همه چیز بطالت است

باطل اباطیل ، جامعه می‌گوید ،باطل اباطیل ،همه چیز باطل است.انسان را از تمامی مشقتش که زیر آسمان می‌کشد چه منفعت است؟یک طبقه می‌‌‌روند وطبقه‌ی دیگرمی‌آیند وزمین تا به ابد پایدار می‌ماند.آفتاب طلوع می‌کند وآفتاب غروب می‌کند وبه جایی که از آن طلوع نمود می‌شتابد . باد به طرف جنوب می‌رود وبه‌طرف شمال دور می‌زند ،دور‌زنان دور‌زنان می‌رود وباد به مدارهای خود برمی‌گردد .جمیع نهرها به دریا جاری می‌شود اما دریا پر نمی‌گردد ،به مکانی که نهرها از آن جاری شد به همان جا باز می‌گردد .همه چیزها پر از خستگی است که انسان آن‌را بیان نتواند کرد.چشم از دیدن سیر نمی‌شود و گوش ازشنیدن مملو نمی‌گردد .آن‌چه بوده‌است همان است که خواهد‌بود ، و آن‌چه شده است همان‌است که خواهد شد وزیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست .آیا چیزی هست که درباره‌اش گفته‌شود ببین این تازه‌است ؟در دهرهایی که قبل از مابود آن چیز قدیم بود .ذکری از پیشینیان نیست ،از آیندگان نیز که خواهند آمد ،نزد آنانی که بعد از ایشان خواهند آمد ،ذکری نخواهد‌بود .

                                                                                                                کتاب جامعه

Advertisements

یک دیدگاه برای ”همه چیز بطالت است

  1. در بستر این تسلسل که به تکرار تعبیر می شود و در گستره ی این آمد و شد که به اعتقاد شماری، رنگ بی رنگی بر هستی می پاشد، موجوداتی فراز آمدند و خواستند هم تسلسل را از تکرار بپرهیزانند و هم تکرار را از یکسانی محتوای تکرار. چنان شد که زبان، هنر ، ادبیات و عشق جوانه زد. چنین شد که انسان در جایی ایستاده است که تضاد هستی اش، اعجاز همه ی بودن هاست. از یک سو بازتاب اوج و شکوفندگی و از دیگر سو آینه ی تمام نمای پلشتی و اشمئزاز. از یک سو ایثار و نثار و از دیگر سو لگد گذاشتن بر گلوی آدمیان.

  2. (اين مربوط به كامنت پست قبلي مي‌باشد لطفاً)
    يكم. سلام
    دوم. با ويرايش‌اش مي‌شود: با نظرات شما و بقيه تا حدي مخالفم. آن هم در كمال خونسردي و بدون عصبانيت.
    سوم. با ويرايش ديگرش مي‌شود: با نظر شما تا حدي مخالفم،‌چون عقيده ندارم بي‌رمقي ادبيات امروز از خودسانسوري ناخودآگاه يا انواع مختلف سانسور بوده باشد. هر چند شايد آن تاحدي اينجا كمي دخيل باشد. اما من علت اصلي را در اين مي‌بينم كه پذيرفته‌ايم هر كسي كه مي‌نويسد اسمش نويسنده است و اين كار را خراب مي‌كند. و اتفاقاً اينجا با شما بيشتر هم‌داستان‌ام كه صحبت بر سر ذهنيت نويسنده‌ است. و من علت آن را به سطح كشيده شدنمان مي‌دانم: ذهن‌هاي سطحي خودعميق‌بين. ذهن‌هاي تلويزيونيِ (به معناي رسانه‌اي‌اش نه صرفاً تلويزيون جمهوري اسلامي) خودضدتلويزيون‌بين. يعني با ويرايش‌اش مي‌شود: ذهن‌هايي كه تحت تأثير رسانه‌هاي سطحي‌اند و پز روشنفكرمآبانه‌شان هم سرجايشان است. همين نظرات را نگاه كنيد! چند نفر واقعاً به مطلب شما تآملي كرده‌اند؟ اگر لحن‌ام عصباني مي‌نمود شايد علت‌اش همين بوده باشد. و البته خيلي سخت است در اين عصر خود را از سطح به عمق كشيدن، اين را مي‌پذيرم.
    چهارم. از شما ممنونم.

