ادامه ی تر جمه ی postmodernism:what one needs to know\ویلیام گراسی

                             پست مدرنیسم : چیزی که نیازمند شناخت آن هستیم

                                                          (قسمت دوم )

                                TinyPic image

هر منوتیک واقعیت :تاُویل پذیری یا هرمنوتیک عبارت ست از نظمی فلسفی که مسایل نظری هنگام تفسیر ٬ با آن سر و کار دارند. چون کتب عهد عتیق نیاز به تفسیر داشت و برای تفسیر می بایست به ادبیات ٬ نقد و اجتهاد رجوع شود بنابراین این نوع نگرش ٬ سرمنشاُ تفکر پست مدرنیسم و ساختار شکنی گردید . دشواری خواندن و فهمیدن یک متن ٬نمونه ای ست برای فهم تمامی پدیده ها از جامعه گرفته تا پدیده های فیزیکی . به عبارت ساده تر ٬ چارچوب تاُ ویل پذیری خوانش یک متن برترکیب نویسنده ٬متن و خواننده استوار ست . از یک طرف متن به شدت از قصد عمدی نویسنده متاُثر ست ودر همان حال از خود نویسنده بی نیازست و به عنوان یک متن ٬ همواره زندگی متعلق به خود را اراست . متن دارای معناهایی ست که مستقل از قصد نویسنده و انعکاس آن در پیش فرض های اجتماعی ـ فرهنگی و روان شخصیتی اوست . پیش فرض هایی که نویسنده نا خود آگاه در آن زندگی می کند و می نویسد . بنابراین متن نویسنده عنصری مهم و ضروری در خوانش و فهمیدن یک متن خواهدبود .

تاُویل گرایان ساختار گرا ابتدا به دنبال تصور و درک نویسنده از اثر هستند به نحوی که این تصور فراتر از چیزی ست که خود نویسنده از آن آگاه ست . در هر حال ساختار شناسان بر این عقیده اند که تئوری منتقدانه ی آن ها باعث توانایی و تشخیص خوانش صحیح می گردد .

همچنین خواننده ٬ دارای پیشینه ی فرهنگی ـ اجتماعی و روان شخصیتی منحصر به فردی ست که بر خواندن و فهمیدن متن تاُثیر می گذارد . بنابراین خواننده ای که متن را می خواند در زمینه ای عمل می کند که با متن نویسنده متفاوت ست ٬ علاوه بر این متن ٬ همواره تفسیری از خود را به دنبال می کشاند به نحوی که امکان های خواندن و دوباره خواندن های خود را مکرر می کند .

این پیچیدگی در تاُویل پذیری تلاشی آن را سرعت می بخشد . تاُویل پذیری موضوعی ست مبتنی بر دور یا همان تسلسل . پیش فرض هایی که باعث فهم وتعریف پیش فرض های دیگر ی می شود ٬ بنا براین به نظر می رسد که تاُویل پذیری نه فقط توصیف خواندن و فهمیدن متن است بلکه خواندن و فهمیدن تمام پدیده های  مادی و فیزیکی جهان را در بر می گیرد .

دانش ــ قدرت : ملاک هایی که تعیین می کنند کدام تعبیر از متن درست یا بهتر ست ٬ همواره ملاک هایی ست که بازتاب اشکال قدرت اجتماعی ست . آنچه دانش محسوب می شود توسط قدرت تعریف می گردد . در حقیقت در این نظریه٬ دانش و قدرت با یکدیگر مترادفند .دانش ــ قدرت گرچه مکملند اما چند بعدی و متناقضند . تفکر پست مدرنیستی تشریح کننده ی اسرار مجموعه ی قدرت ــ دانشی است که از نگاه سطحی پنهان است . پنهان بودنی که با ایجاد لایه ای از تاُویل پذیری قابل توصیف تجسم می یابد و باعث درک این تئوری نوین و بسیار مهم می گردد . این لایه ی تاُویل پذیری همان فرا روایتی ست که باید ابزار درک و فهم خطا و تشویش شود . چالشی که در این میان موجودیت می یابد الزام زیستن در بی ثباتی مدام و متغیرست در شرایطی که هیچ قطعیتی برای تکیه کردن به آن موجود نیست .

