باران


گلوله ی قرمز کاموا از دستش رها شد ،طول پله ها را طی کرد و کنار تک درخت خشکیده ی باغچه آرام گرفت.

در آن سوی نخ ،زن از دختر پرسید :دلم شور می زنه ،دیر نکرده ؟ و دختر که پاهایش را در آفتاب کم رمق پاییزـکنار باغچه دراز کرده بود گفت :گمونم امروز بارون بیاد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”باران

  1. سلام
    از مطالب قشنگ و لذت بخشتان ممنونم
    پیشنهادی درخصوص داستان ها دارم
    شما می تونید در پایان این داستان ها با ارائه برداشت شخصی خود که قالب کلی دارد،
    در هدایت افکار مخاطب به سوی پیام مدنظر کمک شایانی کرده باشید.
    موفق و شادکام باشید

  2. کار زیبایی بود و هنوز دارم به بارون فکر می کنم و آفتاب کم رمق پاییز و اینکه چرا باید گلوله ی کاموا قرمزبود و نه رنگ دیگر.آیاتاکید بر نوعی روان پریشی است و تک درخت خشکیده همان دختری نیست که بارون برایش تجسد یک گذشته ی تلخ شده است و وهمی که او دارد با آن زندگی می کند . نمی دانم و این ندانستن است که اثر را زیباتر می کند .

  3. با سلام
    اصولن من آثاری که با سمبولها با مخاطب ارتباط برقرار می کنند دوست دارم و از آنها لذت می برم و خوشحالم که می بینم شما با این زبان با مخاطبتان ارتباط برقرا می کنید . در باره کارتان خوب فکر خواهم کرد و باز خواهم گشت

  4. خوشحالم که یک داستان مینیمال از شما خوندم…. نمی دانم شما هم مثل من از بیان منظورتان در چند جمله لذت می برید یا نه؟ اما مطمئنا از برداشت های مختلف خواننده ها حتما لذت خواهید برد
    برداشت من از داستان شما:
    بسیار زیبا شکاف بین نسل ها را در چند جمله نشان داده بودید…زنی که رشته طولانی تشویش و نگرانی اش در سرتا سر زندگی ادامه داشته و دختری که اضطرابش مثل آفتاب پاییزی کم رمق است….
    بهتون تبریک می گم

  5. سلام
    چندمین داستانیه که از شما میخونم چون تازه با وبتون آشنا شدم.
    باران هم کوتاه بود و هم به نظرم کمی مبهم که البته در داستانهای مینیمال مبهم بودن خیلی به جذابیت کمک میکنه و البته به برداشتهای متفاوت خواننده های متفاوت تر.
    به نطر من گذاشتن دغدغه های نسل قبلی( نگرانیهای همیشگی) در کنار دغدغه خیلی ملایم و احتمالا کم اهمیت و زودگذر نسل جدید خیلی جالبه.
    ماندگار باش.راستی کبوتر اندیشه ات را بفرست به بام خیالم که آپم

  6. سلام
    آن چیز که انتظارش در این داستان کوتاه شکل می گیرد باران است.
    بارانی که می تواندهدف یک گلوله قرمز شده باشد و توهم باز آمدنش که در زن است. یا بارانی که دیر کردنش در پائیز کمی غیر ممکن به نظر می رسد؟؟!!!

    به هر حال این ابهام در کار لذتش را چند برابر می کند.

    ( وقتی بیدار شدیم دایناسورها رفته بودند ) » کوتاهترین داستان کوتاه «

    موفق باشید.

