به شعر حافظ شیراز

                                  به شعر حافظ شيراز مي رقصند و مي نازند …

                                TinyPic image

                                         گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما

                                        سايه ي دولت براين كنج خراب انداختي

                                       خواب بيداران ببستي و آنگه از نقش خيال

                                          تهمتي بر شبروان خيل خواب انداختي

خراب و دل شكسته مي گذردمردي كه گيسوانش رهاست و كوچه هاي سرشار از بوي بهار نارنج را طي مي كند . دل تنگ از زمانه ست و از زمان. دل تنگ از فهم هاي كوچك ست در چارديواري هايي كه به دور خود كشيده اند و ساقي مست مي گذرد از كوچه هاي قرن هشتمي شهري كه به آن عشق مي ورزد ـ شيرازـ

ساقي مي نشيند به كنجي و گوش به زنگ دل مي ماند و كلمات؟!… نه خدايا اين واژه هاي غريب كه گويي جهان را و هستي را بر او مكشوف مي كنند از ذهنش بر زبان جاري مي شود و او اعجاز مي كند . معماي زبان را كشف مي كند و راز معجز گون او تا قرن ها در گوش خرابيان تمام جهان صدا مي كند.

                                     يادش گرامي ست اعجاز گر ورطه ي سخن

او كه با كلماتش انسان را معنا مي بخشد و زندگي تهي از رنگ و سرد را سراسر نور و جنبش و ولوله مي كند.اشعارش همواره در گوش ما طنين اندازست كسي كه جهاني را به رقص مي خواند تا براين اعجازش پاي بكوبند و شادي كنند.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”به شعر حافظ شیراز

  1. سلام
    مرسی ازکامنت انصافاً آموزنده بود به شما هم روز حافظ رو واگه جزء صائمین بودید(برعکس من!)عید فطر رو تبریک می گم
    دربین شعرای امروزی فریدون مشیری رو خیلی می پسندم واخوان
    درضمن عاشق سور رئالیسم هستم معروفی یوسا مارکز …

  2. محبوبه ی عزیز! شاید حافظ یکی از بزرگترین درس های زندگی را به نسل های بعد از خود داده باشد و آن این که می توان در خفقانی ترین شرایط روزگار به سر برد اما بی آن که انسان تسلیم آلودگی های دوران شود و یا کلام را در خدمت دروغ و دغل بگیرد، پیام چند پهلوی خویش را از بُرج و باروی شیراز به زمانه ای برساند که ما در آن به سر می بریم و بی تردید به زمانه های دیگری نیز برساند که نسل های بعد از ما در آن به سر خواهند برد.

  3. ساقي به نور باده بر افروز جام ما
    مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
    ما در پياله عكس رخ يار ديده ايم
    اي بي خبر زلذت شرب مدام ما
    هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جريده عالم دوام ما.

  4. اميدوارم که سکه خوشبختي بنامت، کبوتر سفيد بخت به دامت و زندگاني شيرين به کامت باشد .

    شاديت را همچون پرستو، پاکيت را همچون شبنم و لطافت وجودت را همچون گلهاي زيباي بهاري آرزومندم .

  5. سلام دوست عزيز
    سحوري با دو غزل قديمي به روز شد

    سلام دسته ی گنجشک های تکراری
    خوش آمدید به این قصه ی سپیداری
    به قصه ای که نباید شنید ، باید دید
    حدیث بوالهوسی های مردِ درباری………..

    به سحوري بيا و حتمن نظرت را بنويس.
    به انتظارم

  6. سلام دوست عزيزم محبوبه موسوی از اينکه در اين چند روز نتوانستم به مجبتتان جواب دهم شرمنده سر کار بودم و به اينترنت دسترسی نداشتم بهرحال شما در وبلاگ گروه ادبی ارديبهشت لينک شديد اميدوارم اين جرکت باعث تبادل نظرات دو طرف در باب مطالب ارائه شده در وبلاگ هايمان شود
    موفق باشین و سرفراز
    نیما یربکا ( مدیریت وبلاگ )

  7. سلام
    تنها می شه افسوس خورد که چرا حافظ ها و مولاناها بعد از مرگ برای ماها شخصیتشون محرز می شود.
    یک سئوال دارم:
    چطوری می شه به آنچه می خواهیم برسیم؟ منظور خواسته های دلمون هست .
    اونهایی که اهل روضه و نذر و نیازند از اون طریق حاجت می گیرند آیا راه دیگری هم هست؟
    برکت باشید

  8. سلام محبوبه جان
    خوبی
    امیدوارم که دیر کردم
    به زیبایی تفال باشی که زدی
    ولی
    من آشناتر از واژه ها اینجا هستم
    از نیاز در بند بودم
    و حال بی نیاز در نظر با تو
    و
    خودت در جریانی که کجا باید بود
    در پست تو

    ممنون برای پژوهشت
    و
    منتظرم

  9. سلام
    ببخشید که مدتی نبودم
    زیبا بود
    گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما

    سايه ي دولت براين كنج خراب انداختي

    خواب بيداران ببستي و آنگه از نقش خيال

    تهمتي بر شبروان خيل خواب انداختي

    من اپم
    منتطرتونم

  10. محبوبه ی عزیز
    سلام
    با اجازه ت نظر پر از لطفت رو پای شعرم حک کردم. البته اول انجام دادم بعد اومدم اجازه بگیرم.
    خبرم کن.
    ممنونم
    به امید دیدار

  11. محبوبه جان
    قابل گفتن نیست
    ولی همیشه بزرگی بودی و خواهی بود
    تفکرات تو
    نوری به احساس و تمام هست و نیست
    ممنو ن که روشنی و برای تبریکاتت
    جز دوستی چیزی نیست به واقع شاد باشی

  12. و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم ؟
    – كه تا ابد ؟ كه هميشه ؟ كه جاودان ؟ كه هنوز ؟



    ←دنبال این فلش را که بگیری به شعرهای دختری می رسی که دارد از تمام پنجره¬های رشت با تو حرف می زند….به روزم عزیز!
    بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

  13. با سلام
    با سلام به نقطه گاهی که اوجش فرزانه ی روشنی ست
    پویا
    درون
    برون
    و
    حاجت

    ممنون برای همراهی و پایداری
    ذره هم نیستم
    در باغ صفا
    ترکیب دو نقش ست
    مجنونی و حیرانی

    شاید به ناگاه دچار
    که راه باریکه های عشق ست

    ….

    باید گرم کرد دست ها را
    برای در پناه گرفتن قلم
    باید نوشت تا بی کرانه هیزم ها

    به یاد تو
    از آرزو ها هم شیرین تری

    …….

  14. سلام

    عیدتان مبارک
    —————————————-
    اگر در باغ جنت ره دهندم

    به گردن با تو من عهدی ببندم

    مگر اول که یارم از در آید

    وگر نه یک قدم وارد نگردم
    —————————————-
    اگر گفتید چه نکته جالبی در این شعر هست؟

    چی ؟! جایزه ؟! حالا شاید یه جوایزی هم براتون ارسال کردیم. انشاءالله

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s