تاُویل پذیری هستی شناسی » دیگر » : در بخش عمده ی تفکر پست مدرن ٬ نقش شناخت شناسی و تاُویل پذیری از غیر اهمیت بنیادی دارد . ساحت تجربه قادر نیست الگوی اصیلی از قدرت ــ دانش ارئه دهد به این ترتیب تفکر پست مدرن دورنمای منتقدانه ای از واقعیت را نشان می دهد . برای مثال «مایکل فوکالت » به این دلیل در مورد بیمارستان های روانی و زندان ها می نویسد که فهم روشن تری از پایه های اجتماعی را آشکار کند . » امانوئل لونیاس » و » ژاک دریدا » به مسئله ی تفاوت و دیگر بودن پرداختند به نحوی که هستی شناسی بر موضوعات دیگر تقدم داشته باشد .

دانش واقعی در عقل محوری فرو نریخته اما در » غیر » انزوا یافته ست به شکلی که تصورات و پیش فرض های خود را به چالش می کشد . اندیشه ی پست مدرن خود را در این تفاوت و دیگر بودن نشان می دهد ٬ تفاوتی که دارای وظیفه ی رهایی بخشی ست و در تلاش است که اخلاق را از چار چوب ها رها کند و دانش های تحت سلطه را از زیر چتر مسلط قدرت ــ دانش بیرون بکشد.

 

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ادامه ی تر جمه ی postmodernism:what one needs to know\ویلیام گراسی

  1. شعری که فرستاده بودی به بقیه نوشته افزودم. و یک داستان پست مدرن و یک شعر پست پس پسا پسا مدرن هم که فابل فهم امروزیان نیست ] بلکه شعرای سال 30000 ممکن است درک کنند در کتاب خر تو خر یا جهان بینی خر نوشته ام که اگر حوصله کنم ، می نویسم. امروز داستانی کوتاهی از گتاب ، هرگز بدون مادر زنم ، به نام هنوز هم عشق بازی می کنم خواهم نوشت. تندرست و شادو امیدوار باشی

  2. متأسفانه بحث های جدی که کسی قربان صدقه ی کسی نمی رود و یا همه چیز را با شوخی برگزار نمی کند، مشتری چندانی نداشته است و ندارد. این موضوع، منحصر به فرهنگ و سرزمین ما هم نیست. در همه جای دنیا، مطالبی که ذهن را به چالش نکشد و خوش آیند نیز باشد، مشتری های پر و پا قرص تری دارد.
    در این بحث که پیش کشیده ای می توان به دو نکته اشاره داشت: اول: ساختار شکنی دوم تأویل متن و باز ساختار شکنی تأویل متن.
    در ادبیات ما تا یک قرن پیش، ساختار شکنی از وزن سنگین تری برخوردار بوده یا بهتر بگویم که سنگین ترین وزن را داشته است. اما اینک تأویل متن گاه دارد « فرا متن » می شود. هر چند در این تأویل ها نیز، خط مشخصی که نخستین بار بنایش گذاشته شده، همچنان دنبال می شود. به اعتقاد من ما حتی در حوزه ی تأویل متن، به نوعی ساختارشکنی تأویلی نیازمندیم. مولوی، حافظ، کمی فردوسی، مقداری ابوالفضل بیهقی و صادق هدایت و نیما از کسانی هستند که بیشتر از دیگران در حوزه ی تأویل قرار گرفته اند. بیشتر این تأویل ها- اگر جسارت به حریم کسی تلقی نشود- گاه به رونویسیهای مشقهای شبانه شباهت می یابد.

  3. محبوبه ی عزیز:
    تأویل یک پدیده، تنها در حوزه های کلامی نیست که می تواند به کارگرفته شود. بلکه حتی در مورد پدیده های سیاسی و یا شخصیت های سیاسی می تواند اعتبار داشته باشد. تا آن جا که از نظر واژگانی می توان نگاه کرد، تأویل، نوعی بازگشت به ریشه های آن پدیده است تا انطباق دادن معنایی و یا ساختاری آن برای بافتی که مورد نظر ماست. در حالی که در تفسیر، ما به گره زدن آن پدیده به رویه های اجتماعی، فرهنگی و یا حتی سیاسی و شخصیتی می پردازیم. در زبان، هیچگاه نمی گوییم حرف مرا بد تأویل کردی. برای قران نمی گوییم بد تعبیر شد. برای خواب نمی گوییم بد تفسیر شد. اما با وجود این وقتی اهل زبان مرزهای این مفاهیم را درهم می شکنند، بر بقیه است که سنگ بر سندان نکوبند. زبان مال مردم است و خانه ی زبان در واقع عادلانه ترین بیت المال در میان صحبت کنندگان آنست.