  7. سلام دوست عزیز.داستان کوتاه ولی فوق العاده ایست.ابهام اینچنینی همیشه خواننگان را به وجد می آورد.حتی خوانندگان نه چندان کنجکاو را.من هم کمی به ارتباط های موجد در داستان فکر کردم و نتیجه و برداشت شخصی ام لیین شد که:
    تشویش و اضطراب یک زن و آسودگی و امید دختر که می توانند یک شخصیت در حال و گذشته باشند هنوز ادامه دارد.دخترک به باران فکر میکند و زن به خشکی درخت.ببخشید اگر با افکار شما فاصله داشت.در هر صورت باعث شدید بعد از مدتها در یک نوشته عمیق شوم و خودتان می دانید که این عمیق شدن چه لذتی دارد.ممنون

  8. دختری در اول زندگی پای درخت خشکیده به باران دیررس فکر می کند و مادری که سر کلاف را دارد نگران دیر امدن یکی دیگرست
    شعری دارم در رابطه با سکون غربت و پیرمردی که با عصایش طول عمر را قدم می زند و کودکی که دنبال توپش می دود
    ایجاز قابل تقدیری را توصیف کرده ای
    قشنگ بود
    دستت درد نکنه

  9. سلام خدمت هنرمند عزیز
    به نظر من این داستان استعاره ای از دو دلواپسی و انتظار است . دلواپسی زن که با رها شدن کاموا همراه است یعنی رها کردن بافتن امید دل خویش از شدت اضطراب و دلواپسی دختری که جلوه جالبی در درخت باغچه خشکیده دارد که منتظر باران در زیر آفتاب کم رمق زندگی است که البته فصل پاییز فصل زرد شدن است و احتمالا وی با وجود طی دوره پرباری باز باران امروز را انتظار می کشد . دختر شاید منتظر کسی است که او را امیدوار و شاداب سازد و زن استعاره کسی است که به این مرادی که دختر انتظارش را دارد سالیان درازی رسیده ولی باز دلواپس است ! و حلقه اتصال دختر و زن همان کاموای قرمز رها شده است ، این داستان از نظر من زجر کشیدن زنهای را به تصویر می کشد که در دو نما در تشویش و نگرانی به سر می برند . البته اصل موضوع طبعا در قلب شاعر-زیرا من این متن را شعر می دانم- است و برداشتهای مختلف نشان دهنده این است ، موفق باشید

  10. باران در دو بافت نمادین:

    1/ به عنوان نام زن یا دختر که نگرانی عاطفی را به دنبال دارد.
    2/ به عنوان نقطه ی پایانی بر خشکی و خشکسالی که نگرانی برای تداوم هستی را در جامعه های فقرزده در پی دارد.

  11. دلواپس از امیدی که در آینده . انتظار است سمبلی است گر سیراب نماید خشکیده ها را . تا بشوید اندیشه ی خشکیده ها را. تا قطره های باران با صدا های تق تق خود تحرکی را بالفعل . در جان جانان به ارمغان دارد. تا رها شویم مثل باران . سبز و خرم با نوای آهنگ باران . باریدن نماییم . ببار تا با باریدنت . باری از دوشمان کم می شود . دوست خوبم به باران تا گرد و غبار از اندیشه فرو ریزد . تا سبز و خرم وسربلند مانند سرو تا ایستاده و قامتی سرفراز روید.

  12. محبوبه خانم سلام
    ممنون که نظر دادی
    راستش این هنوز نمایش نشده که اجرا بشه
    ولی در حال نوشتن نمایشنامه اش هستم
    آماده شد آپش می کنم که حتما بخونی
    بازم سپاس
    کلکت را درود
    در پناه اهورا مزدا پاک و شاد زی

  13. سلام گلم . خوب هستی ؟ ناز من، من آپ هستم . حتما باید دعوتت کنم؟ منتظر نیم نگاهی از طرف تو .

    خوشحالم می کنی عزیزم .
    $$$$_______________________________$$$$$
    __$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
    ___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
    ____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
    ____$$$$$$$$$$$$$,_›.____.’_,,$$$$$$$$$$$$$
    ____$$$$$$$$$$$$$$,, ‹.__,’_$$$$$$$$$$$$$$$
    ____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
    ______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
    __________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
    _____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
    ____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
    ___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
    _,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *›,,
    *____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
    ______,;$*$,$$**’____________**’$$***,,
    ____,;’*___’_.*__________________*___ ‹*,,
    ,,,,.;*____________—____________ _ ____ ‹**,,,,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s