دردسرهای لغتی با حرف» ف» و…

اغلب از من می پرسند آیا شما فمنیست هستید؟ آیا اجازه می دهید که مردان برای شما در را باز کنند؟ آیا آرایش می کنید یا این کار را نوعی ستم برزنان می پندارید؟آیا ضدخانواده هستید؟ هنوز مراسم مذهبی را به جا می آورید؟و…

نه اشتباه نکنید ٬ این سوالات ازمن پرسیده نشده .اینها سوالاتی ست که ازخانم هلن میلر استاد دانشگاه داگلاس پرسیده می شود ٬کسی که در زمینه ی فلسفه ی فمینسم کار می کند . خود او می گوید :دوست دارم وقتی درباره ی این فلسفه صحبت می کنم حرف «ف» را به کار برم تا بگویم فمنیسم !پس می بینید درآن جا هم صحبت کردن از این موضوع گویی دارای بار منفی است . او می گوید فمنیسم واژه ای انحرافی ولغتی ناخوشایند شده به طوری که شما نمی خواهید ضمیمه ی هویتتان باشد .تصور منفی از این واژه رافرهنگ عامه ورسانه ها سبب شده اند بااین اعتقاد که وقتی برابری زنانه حاصل شده ست  ضرورتی چندانی به آن احساس نمی شود .وی بیان می کند که معمولن از دانشجویانش می شنود که می گویند:» من هرگز تبعیضی نمی بینم .» یا » چه نیازی هست به شناختن فمنیسم ؟»و»آیا هنوز هم معتقدید که تمام موانع برعلیه زنان برداشته نشده است ؟»وسرانجام مهمترین ومشکل ترین مساله برسر راه این اندیشه وجود نظریه ای قدیمی در تعریف فلسفه ست که بیان می دارد دانش و حقیقت به طور مطلق به دست آمده است ٬حقیقتی شبیه مسلمات ریاضی وبنابراین با فاکتورهای اجتماعی مثل جنسیت یا نژاد قابل تغییر نیست .فلسفه ی فمنیسم در حقیقت این اندیشه را در فلسفه به چالش می کشد . 

درست به تعداد زنان ومردان روی کره ی زمین راه های فمنیسم شدن وجود دارد .ممکن ست ما همه ی مباحث مطرح شده در اندیشه های یک نویسنده ی فمنیست را نپذیریم اما این بدان معنا نیست که فمنیسم غیر ضروری وبی اعتبار است .بنابراین حتی اگر شما کسی باشید که با نوشته های مستهجن به این دلیل که به زنان آسیب می رسانند موافق نباشید باز هم نمی توان برتمام نوشته های فمنیستی سرپوش گذاشت .

این ها چکیده ای بود از مقاله ی «کاربرد لغت ف در کلاس های فلسفه «که توسط همان خانم استاد دانشگاه عنوان شده ست .اودر ادامه ی این مقاله سعی دارد این واژه را متفاوت از تعریفی که رسانه های گروهی معرفی کرده اند بشناساند .با ذکر این نکته که چون مقاله علمی وسرشار از واژه های تخصصی می باشد سعی کرده ام با ترجمه ی آزادی از آن چه هست٬ کلیتی را ارائه دهم .

فمنیسم آزادیخواه در بسیاری از همان اصول اخلاقی که اندیشه ی برابری نامیده می شود بر برابری جنسیتی تاکید دارد .این اندیشه برکنار گذاشتن حصارها و موانع اجتماعی که محدود کننده ی زنان می باشند ٬انگشت می گذارد . ابتدا یی ترین شاخه ی این طرز تفکر فمنیست های لیبرال بودند که مخالف محودیت هایی بودند که زنان را از دانشگاه دور نگه می داشت یا از حق رای محروم می کرد .آن ها همچنین به نابرابری اقتصادی در زنان نیز اشاره داشتند .بنابراین تمرکز آن ها بر مظلومیتی بود که از بیرون بر زنان تحمیل می شود  و تا برطرف نشدن کامل این ستم بر زنان به تلاش خود ادامه می دهند .آن ها مثل دیگر تئوری های لیبرالی به دوگانگی و موقعیت های فردی تاکید دارند .مشکل عمده ی این نوع فمنیسم این ست که به موانع و حصارهای نامرئی بر زنان توجهی ندارد ومشکل زنان را فقط در تحصیل یا محدودیت های خانوادگی می شمارد چیزی که این روزها حداقل از نظر دانشگاهی نشان می دهد که زنان در ادامه ی تحصیل مشکلی ندارند .

