برای نامجو وحنجره ی زخمی اش

وقتی دیگر دورنمایی نیست برای نگاه ، وقتی چشمی نیست که با آن نگاه کنی به دنیا ، وقتی دلی نیست ـ که نمی گذارند باشد ـ برای این سرزمین غبار گرفته ی از ماندگاری کهن بتپد ، دیگر چه حوصله و مجالی ست برای ماندن با عشق برای نگاه کردن با راز .

وقتی بنیاد گرایی و اندیشه های کوچک حقیر چون کرم های مفلوکی از در ودیوار خانه ات بالا می روند و هیچ سمی بر آن ها کارگر نیست ، وقتی هنر مرده ست شعر آخرین نفس های محتضرش را می کشد دکان داستان تخته شده از نقاشی و موسیقی خبری نیست وقتی این جا صدا نداردو تاب حضور حنجره ی زخمی  هم برداشته می شود وقتی که می دانی دیگر زخم هیچ حنجره ای برای صدا در این جا به آواز گشوده نمی شود که یا متهم ست به قرمطی بودن و یا اصلا بی اتهام ودادگاهی قرمطی ست دیگر صدا و بغض فرو خورده مان را از کجا از کدام گلو بشنویم .از دهان هایی با سرهایی جنبان که نهی می کنند و تحذیر ؟

حافظ کجاست که باز بنالد که ناله زبان همیشگی ما ملت مفلوک ست که :پنهان خورید باده که تعذیر می کنند و خیام به کفر و شراب خواری متهم شود .

نه این جا دیگر نمی توان امید صدایی داشت وقتی که آوازخوان دوره گرد حنجره های بسته ی ما متهم می شود به کفر؟یا سب نمی دانم تفاوتش چیست مهم این است که اتهامی باشد هرچه بود مهم نیست حالا حنجره زخمی نشسته و نگاه می کند به ردیف اتهاماتش و بزرگترین در نظرش همان ماندن در سرزمینی ست که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون است .

محسن نامجو آیا بازهم برای این صورتک های جنبان خواهد خواند ؟نه ! ما همه ماسک بر چهره داریم وهنرمند بر تنهایی خویش  می گرید .

نمی خواستم بنویسم ، قرار نبود که به این زودی پست تازه بگذارم اما خبر را که خواندم انگار معجزه ای  را که تا حال منتظرش بودم برای همیشه رخت بربسته و مگر این بغض بی قرار فرصت می دهد .

Advertisements

34 thoughts on “برای نامجو وحنجره ی زخمی اش

Add yours

  1. سلام
    جدی جدی به نامجو اتهام ارتداد زدن؟من فکر می کنم این کار خیلی دیر اتفاق افتاده با سیستمی که من از آقایون می شناسم اواسط سال 85 باید متهم می شد
    با این کار خدمت بزرگی به نامجو کردند معروف تر و محبوب تر شد این رو جدی می گم

  2. سلام
    بله منم خبر رو در سایت رادیو زمانه دیدم،اتهام سب نبی و… از همون ها که سال 81 به آغاجری زده بودن! خیلی هم تعجب نکردم تا الانم که چیزی نگفته بودن به این دلیل بوده که سرشون حسابی شلوغ بوده!.
    راستی خواننده ی زیر زمینی یعنی چه/؟شما در مورد قوانین مختلف برای خوانندگان زیر زمینی و روزمینی اطلاعات خاصی ندارین؟

  3. درود
    با شاه بیتی از بی خبری به روزم
    دوست داشتید سری بزنید
    البته به بهانه نقد
    هرچند به نوازش باران
    این روزها جای من در میان قطره ها اویزان است.
    و باد همسفری خسته تر از فریاد هایم

  4. وقتی همسایه مان را بردند و ما سکوت پیشه کردیم بالاخره زمانی میرسد که برای بردن ما هم خواهند آمد و آن وقت دیگر همسایه ای وجود ندارد…
    نامجو , آغاجری,گنجی,….. همه یک سرنوشت دارند وقتی که تصمیم میگیرند آنگونه نیندیشند که حاکمان میخواهند.کاش روزی میرسید که ایران پر میشد از آزاد اندیشی

  5. کامنت زیر مال پست قبلی شماست که سه روز پیش نوشته بودم اما بلاگفا از در لجبازی در آمده بود و قبول نمی کرد.

    برای آثار ماندگار، جای نگرانی نیست اگر کسی ماجرا یا درک نکند و یا به دلایلی چه اقتصادی و چه سیاسی در پی شکل دادن آن به گونه ای دیگر باشد. نگرانی وقتی است که کارهای کم ارزش از نظر فکری و یا هنری، ارزشمند به جلوه در می آیند. شاهنامه ی فردوسی و یا دیوان حافظ در آینده نیز صدها روایت دیگر و یا ویرایش دیگر خواهند داشت. قطعاً بسیاری از آن ها از اعتبار و ارزش علمی و ادبی برخوردار خواهندبود و شماری دیگر با کوس و کرنا هم، در تاریخ جایی پیدا نخواهند کرد. داستان یوسف و زلیخا به عنوان یک داستان رفتارشناسانه از یک سو و دارنده ی جاذبه های پر از بیم و امید انسانی، قطعاً در آینده های دور و نزدیک از سوی افراد دیگری نیز به کار گرفته خواهد شد. اما من تقریباً تردید ندارم که زیبایی، وسوسه و جاذبه های امیدوارانه و بیم انگیز آن به عنوان داستان زندگی انسان در بستر حرکت و کسب قدرت، همچنان باقی خواهد بود. نسل های آینده، چنان روایت های کژ و مژ را، غبار بیابان حساب خواهند کرد.