  3. ابژکتیو این جور بحث کردن کسل کننده است…شبانه روز در برخورد با یک خاطره از شبانه روز دیگر «شباهت» می یابد اما مسئله ی مهم خود خاطره است!…

  4. من همیشه فکر می کنم فلسفه دوار بودن آسمون ها همینه
    و فکر می کنم آخر هر چیز دقیقا نقطه شروع اونه مثل زمین. زندگی( منظورم تناسخ نیست) بدبختی و خوشبختی . فلسفه و …..

  5. البته تکرار مکررات یکی از اصول بودن است و اینکه زندگی هنوز جریان دارد.
    انسان بماند و بمیرد زندگی پیش می رود. این ما هستیم که تغییر می کنیم و گاهی کم می اوریم وگرنه طبیعت همانست که بوده. با کمی تغییرو تحول البته با سوراخ شدن پرده اوزن و اب شدن یخ های قطب شمال و گرسنگی کشیدن خرس قطبی این وزنه هم داره عوض می شه و باید فکر دیگه ای برای این سفسطه در تسلسل کرد. یک چیز دیگر هم اینه که ما سوار قطار عوضی شده ایم و انوقت می گوییم قطار دارد عوض می رود دنیایی داریم والله.
    مرسی برای مطلب جالبت میم عزیز

  6. بدنیس شش داستان بعدیش را بخونی ادامه دارن اینا در ضمن هانس کریستین دانمارکی اس نه انگیسی اردک زشت که یادت می یاد از کتاب دوم دبستان. ممنون سر زدی.

  7. سلام
    متن جالبی رو انتخا ب کرده بودید
    گاهی که از افکار دیگران عقایدی می شنوم که هیچ وقت به انها فکر هم نکرده ام در می مانم .به خودم فکر میکنم وبه عقایدم ه گویی در پارچه ای پیچاندمشان تا حتی خودم هم نبینمشان

    راستی بروزیم

  8. از آمدنت ممنون . واقع این است از هر نويسنده اي که دعوت کردم نیامد ! واقعا شرمنده ! نظر شما اميد بخش و بسيار مفيد بود ، خوشحال شدم !
    اما بحث خستگي را من با تجربه و سعي و خطاي تاريخي انسان قابل تكامل مي دانم . يعني فراز و نشيبهاي آدمي با تحولات فلسفي كه پيدا مي كند سبك وسياق خود را از دست مي دهد و به همان راه باز نمي گردد . يعني معتقد نيستم قانوني كه بيان كردي در باره انسان صادق است و دليل آن پيشرفت ديدگاههاي فلسفي انسان است مانند علوم ديگر . يعني شنيدارها و ديدارها با سير تكاملي انديشه انسان تغيير مي كند !

  9. خواهر خوبم سلام

    ممنون که آمدی.ماهم آمدیم و نوشته ی شما را خواندیم.تورو خدا اینقدر غمگین انگیز ناک و ناامید مند ننویسید .آدم دلش می گیرد.سیستم دایره ای
    ( circular system) را دوست دارم و در شعرها و داستان هايم زياد به كار ميگيرم.
    اما با فلسفه غم گين ناك انگيز مند زياد موافق نيستم مخصوصآ از وقتي كه زخم
    اثني عشر گرفتم و مجبور شدم فلسفه ذهنم را 180درجه بچرخانم !

    ا؟یک طبقه می‌‌‌روند وطبقه‌ی دیگرمی‌آیند< يعني يك طبقه ها از بين ميروند وجاي آن ها چند طبقه ها.برج هاي چند طبقه . اسمانخراش ها مي آيند كه دل آسمان را خراش دهند اما آسمان دلش دريا است و خراش بر نمي دارد وزمین تا به ابد قيمتش با لا ميرود وبت عيار زمين خواران مي شود . باد به طرف جنوب می‌رود وبه‌طرف شمال دور می‌زند ،دور‌زنان دور‌زنان می‌رود اما اصلآ دور ِ مردان
    نمي رود………..

    ببخشيد شوخي كردم و نثر زيبايتان را خراب كردم .خواستم فقط لبخند بزنيد!

    نه داستان هدايت را نشنيده ام برايم بنويسيد.