گروه دوم فمنیست های رادیکال هستند . این اندیشه در مخالفت با فمنیست های لیبرال رشد کرد .آن ها معتقدند که ساختار مرد سالارانه ی جامعه ست که زنان را سرکوب می کند .اندیشه ای که در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی ظهور کرد .واژه ی مرد سالارانه اشاره به سازمان ها و معیارها و قوانین مردانه دارد وبرخلاف لیبرال ها که معتقدند ساختارهای زیربنایی جامعه صحیح ست٬ رادیکال ها به نظام جنسیتی جنس راضی نمی شوند (جنس٬عبارت ست از ساختار زیستی مذکر یا مونث وجنسیت به معنی نقش های اجتماعی که زن یا مرد در جامعه برعهده می گیرند ).آن ها ـ به عنوان مثال کاترین مکنین ـ براین تصورند که نوشته های مستهجن که بی حرمتی نسبت به زنان را به دنبال دارد باید کنار گذاشته شوند .در حالی که دیگران معتقدند این نوشته ها ممکن ست ابزاری در خدمت زنان باشد که با آن ویژگی های جنس خود را بیان کنند .حرمت مادرانه و همچنین تولید مثل از موارد اختلاف نظر بین فمنیست های رادیکال است برخی براین باورند که مادری تنها ابزار قدرت برای زنان ست که از آن طریق می توانند خود را بیان کنند در حالی که دیگران شان زن را بالاتر از تولید مثل ونقش مادرانه می شمارند با این فرض که زنان می توانند از ویژگی های جنسی خود فراتر روند .آن چه که فمنیست های رادیکال در آن اتفاق نظر دارند تاکید بر چگونگی برخوردهای جنسیتی شخصیت ما و زندگی گروهی مان ست .

انواع واقسام فمنیست های دیگر هم هستند که شاید در حوصله ی این مقال نگنجد مثل فمنیست های سوسیالیست که بر برابری اقتصادی تاکید می کنند و فمنیست های مولتی کالچرال یا چند فرهنگی. آنان توضیح می دهند که چطور در بخشی از جهان براین موضوع تظاهر می شود که زندگی زنان بر مردان تاثیر می گذارد  وبدین ترتیب برنیاز زنانه برای خود بودن سرپوش گذاشته می شود .انتقادی که بر آن ها وارد می شود این ست که ما چگونه می توانیم فرهنگ های دیگررا نقد کنیم ؟ ما نمی توانیم رسوم فرهنگی دیگران را نقد کنیم چون هیچ فرهنگی به طور ذاتی بهتراز دیگری نیست .

هنگامی که من کلاس های فلسفه ی فمنیسم را آغاز می کنم از دانشجویان می پرسم که آیا آن ها خودشان را فمنیست می دانند ؟در کلاسی بیست و پنج نفره دو یا سه دست بالا می رود .بعد وقتی که در کلاس قدم می زنم واز تک تک آن ها می خواهم که نظرشان را در این مورد بگویند با چنین جواب هایی مواجه می شوم :»خب!من فمنیست نیستم ٬اما …» این اما البته در این جا بسیار پرمعنی ست از نظر من یا » من فکر می کنم مردان و زنان در همه چیز باید با هم مساوی باشند» ٬ » من نمی خواهم اساس قضاوت را روی جنسم قرار دهم » ٬»  فکر نمی کنم که عادلانه باشد اگر من از قدم زدن در خیابان هنگام شب هراس داشته باشم » یا این جمله که » این درست نیست که زنان در افغانستان نمی توانند کار کنند » ٬» این خاصیت خود ماست که اراده و تصمیم های ما را می سازد «.

