل در حيطه رسالت انبياء نبوده اند ومطمئنن از ايشان نبوده است.
    در ضمن كتاب استاد عشق دكتر حسابي هم كه يكي ديگر از خوانندگان وبلاگ گذاشته اند مي تواند از بدترين كتابهايي باشد كه من خوانده ام و به قول ايشان تنها ايرج خان بدنبال نشان دادن خود هستند آنهم به اسم پدر و بعضي از مطالب با توجه به زندگي استاد حسابي غير واقعي مي باشد و تنها براي مهم جلوه دادن در كتاب نگاشته شده است.

  25. 1.روحیه ایرانی، روحیه شرقی
    2.جاودان خرد

    کتاب «روحیه ایرانی روحیه شرقی» (نوشته مرتضی رهبانی)، به نقد و بررسی کتاب سازگاری ایرانی می پردازد. سازگاری ایرانی یکی از کتاب های مهندس بازرگان است که با رویکردی منتقدانه به فرهنگ ایران می نگرد و من از اینکه کسی به این موضوع توجه کرده و درباره اش کتابی نوشته خوشحال شدم اما کتاب را که خواندم بسیار متاسف شدم. کتاب روحیه ایرانی روحیه شرقی، به بدترین شکل و با زبانی مبهم و نامفهوم به بررسی اثر مهم بازرگان پرداخته…
    کتاب «جاودان خرد» شامل مجموعه مقالات دکتر سید حسین نصر است. به تازگی مشغول نوشتن مقاله ای درباره دکتر نصر بودم و از این رو کتاب جاودان خرد را هم خواندم (البته تمام مقالات را نخواندم فقط بخش هایی را خواندم که به کار موضوع مقاله ام می آمد) تنها چیزی که می توانم بگویم این است که اگر نوشتن این مقاله مرا مجبور نمی ساخت هیچ گاه به سراغ چنین کتابی نمی رفتم…

  26. سلام محبوبه جان
    بدترین کتابی که این روزها خوانده ام یک اثر ضعیف از فئودور داستایوسکی بود به نام /همیشه شوهر/ که ترجمه ی علی اصغر خبره زاده بود, از نشر نگاه. داستایوسکی این اثر را در حالی برای مجله /شفق/ نوشت که تحت فشار مالی شدیدی بر اثر باختن در قمار بود و حتی لباسهایش را در گرو بانک گذاشته بود. داستان در شماره های ژانویه و فوریه 1870 به چاپ رسید و داستایوسکی از حمله شدید منتقدین در امان نماند.
    اما با اینهمه من بعد از خواندن آن احساس نکردم که وقتم را تلف کرده ام, فکر کردم چقدر جالب است که خالق اثری مثل جنایت و مکافات و ابله و..در کارنامه ی خود اثری اینچنینی هم دارد! خصوصا که ضمن خواندن یک اثر ضعیف از نویسنده ای بزرگ به احوالات روحی او در حین خلق اثر نیز ,می توان اندیشید.
    و از همین نظر هم به نوع نگاه خلاقانه ی تو -محبوبه جان – به /بدترین کتاب/ تبریک می گویم.
    موفق باشی.

  27. عجیب است محبوبه. خیلی عجیب است. این بازی که تو راه انداخته ای چقدر خوب نشان می دهد ما کی هستیم و چطور نگاه می کنیم به مسائل! خودت یک نگاهی به این چیزهائی که نوشته اند بیانداز! دریغ از یک کلمه منطقی دریغ از یک نگاه.. حال آدم به هم می خورد. می بینی حتی فضای مجازی هم قابلیتش را دارد که به مکانی برای تصفیه حساب تبدیل شود.

  28. ببخشید این خانم تهمینه زاردشت داور افتخاری این نظر سنجی هستند؟؟؟!!! بهتر بود در دعوتنامه تان این را هم قید می کردید.

  29. سلام
    از لينكتون ممنونم.نمي شود گفت كتاب بد چون مسلماٌاينجا هر كس فقط نظر خودش را مي گويد همين وبس به هر حال كتابهايي كه اگر كسي از من توصيه ي كتاب بخواهد هيچ وقت معرفي نمي كنم :
    شايد كتاب «انگار گفته بودي ليلي «از سپيده شاملو كه خيلي تعريفش رو شنيده بودم به نظر خيلي ها خوب باشه اما من هيچ ارتباطي برقرار نكردم و نيمه رهايش كردم! مثل داستانهاي اخير دولت آبادي كه عكس رمان هاي متقدمش اصلا به دل نمي نشينند!»سلوك»و» آن ماديان سرخ يال»!»شازده احتجاب» گلشيري هم جنگي به دل نزد!

  30. با اینکه در این دو سال کمتر ریسک کرده ام و سراغ هر کتابی نرفته ام اما باز هم کتابهایی رو خوانده ام که به نظرم ضعیف اومدن، از کتاب من دانای کل هستم مصطفی مستور چندان خوشم نیامد،گر چه به سبک و سیاق سایر داستان های مصطفی مستور است اما انگار این داستان های مستور می خواهد کفر تو را درآورد کما اینکه در سایر مجموعه داستان هایش نیز همینطور است اما با غلظتی کمتر،گرچه اینجا مجالش نیست که دلایل نظرم را بیاورم

  31. می بینی

    حوا شدن کار سختیست

    به خصوص اگر سیبی در کار نباشد

    سلام محبوبه جون به روزم با شعری ……………..

  32. اگه بشه کتب با موضوع غیر ادبی رو هم ذکر کرد من کتاب » احمدی نژاد , معجزه ی هزاره ی سوم » نوشته ی خانم فاطمه رجبی _ همسر سخنگوی دولت _ رو عنوان میکنم.البته قصدم مطالعه ی کتاب نبود فقط میخواستم ببینم چرندیاتش چی هست همین که اونم بعد از خوندن صفحاتی بصورت رندوم کلا از خیرش گذشتم.

  33. سلام
    بدترین کتابی که خواندم «روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور بود که به دلیل جوایزی که گرفته بود آن را خواندم اما با یک داستان بسیار ضعیف و کلیشه ای روبه رو شدم که از لحاظ داستانی نه در حد جایزه های ادبی ایران که در حد داستان های یک داستان نویس غیرحرفه ای هم نبود و بدتر از آن تمجیدهای بی موردی که از این کتاب شد.

  34. بدترین کتابی که خوندم سمفونی مردگان اثر عباس معروفی.

    گرچه از نوشته های عباس معروفی توی سایت رادیو زمانه آشنایی با شخصیتش داشتم ولی با خوندن کتاب بیشتر شناختمش.

    ضمن اینکه شباهت زیادی به صد سال تنهایی گارسیا مارکز داشت .

    جالب اینجاست که در حد کافه پیانو شهرت گرفت این کتاب ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s