    این را نیز بگویم که من دریافت هایم را فقط می نگارم. برآن نیستم که حرفم را اگر نادرست باشد پس نگیرم. مال بد، گاهی بیخ ریش صاحبش و گاهی بیخ گیس صاحبش!

  4. خانم محبوبه، این کامنت گذاران ما چقدر حرف می زنند. دیگر برای من ظاهراً جایی نمانده است. من با حرف های خانم طراوت و خانم شمیم مخالفتی ندارم. اما خوشحالم که تلاش می کنی بحث های سالم و آفرینشگرانه ای را پیش بکشی. باد! چنین باد!

  5. اشک معشوق اینبار با عنوان :ابرهای خبر اینبار چه بارانی بود
    در موضوع های :
    غزلی برای سید حسن حسینی
    گزارشی از مقاله خوانی در یک فرهنگ سرا
    مقاله ای در باره آسیب شناسی شعر امروز
    غزلی به نام تو ، از حامد داراب
    تحلیلی بر ماهنامه دانشجویی ادبی ایرانشهر
    غزلی از محمد علی بهمنی
    به روز است
    با نظرهای ارزشمندتان مارا همیاری کنید .

  6. خانم محبوبه موسوی سلام

    خیلی خوب بود سیو کردم . دستان درد نکند . از این مطالب خیلی استفاده میبریم.
    در ضمن با اجازه شما لینک شدید ,شما هم مرحمت فرموده ما را لینک نمایید , که استاد» لینک الممالک لینکستانی » که سالیانی طویل در بلاد فرنگ در محضر استادان
    بزرگ»لینکولوژی» تلمذ نموده است میفرماید : جواب لینک چونان جواب سلام از اهم
    واجبات است.

  7. رسم است زیبایی ها را می نویسند و
    بعد ها افسانه می خوانندش
    و نسل به نسل , آدم ها با ولع
    تمام کلمه هایش را می خوانند و حفظ می کنند
    حقیقت را که بنویسی
    نه کسی می خواند
    نه کسی حفظش می کند
    حقیقت , آنقدر زشت است گاهی که آدم ها ترجیح می دهند در عمیق ترین نقطه قلبشان , به خاکش بسپارند

  8. این بار چندم است غزل داغ دیده است؟
    قیصر بگو !خدا به غزل صبر می دهد؟؟؟؟؟
    *
    *
    *
    سلام
    به روزم با تمام چیزهایی که دلت می خواست و دلم می خواهد…
    منتظرم
    درست مثل ردپای خیس آذر ماه!

  9. لخت لختم و تنهای تنها…يعنی اول تنها شدم و بعد لخت. آينه هم تنهايي و لختی ام را تاييد کرد…..
    آخه دعوتی نيست. هر وقت دوست داشتی بيا. همين الان يا فردا يا…بعد از مدتها هذيان گويي و کلنجار با خودم و بعد از بازنويسی و شرکت در جلسه نقد و… بالاخره داستانی زاده آبان 1386 به نام » نهصد و سی دقيقه تا البرز» را در وبلاگ گذاشتم. خواستيد بخوانيد و باز اگر خواستيد نظر دهيد. نمی گويم الزاما نقد. من نظر مخاطب را می خواهم .
    – يک نکته لازم: متن اين پيام را عينا برای همه دوستانم ارسال کردم.آخه يکبار از اين سوراخ گزيده شده بودم.
    – نکته دوم: آنها که گله دارند چرا من سر نزدم به پست های قبل مراجعه کنند تا شرح مشکلات اخیر را بدانند. از همه معذرت. نخواستید نیایید تا این به آن در.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s