این زنان ومردان بر یک اصل اخلاقی عمده که فمنیست ها را باهم متحد می کند باور دارند وآن عبارت ست از تساوی فرصت ها .

حالا با وجود این توصیفات آیا فمنیسم یک ضرورت است یا اندیشه ای ست که تاریخی از آن گذشته وکارکرد خود را از دست داده ؟آیا می توان فمنیسم را برای تمام جوامع یکسان دانست یا در فرهنگ های مختلف شیوه های گوناگونی را به خود گرفته ؟وساده ترین وپیش پاافتاده ترین سوال آیا این اندیشه خطرناک است ؟ خوب  است یا بد ؟ ما درباره اش چطور فکر می کنیم .


*این مقاله چکیده ای ست از ترجمه Using the F – word in Phlosophy Classes نوشته یEllen Miller

Advertisements

یک دیدگاه برای ”دردسرهای لغتی با حرف» ف» و…

  1. سلام
    حالا این برداشت های مختلف فمینیست در غرب رو بذاریم کنار معضل اصلی فمینیست های ایرانی هستند.پازلی ناتمام و ناجور
    از رادیکال گرفته تا لیبرال و مسلمان که هر گروهی از ظن خود شد…
    و در این میان دو گروه دیگر زنان ضد فمینیسم (سنتی و بنیاد گرا) و زنان منفعل
    متن جالبی بود و ترحمه ی به نسبت روان

  2. باید بگویم در اروپا نیز دیگر بهره گیری از واژه ی فمنیسم در راستاری برابری اجتماعی و حقوقی زن و مرد، چندان مورد استفاده قرار نمی گیرد. هرچند، وقتی چند سال پیش، یکی از نخست وزیران کشورهای اروپای شمالی گفت من فمینیست هستم، شماری به او خندیدند نه از آن رو که حرفش را دروغ بپندارند بلکه از آن رو که رفتارش چندان انطباقی با فمینیست بودنش نداشت. درپاره ای از کشورهای غربی، هم اکنون یک ضرورت است که در هر محل کار، کارفرما باید طرح برابری ارزش های اجتماعی و فرهنگی زن و مرد را آماده داشته باشد. هر سال نیز باید این طرح، به روز گردد. بدین معنی که مثلاً چند زن در پست ریاست هستند؟ زنانی که رئیس هستند، آیا با تجربه و تحصیلات مشابه، همان حقوق را دریافت می دارند یا خیر! حتی در دانشگاه ها، زنان می توانند با گذراندن یک دوره ی معین، متخصص امور برابری زن و مرد بشوند. اما گذشته از همه ی این ها، برای ارتقاء این دریافت که زن و مرد از ارزش های انسانی، فرهنگی و اقتصادی همسانی برخوردار هستند، هنوز حتی در دمکراتیک ترین کشورهای جهان، کمبودها و پیش داوری های معینی وجود دارد.

  3. در جوامعی مانند جامعه های مشرق زمین، قبل از آن که مردم بتوانند و یا حتی بخواهند با کلماتی از این دست آشنا گردند، همه ی مؤسسات آموزشی از پیشدبستان تا دانشگاه، در واقع این مأموریت تاریخی را دارند که بتوانند برابرنهادانه، از ارزش های انسانی زنان و مردان جامعه صحبت کنند. اما این صحبت ها راه به جایی نخواهد برد وقتی که زنان از ابتدایی ترین تصمیم گیری های بنیادی زندگی در برابر مرد خود محروم هستند. حتی اگر زنی مجبور باشد به تنهایی خانه ای اجاره کند، به او چپ چپ نگاه می کنند و یا اصلاً اجاره نمی دهند. اگر در همان لحظه، مردی در همان سن و سال ظاهر شود، هیچ مانعی از دیدگاه آنان برای اجاره دادن آن خانه نیست .اندیشه ی برابری زن و مرد در کشورهای خاورمیانه، نیاز به آموزش و تعمیق بسیار دراز مدت دارد. همه ی نهادهای آموزشی و پرورشی و نیز همه ی رسانه های ریز و درشت، در همه ی این کشورها، در این زمینه سخت مسؤلند.