  6. سلام.

    یا شاید این هم تنها خیالی ست بینا بین کابوس …..
    نه خیالی نیست وبه واقع هست اینجا همه چیز روشن است.قلبهایشان بخصوص

  7. محبوبه جان حکایت ما گفتن و نشنیدن و رفتن و نرسیدن است و هنر هم چیزی است که درست است نزد ایرانیان است ولی بس نیست….

  8. درود بر تو محبوبه ی عزیز
    چه کردی ناقلا !!! چقدر قشنگ شده وبلاگت
    واقعل تبریک می گم
    شرمندم به خدا که کسی رو خبر نکردم
    بشدت سرم شلوغ بود
    باور کن محبوبه خانم اگه بگم این نمایش رو توی چه وضعیتی نوشتم کلی می خندین
    برات آرزوی سپید ترین ها رو دارم
    حتما بخون و نظرت رو هم بده

  9. باز هم با دنیائی از احساس برای هنر این سر زمین دل سوزاندید. دلسوزی که همواره مورد تقدیر و تحسین هنر دوستان است.
    شاد باشید و همیشه خندان.

  10. سلام
    جالب بود.با نگار پاییزی برگشتم.
    ضمنا نام وب من مثل باران , مثل بودن هست.لطفا در پیوندتان اصلاح بفرمایید.قید شده بهونه بارون. ممنون میشم.

  11. خانم محبوبه موسوی عزیز سلام

    دوست داشتم اگر مایل هستید همدیگر را در پیوندهای مان قرار دهیم…
    در صورتی که تمایل داشتید خوشحال می شوم اطلاع دهید.

  12. سلام!
    جدی بهش اتهام ارتداد زدن؟
    من محسن نامجو گوش می کنم/قشنگ هم هست/خیلی هم دوست دارم/
    هرچند معتقدم بعضی جاها اشتباه کرده! مثل تشبیه زلف به حبل المتین و …
    اما این تند روی آقایان هم دیگر زیادی…
    ,نامجو برای آلبوم جدیدش مرتد اعلام شده؟

  13. سلام
    نبودم و این خبر را الان از وبلاگ شما خواندم ! و حیرت کردم . خبر مرگ یک هنر یک فاجعه برای هر جامعه ایست و متاسفانه شنیدن صدای این فجایع برای ما امری عادی شده است .

  14. از شما دوست عزیز دعوت می شود تا در جشنی که به مناسبت روز جهانی وبلاگ در فرهنگسرای بانو به صرف افطاری ساده برگزار می شود حضور بهم رسانید.در این مراسم وبلاگنویسان به معرفی وبلاگ های خود و تجربیات وبلاگ نویسی شان خواهند پرداخت

    برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ http://www.blogday2008.persianblog.ir مراجعه کرده یا با شماره ی 09352217037 تماس حاصل فرمائید

  15. سلام
    رمضانی دیگر با عطر و بوی همیشگی ، با بوی رحمت واسعه خداوندی ، با بوی پرده پوشی و بخشش گناهان ، با بوی بندگی خالصانه ، از راه رسید .

    ماه رمضان :
    نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است ، بهترین فرصت برای به دست آوردن کمال و معنویت ؛ ماهی که می توان در آن به تقرب رسید و حقایق را آنگونه که هست نظاره کرد.

    در این ماه شریف ؛ روحانیت خاصی بر جسم و روح انسان حاکم است و آدم خاکی به واسطه تاثیر این حالات احساسی آسمانی دارد .
    رمضان ؛ ماه رحمت و غفران الهی است که دریای بیکران لطف و عنایت حضرت دوست در آن جوشش و تلاطم دیگری دارد .
    پیامبر اعظم (ص ) شعبان را ماه خود و رمضان را ماه خدا دانست و امت خویش را نسبت به اهمیت آن آگاه فرمود .

    امام سجاد (ع) نیز در وداع از ماه مبارک رمضان ؛ مناجاتی جانسوز دارد و مانند کسی که می خواهد از عزیزترین خویش جدا شود با این ماه پر عظمت بدرود می گوید .

    با آرزوی توفیق بندگی برای شما ، ملتمس دعای خیر شما هستم.
    ایام به کام انشا الله

  16. تا جایی که پاهایم توان رفتن دارند.

    1-جایزه ادبی ایران و چند جشنواره دیگر!
    2-کانون ادبیات پرشین بلاگ.
    3-یک عکس
    4-و جایی که پاهایم توان رفتن دارند…
    اینجا داستان به روز شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بالا ↑

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: