ترس های ما

در بازخوانی پست های قدیمی، چشمم افتاد به این طراحی از دومیه، نقاش فرانسوی که چنین ماهرانه، با چند خط، ترس را با تمام اعماقش نشان داده.
همیشه چیزهایی برای ترسیدن هست؛ چیزهای واقعی و فراواقعی. و نیز چیزهایی که نه خیالی است و نه واقعی اما ترس است رخنه کرده در وجود هر کسی که فقط خودش از ماهیت آن خبر دارد. شاید بخش بزرگی از وجود ما را ترس ها دربرگرفته باشند، فکر میکنم ما هر چقدر ترس هایمان را بیشتر بشناسیم، شاید بهتر بتوانیم از انها خلاصی یابیم. دومیه در این طراحی سیاه قلم، شاهکاری از ترس انسان آفریده است.

ترس، اثر دومیه

ترس، اثر دومیه

———————————
پ ن: کامنتهای این پست قدیمی است. هر چند مطلب تازه شده. از برخی ازین وبلاگها حالا دیگر هیچ اثری در دنیای مجازی نیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ترس های ما

  1. اولا این نقاشی خوب بود.
    ثانیا این مصطفی راست میگه، درستش کن.
    ثالثا من کامنتت رو نمی فهمم. دروغ همیشه از خیال نشأت میگیره، نمی گیره؟ بعد بدون نلاز به گفتن یعنی چی؟ تا نگی که دروغ نیست.

  2. سلام مجدد
    ازدست دادن یعنی ترس وقتی انسان یا آدمی آرامشش یا منافع مادی یا زندگی و فرزندانش و یا محبتی که نثارش می شود را در معرض از بین رفتن ببیند دچار ترس می شود .
    وگرنه ترس معنا ندارد اگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشته باشی چه معنوی و یا مادی فرق نمی کند دیگر واژه ترس از بین می رود و باید از واژه نامه حذف شود.
    البته نظر شخصی من می باشد
    برکت باشید

  3. سرت راپنهان كن/پيشاني ات شاه راه ديو هاست/شيارهاي مياني پراز شيهه/من از اسب مي ترسم.
    بنفشه خواب نمي بيند اسكندر/اگرچه حمله مي آورد عيد/پر مرده اي بر كلاه خودش/من از هفت سين مي ترسم/آن قدركه از اسب نه.
    چين هاي پاييني بياباني است/به رنگ تلخ چنگيز كه مي تازد و/چشم هاش گله ي زوزه/به طعم عاقبت رنگ ها/سپيد شمشير/سپيدسير/سرخ سير/سرخ شمشير/
    آن ها عشق نمي ورزند به قشنگ طاق ها مان/هولاكو پرازصحراست/من از چشم هاش مي ترسم/آن قدر كه از هفت سين نه.
    بوي حجاز مي دهدچروك بالايي/مركبمان نعلكوب مركبشان/خالي در انبان وشيرشتردرمشك/چارنعل به زر مي انديشند/به زرتشت هرگز دشتاشه پوش ها/
    چشم هاشان را نمي بينم/من از زر مي ترسم/آن قدر كه از چشم نه.
    مشتت را ببند/بسته مي خوانم/در اين خطوط برهوتي مي بينم/به وسعت هيچ كسي نيست/هيچ چيزي نيست/اما نه/يك كلاغ آنجا/فراز كوهي كه هرگز و چرك-آب-
    خون هاي روان/درشريان جويي كه ديگر نيست/كلاغ به درازي آه است/آه/من از كلاغ مي ترسم.
    از رنگ ترس هايم بگويم يا از حجم ترسها؟
    وقتي مي ترسم ومي ترسم و كسي كه كنارم ايستاده تا قوت دلم باشد خود
    لبالب از ترس است وقتي مي ترسم و مي ترسيم و براي رهايي از هولناكي رنگ ترس واز عظمت حجم ترس كاري جز فرو رفتن در دل ديگري از ما ساخته نيست رنگ اش هرچه كه باشد و حجم اش هر قدر كه باشد … مي ترسيم اما با ترس هامان در هم فرو مي رويم و فرو مي رويم و فرو مي رويم…

  4. سلام خانمي/ترس واقعیتی لست که در زندگی ما حضور خارجی دارد که با پیامد های خود می خواهد ما را متقاعد می‌سازد که هرگز نمی‌توانیم به آرزوهایمان دست یابیم و از اینرو ما را دائماً در حالت سکوت نگه می‌دارد. ترس ما را از بیان عشق و محبت به عزیزانمان محروم می‌کند.
    ترس قلمرو زندگی ما را چنان محدود می‌کند تا ما در دایرۀ کوچک زندگی خود محبوس شویم./ پس ترس از خدا چيست؟

  5. سلام
    ممنون که پیش ما اومدید. این اثر دومیته هم واقعا مفهوم ترس رو به آدم القا می کنه. اگر با تبادل لینک موافق هستید ما رو در جریان بذارید چون تارنگار خوبی دارید. همواره شاد باشید بدرود

  6. سلام. از لطفت ممنونم. همیشه ترس در زندگی انسان وجود دارد. ترس از دست دادن خانواده ، دوستان و … گاهی اوقات ترسها نیاز عاطفی هستند و گاهی با مشاهده صحنه ای از ترس سکته میکنیم. شاد و پیروز و سربلند باشید

  7. توی ساختار ظاهرا گیجی _
    به روزم با
    *گفتگویی در مورد شعر سپید با حضور (بر حسب حروف الفبا)
    _ مریم حقیقت _ حسین دیلم کتولی _ تیرداد راد _ برزو علی پور _ مهرداد فلاح _احسان مهدیان _ سید مهدی موسوی و همه ی شما
    **ادامه ی پست قبل …
    _ شکل ذهنی چیست :
    _ هارمونی چیست :
    _ فضا چیست :
    _ تعاریف دیگری از شعر !!!
    ***و یک سپید تازه بعد از 1362 سال که
    جنوب طعم کوچ می داد و باروت یعنی :

    کا مُو بِچِه جنوبُم …
    راستی تا یادم نرفته سلام .

  8. خسته ام
    خسته از ریا
    خسته از دنیا

    خسته ام
    خسته از نفاق
    خسته از فراق

    چرا باید تظاهر کرد؟
    چرا باید لبخند زد؟
    چرا باید زبان دوخت و حرف نزد؟

    چرا وانمود کردن
    وانمود کردن که درین دنیا زیستن
    چرا زندگی کردن برای زندگی کردن
    چرا شناکردن در رودی که به باتلاق منتهی شود/سلام دوست عزيز با مطلبي تحت عنوان صبر به روزم خوشحال مي شوم به منم سربزنيد/موفق باشيد

  9. سلام
    بالاخره آمدم
    …….با خبر چاپ نشريه تخصصي غزل پست مدرن
    …….با مقاله ترفندهاي زباني در غزل پست مدرن (بخش سوم)
    …….و مهم تر از همه:
    …….يک شعر:
    …….«زير درخت گلابي!!»
    در 7 اپيزود
    در 7 روز
    به اندازه آفرينش دلگير انسان
    که به قول «رزا جمالي»:
    اين مرده سيب نيست يا خيار است يا گلابي!!
    من آمده ام
    منتظر آمدن توام تنها
    بعد روزها چله نشيني…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s