  4. روزی یک شهروند آمریکایی به یکی از رؤسای جمهور آمریکا نامه ای نوشت بدین مضمون: « من نمی دانم که در جنگ جهانی سوم، از چه سلاح هایی استفاده خواهند کرد. اما این را می دانم که در جنگ جهانی چهارم، اسلحه ی همه ی مردم جهان، سنگ و چوب خواهد بود.» در این نامه، واقعیت تلخی نهفته است که انسان را بیشتر به اندیشه وا می دارد. به تقلید از آن شهروند آمریکایی می توانم بگویم که من نمی دانم که میزان نابرابری حقوق زن و مرد در جهان ما اگر با معیار « در صد» اندازه گیری بشود، در حال حاضر، چگونه است. اما این را می دانم که زنان جهان، صرف نظر از آن که کارشان را چه بنامیم هم اکنون در حال حرکت به سوی یک دادخواهی عقلانی برای برابرشماری حقوق خویش با مردان هستند.

  5. سلام خانم محبوبه
    خوشحالم که اینقدر.پرکار هستید و زود به زود به روز می کنید آنهم با مطالب تمامن خواندنی و جون دار.
    پست آخرتان را خواندم. شاید کی از جدی ترین مشکلات در چارچوبهای نظری پارادایم فمنیسم خود تعریف فمنیسم باشد اما فارغ از مباحث نظری مربوط و ضرورت ها و کارکردها به نظر من یک واقعیت غیر قابل انکار هست و اون هم این که فمنیسم نتوانست انطور که خود تئوری پردازان این پارادایم توقع داشتند و شعار می دادند به اهداف خود حداقل در حوزه جذب مخاطب موفق شوند . البته نباید کارکردهای مثبت این به نوعی نهضت برابری طلبانه را نادیده گرفت ، ولی باز مهم این است که اینده روشن و امیدوار کنندهای را برای ان در نظر کزفت که دلایل بسیاری دارد بیرئن از حوصله این بحث.
    من فکر می کنم فمنیسم تا انجایی که به ساختار مرد سالارانه جوامع اشاره دارد تقریبن درست هدف می گیرد ولی از اینجا به بعد در ذهنیت متعصب بر گرفته از همان مرد سالاری تاریخی خودش گیر میکند. همانجا که فراموش می کند در باز تولید این ساختار مرد سالارانه خود زنها نقش اساسی و غیر قابل انکار بازی می کنند.
    دیگر اینکه فمنیسم در مبارزه با نقش های جنسیتی خودش یک نقش جنسیتی میگیرد و خیلی جا ها خودش فقط و فقط به عنوان یک زن وارد عرصه می شود و نه نقش انسانی خود و این همان جایی است نقض غرض شده و توان ارایه تحلیل های نظری در رد نقش های جنسیتی را از دست می دهد.
    بهر حال در پاسخ به سوالات شما من فکر می کنم فمنیسم دیگر تنها یک اندیشه است که به دلیل عدم توانایی در حل مشکلات نظری خود ضرورت خود را از دست داد و حتی در بین نیمه مونث جامعه نیز به اعتبارش خدشه وارد شد. البته این نظر من هست. خیلی ساده تر بگم: تصویری که فمنیسم از برابری و … ارایه کرد برای خیلی از زنان هم دیگر دیگر جذاب نیست( البته غیر از برابری حقوق مدنی اجتماعی که هر انسان منصفی مرد یا زن خواهان آن است ولی می خواهم بگویم که حتی خیلی از انهایی که برای رسیدن به این حقوق مساوی تلاش می کنند فمنیسم را راه درستی دیگر نمی پندارند هرچند که در دهه های 80-90 قدری به کارایی این پارادایم امید بسته بودند.)
    در پایان معتقدم که اندیشه به خودی خود بد نمی شود فمنیسم هم همینطور. اهدافش هم بد نبوده ولی در تحلیل های تئوریک خود ضعف های فاحشی داشته.