    من هم شعري را كه در مورد هدايت گفته ام برايتان مي نويسم.

    عصاي موسي مار مي شود

    تا هدايتم كند

    اما من

    با عصا و عينك و » بوف كور» هم

    هدايت نمي شوم!

    با تشكر. و شاد و سر بلند باشيد.

  10. بیا ای عشق عالم تاب که ما تنهای تنهاییم
    تا الان برای خودم بود که میگفتم

    اللهم عجل لولیک الفرج

    اما میخوام الان برای تمام مظلومان دنیا تمام اونایی

    که به عدالت احتیاج دارند بگم

    این نماز به صورت فردی و در خانه ومساجد برگزار می شود.لطفا نام شهرتون را هم بنویسید.3/3/87جمعه 3 بامداد.نماز در مفاتیح توضیح داده شده است

    می شود.به امید ظهو آقا امام زمان (عج)

  11. در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست. ولی در نماز پایان است . شاید این بدان معناست ، که پایان نماز آغاز یک دیدار است.
    پس سلام . حالت چطوره خوبی ؟

    پروانه آپ کرده . خوشحال می شم کلبه این حقیر رو نورانی کنی

    با آرزوی طلوع شادی ها و غروب غمهایت
    بای بای

  12. سلام.اگر به قول سهرا ب جور دیگر بنگریم طبیعت هم دست خوش تغییر است.اين نوشته بسيار نا اميدانه به زندگي نگاه میکند.شايد خود نويسنده هم گاهي به اين حرفهاي خود شک کند و همين برايش چيز تازه اي خواهد بود.در هر حال مفيد بود.و مرا به فکر فرو برد.ممنون.تا سلامي ديگر

  13. از همه ی محبت هایی که ابرازداشته اید سپاسگزارم. من نیز بر این باورم که در تاریک ترین لحظه های زندگی انسانی، می توان دقایقی را یافت که روزنه ای با آرزوهای دل انگیز و دلبستگی های شور انگیز اگر چه کوتاه می گشاید. اگر نه چنین بود، چگونه انسان می توانست این هستی «دوروزه» را به سرآورد؟ در آن صورت باید فریاد بر می داشت:

    ما از این هستی چند روزه به تنگ آمده ایم
    وای بر خضر که زندانی عمر ابد است

  14. سلام عزیز مهربان

    وبلاگ سبزت، سبزینه هر هستی لذت بردم دست توانایت پایدار.
    من هم بروزم به چشمهای قشنگی که تیرم نمی زنند
    منتظر حضور پر مهرت و نقدی از سر دوستی
    همیشه پایدار
    همیشه

  15. سلام محبوبه عزيز
    كار نيكي ست يادي از گذشته
    من شماره اي از كتاب جمعه به سردبيري احمد شاملو را دارم كه در ايند جز تصميم هاي اتي ست كه يادي از انم بكنم
    باز هم يك چيز تازه رو كردي ممنون.

  16. خیلی ممنون سر زدید.
    اما من با نظر شما جدا از اشاره تان به مطلب من موافقم و خیلی اختلاف نظر نداریم در این زمینه. انگار هنوز باید ویرایش کنم.
    لطفن در مورد هر نوشته ای با لحن همان نوشته نظر بگذارید تا من هم این طور گیج نزنم!

  17. از لطفتان شرمنده شدم . البته من با نامبرده مشکلی ندارم و حتی شاید با وی به کوه هم برویم و از نقد هم ناراحت نشدم ، فقط كمي تعجب كردم و خواستم ببينم آيا من در شناخت خودم اشتباه كرده ام يا نه ؟ زيرا هنرمندها آئينه خوبي براي داوريها هستند . قلمتان پاينده باد !

  18. سلام
    نه مشکل از وبلاگ من است و نه از سیستم شما…. فقط کافیه پنجره وبلاگ من را تمام صفحه کنید ( پنجره را با علامت مربع گوشه بالای صفحه بزرگ کنید).. مشکل حل خواهد شد.. ممنون

  19. با سلام
    وبلاگhttp://sosialogy.blogfa.com دنياي مجازي را براي تبادل نظرات و عقايد مباحث اجتماعي انتخاب كرده است با نظرات خود مرا در پويايي و به روز بودن آن همراهي كنيد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s