  6. یه نگاه کوتاه به کامنت های این پست، گویای حساسیت و موفقیت تلاش هایی است که در دنیا به نام فمنیسم انجام گرفته است و بهتر است وقتی از ضعف های تئوریک فاحش نام برده می شود، نمونه های آن ارائه شود تا دلایل موفقیت و یا عدم موفقیت آن روشن شود. در بسیاری از کشورهای اروپایی هم اکنون صدها زن به عنوان نخست وزیر ، وزیر دفاع …فرهنگ و مدیریت های کلان جامعه حضور دارند و خیلی دور نیست که اولین رئیس جمهور زن آمریکایی هم بزودی انتخاب شود و بسیاری از نویسندگان و شعرای زن نظیر… فروغ فرخزاد، سیلویا پلات نوال السعداوی و … نمونه های شورانگیز علم و فرهنگ و آکادمی جهان معاصرند، در همین کشور عزیز ما ایران اولین جایزه ی نوبل را یک زن بدست آورده است و صدها نویسنده و ناشر زن…. در تلاشند و من خوشحالم که امروز در وبلاگ متعلق به محبوبه ی موسوی این کامنت را می گذارم، حالا اگر نسبت ها با مردان برابر نیست، بخاطر همین عدم تناسب های تاریخی است که زنان را وارد کارزارهای برابر طلبی کرده است و آنچنان برق آسا پیش می روند که بنا به آمارها در حال حاضر 64 درصد ظرفیتهای دانشگاهی کشور ما متعلق به زنان است و بیشترین نویسنده ها و کتابخوان های ما زنان هستند و صدها فاکت دیگر…. که بهتر است در باره ی آن مستدل صحبت کنیم.
    پایدار باشید!

  7. سلام دوست عزيز.مقاله ي بسيار مفيدي بود.من اگر بخواهم محافظه کاري نکنم و حقيقت را بگويم با فمينيست و تساوي فرصت ها براي مرد و زن موافق نيستم. معتقدم زن و مرد لازم است يک حدودي را رعايت کنند.البته با افراط گرايي در اين زمينه مخالم مثل اجازه کار نداشتن زنان در افغانستان که در اين مقاله اشاره داشتيد.و ساير موارد مشابه.اعتدال لازمه ي پيشرفت هر جامعه است..اين را از منظر را محدود به جامعه ي ايران ميکنم چون در ايران بزرگ شدم.ممنون از حضور هميشگيتان در وبلاگم.شاد باشيد.

  8. خانم موسوی عزیز سلام!
    با عرض شرمندگی تا جایی که ممکن بود رتوش کردم، ولی در واقیعت آن… تغیری داده نخواهد شد. بط را زتوفان چه باک؟! این نوع شعر(؟؟؟!!!!) را هم باید شناخت، وقتی نشریه و جشنواره برگزار می کنند…!!!!

  9. 1-نمی دونم منظورتون از فیمینیسیم چیه ولی همین و بگم که باور نداشتن به زن توی برخی از ایین های کهن هویداست و امروزه داره یواش یواش این بحث ها قدیمی می شه و برخی از این بحث ها فقط به دنیای اقتصاد و مسایل فرهنگی ارتباط داره. حوزه ی تفکر ی پست مدرنیسم و پیش تر از ان مکتب قدر و بزرگ فکری فرانکفورت با ان غول های فلسفی اش به خصوص در دیده های انتقادی فلسفه ی مکتب فرانکفورت برخی از این ذهنیت را بازتاب و بررسی نموده اند.
    2- اگر منظورتون در کشور ایران است خوب باید یه انجمن حمایت از انسان راه بیاندازیم نه زن و مرد که هیچکدوم حقوق قانونی اشان رعایت نمی شود.
    3- شاید منظورتان ادبیات و فلسفه دنیا و تک نگاری های مردانه و ادبیات مردانه بوده است . فکر می کنم یواش یواش این قضیه در کشور خودمان هم دارد به سر انجامی می رسد . لحن زنانه در ادبیات و شعر و وو دیگر هنرها نمود پیدا کرده است این را جدی می گویم و در گوشی بگویمتان اگر بتوانیم در چارچوب های حقوقی نیز این گونه تفکر را وارد نماییم دیگر ایرانی ها چه می خواهند بابا این جا اروپاست همه چیز خوب و قانونی است.

  10. سلام
    اگر فمینیست باشم مرا فمینیست می نامند
    و
    اگر نه
    ضد زن
    انگار در ایران چنین است. نه؟
    اگر هیچ کدام نباشی چه؟
    اگر انسان نباشی چه؟
    مطلب بسیار مفید بود. مرسی

  11. سلام دوست عزيز.مي بخشيد که منظورم را درست بيان نکردم.منظورم از حدودي که مرد و زن بايد رعايت کنند محدود به جامعه ي ايران عرض کردم که ملتي ست داراي مذهب اسلامي و شرقي.من فکر ميکنم حقوق يک زن و مرد در ايران برابر نيست .و فکر ميکنم نبايد باشد .فرض کنيد يک رئيس جمهور زن در ايران به قدرت برسد.در عرصه ي سياست خارجي به چالش خواهد خورد و ممکن است مورد تمسخر خيلي از رسانه ها هم قرار گيرد..و مثال هاي مشابه.از طرفي من فکر ميکنم برداشت نادرستي که ما از واژه ي آزادي داريم باعث به وجود آمدن معضلاتي بسيار بزرگتر ازين خواهد شد.بله محدوديت ها را مذهب و جامعه باعث ميشود..اين فقط نظر شخصي بنده هست .راستي سوالي پرسيده بوديد که اهل رمان خواندن هستم يا نه.متاسفانه تا دو سال پيش که محصل بودم خيلي رمان و در کل مطالعه ي آزاد خوبي داشتم و عضو کتابخانه حرم امام رضا که کتابخانه ي نسبتا بزرگي هم هست بودم ولي از بعد اينکه ديپلم گرفتم به جرات ميتوانم بگويم يک کتاب هم نخواندم. متاسفانه مشغله کاري و همچنين دوري از محيط فرهنگي باعث شده از کتاب و کتاب خواني دور بيفتم.انشالله در آينده اي نزديک دوباره با کتاب آشتي خواهم کرد.بدرود

  12. با درود
    مقاله ای جدید (دوره هایی برای تربیت امام و آخوند درسوئد! ) قسمتی از مقاله :
    یعنی توجه و مراجعه و تأکید مذهبیون متعصب مسلمان و اربابان مذهبی بر ایدئولوژی ، تفکر ، اعتقادات مذهبی و اصیل متون اسلامی ، نصوص صریح قرآن و تضاد آشکاری که این آموزه ها ، باورها و احکام با فرهنگ غربی ، مدرنیته ، دموکراسی ، حقوق بشر ، آزادی ، برابری زن و مرد ، سکولاریسم و دستآورد های علمی وارتباطی و فرهنگی بشری دارند . به راستی راه بی خطر کردن و انزوای این تعصبات مذهبی ( سوای بند فوق ) چیست ؟ آیا باید با توجه به آنهمه تضادی که با حقوق انسانی دارد از آن دفاع کرد ؟ آیا باید آیه های قرآنی در مواردی همچون : کشتن دگر اندیش یا کافر ، مشرک و مرتد ، اجبار حجاب و پوشش ،قصاص و حد و شلاق و دست و پا بریدن ، بی حقوقی و نابرابری زن با مرد در ارث و دیه و قضاوت، تعدد زوجات ، زدن زن ، بتکلیف رسیدن دختر بچه نه ساله برای ازدواج ، قبول برده داری ، خرافات راجع به پدیده های جهان و موجودات و تکامل و… را ندیده گرفت و فراموش کرد و یا با توجیه و تفسیر غیر واقعی و ماله کشی ، بزک و خوش خیمش کرد وبا ریاکاری و دروغ و قلب واقعیت ، یاوه نداشتن تضاد اسلام واقعی ! با دموکراسی و آزادی و حقوق انسانی را سر داد!؟ با این نوع برخورد ها از خطرات بنیادگرایی اسلامی چیزی کم شده است !؟
    ادامه در وبلاگ

  13. سلام دوست عزیزم ممنونم که اومدین. منتظر نفدتون هم هستم. در مورد مقالتون هم باید بگم.فمنیسم در یک فضای دیالوگ محورانه و صداهای موازی شکل می گیرد اینکه هیچ صدای برتری وجود ندارد که بتوان حقیقت را از زبان او شنید. فمنیسم در مورد ارایش یا در باره مدیریت زنان د ریک مجموعه نظرات متناقض می دهد البته این تناقض دلیلی بر ضعف ان نیست بلکه نشان از همان موجود صداهای متفاوت در یک متن در متن جریانات فمنیستی است.این تناقض به فمنیسم در بعضی از عرصه ها این حرکت را غیر قابل فهم نشان می دهد. من فکر میکنم برای درک این سرفصلف ما نیار به جهان روشنفکر تری داریم. باز هم با ارزوی بهترینها برای شما دوست عزیزم

  14. سلام بر دوست عزیز و خوب خودم.
    آفرین بر تو . آفرین
    خوشم اومد نظری که برام گذاشته ای موضوع را خوب گرفته ای. من مبهم نوشتم ولی شما به وضوح فهمیدی. آفرین.

  15. نامه به پرزیدنت ( شما بخوانید میمونک چی توز )
    : من هيوا كلاس چهارم هستم. من پدرم كارگر است. پدرم چهار روز است مريض است آخر گاز نداريم، نفت نداريم و مادرم كه خياطي مي‌كند نمي‌تواند چون اتاق او گرم نيست. آقاي حيدري شما چرا در تهران نمي‌گوييد كه ما گاز نداريم تا پدرم بتواند خوب شود و برود سر كار. ما سردمان است من از شما مي‌خواهم به خانه ما و مدرسه ما بياييد كه شما هم سردتان شود. آن وقت شما به آقاي احمدي‌نژاد مي‌گوييد كه گاز براي ما بفرستد و من به اميد شما هستم، حتما به آقاي احمدي‌نژاد بگو»
    تا جنگ بود ما در رأس بوديم تا محروميت هست ما در رأس هستيم و تا كم توجهي است باز ما در رأس هستيم
    و دو خبر کوتاه در وبلاگ نسل خاموش

  16. ممنون
    من فکر می کنم امکانات جامعه باید بدون هیچ تبعیضی به مساوات در اختیار همه قرار داشته باشد، بدون هرنوع تبعیض طبقاتی، جنسیتی، نژادی قومی، عقیدتی و …
    به نظر من جنبش های کامل تر از فمنیسم برای رسیدن به برابری وجود داره…
    راسی من همه ي لينكدونيم رو به اينجا منتقل كردم http://3k3ke.wordpress.com اگه با انتقال لينكت موافق نيستي، توو همين بلاگ جديد خبر بده…

  17. مسیر یک طرفه: رشت تا ابد تهران
    که تکه تکه تنم را دوباره بمباران….

    سلام!
    به روزم با پنجشنبه عصر
    با اولین جشنواره ی سراسری غزل پست مدرن
    با (گریه روی شانه ی تخم مرغ)
    و شعرهایی که قرار نیست نقدش کنی!
    فقط بخوان…

    بخوان به نام غزل!
    من هنوز منتظرم…..

  18. مرسی از کامنتت. این شعرها حاصل سال هایی که است که سخت و دشوار گذشت. نوشته های الانم در متن رمانم می اورم شعرهاش اغلب از خودم هسن بقول تو روان و قایم به خود و البته بعشق.
    باز هم سربزنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s