برخورد از نوع نزدیک
اکتبر 26, 2011 at 7:20 ب.ظ. 3 دیدگاه
نگاهی به اینترنت به عنوان رسانه جدید
نقل است که چون از دنیا و مافیها خلاص شد،صفحهی مجازیاش را گشود. دمی به لایکهای دوستانش خندید. بعد برای خودش فنجانی قهوه ریخت و وانمود کرد کسی اهل اندیشیدن نیست، و جوگیر شدنهای همه آنان را به ریشخند گرفت. بعد استاتوسی نبشت به این مضمون که در دنیا فقط دو روشنفکر وجود دارد؛ یکی صادق هدایت و دیگری(؟) بماند. یارانش البته نیک دریافتند که دیگری، کسی جز خودش نیست. بعد از سرِ آسودگی نفس راحتی کشید و نوشابهای برای خودش باز کرد.
از این طنز که بگذریم، ما ایرانیها در هر کجای دنیا که باشیم یک ویژگی داریم که نمیدانم منحصر به فرد است یا ملتهای دیگر هم این ویژگی را دارند و آن عبارت است از عنصر مقاومت. مقاومت برای ما همیشه دستاوردهای مثبت و منفی به همراه داشته پس نمیتوان گفت که ذاتا این عنصر نیروی مخربی است. مثلا وقتی که اعراب تا آفریقا و حتی اسپانیا رسیده بودند، مدتها از فتح ایران میگذشت با این وجود ما ملتی بودیم که در مقابل زبان عرب مقاومت کردیم و توانستیم زبان فارسی را نگه داریم، کاری که مصریها و لیبیاییها و خیلی دیگر ازمردمان مغلوب نتوانستند و درنهایت هم عرب شده و در فرهنگ غالب حل شدند. حالا هم اغلب ازین گلهمندیم که کلمات عربی در زبان ما زیاد است و زبان پالودهای نداریم غافل از اینکه هر زبانی در مقابل تهاجم یا تبادل فرهنگی ذره ذره کلماتی اززبان غالب را به خود میگیرد همانطور که الان ناگزیر از کلمات انگلیسی در زبان هستیم و این نه برای ما که برای تمام کشورهای دنیا اتفاق میافتد مثلا زبان هندی سرشار از لغات پارسی و انگلیسی با هم است. اما پالوده نبودن زبان یکی از مسائلی است که معمولا در گپ و گفتهای دوستانهی محافل اهل اندیشه هم مطرح میشود.
بگذریم، موضوع بر سر مقاومت بود. همانطور که مقاومت جنبههای مثبتی برای ما داشته گاه ما را از دیدن و شنیدن آنچه تازه و نو است باز داشته. فرقی ندارد که بر چه دین و مسلکی باشیم مهم این است که همواره حالتی تدافعی در مقابل چیزهای تازه به خود میگیریم والبته هرکس به طریق ِ خود. وقتی هم که به ناچار یا به دلخواه عنصر تازه را میپذیریم، برای این که از انگ خوردن پرهیز کنیم، به شکلی نشان میدهیم که با برخی ریزهکاریهای آن دچار مشکلیم و نمیپذیریم.
تازهترین موردی که در این زمانه، ناخودآگاه در مقابلش عکسالعمل نشان میدهیم، رسانه و همهگیر شدن آن است. ما ایرانیها اغلب اهل مطالعه نیستیم. نه فقط اینکه کتاب نمیخوانیم بلکه زیاد سری به تورق مجلات هم نداریم. حالا محدودیت و سانسور هم مضاف بر علت شده و بهانهمان جور است که چیزی برای خواندن نیست. اما با ورود اینترنت به خانهها معلوم شد که ما میتوانیم اهل ورق زدن مجلات باشیم همانطور که وبگردی میکنیم اما حاضر نیستیم برای چیزی که میخواهیم بخوانیم پول پرداخت کنیم اگر برای اینترنت پول پرداخت میکنیم به این دلیل است که از آن استفادههای متنوع و گوناگون میبریم که سرگرمی هم مثل مطالعه یکی از آنهاست. اگر وب را مجله ای بزرگ در نظر بگیریم، میتوان گفت مجلهای است که می توان همه نوع مطلب را با یک بار پرداخت هزینه داشت. اینترنت مجلهای است که از مطالب زرد تا جدی را درهر زمینهای دربرمیگیرد و برای کسی که دلمشغولیهای زیادی دارد و از قضا زیاد هم اهل مطالعهی مجلات کاغذی نیست، برای تورق کافی است.
اما موضوع به همین جا ختم نمی شود، تمامی اهالی اینترنت در مقابل فضای وب و بهخصوص صفحات اجتماعی مجازی موضعگیری می کنند. مثلا کسی که خودش هم از مطالب زرد و یا بهتر بگویم سرگرمکننده و تفریحات توخالی و طنزهای آبکی اینجور صفحات گاه به گاه استقبال میکند، اما در مقابل استقبال دیگران، منفینگر میشود و خود را مجزا از سایرین میکند و چون بعضی صفحات مجازی به طرز ابلهانهای سطحی است، از آن طریق نتیجه میگیرد که جوانها و اغلب کاربران اینترنت سطحیاند و البته بدون اینکه خودش را در قلمرو آنان به حساب آورد. من نام این نوع عکسالعمل را مقاومت در مقابل پدیدهی تازه میگذارم. مقاومت همیشه در مقابل چیزهای جدید بوده است و همچنین چیزهایی که طرفدار زیادی دارد درست مثل داستانهای سرگرم کننده یا مجلات زرد که خوانندگان جوان بیشتری به خود جذب میکند ونه قشر فرهیخته را و چون تعداد زیادی از افراد را دربرمیگیرد بیشتر هم به چشم میخورد. اگر ما در کشوری بودیم که رشد مطبوعاتش به شکل عادی بود و محدودیتهای سیاسی و عرفی بر آن حاکم نبود، بازهم همین عکس العملها را از سوی افراد مختلفی شاهد بودیم همچنان که درکشورهایی با رشد مناسب مطبوعات، چنین عکسالعملی هست با این تفاوت که در آنجا کسی که خوانندهی آن گونه مجلات نیست درباره ی محتوا و خوانندگان آنها اظهارنظر نمیکند و درصدد هدایت کسی به راه راست نیست، چون به مرور یاد گرفتهاند که هر چیزی در جای خود پاسخ گوی نیازافرادی است.
حالا ما که از چنین رشد عادی در مجلات محروم بوده، با پدیدهای به نام اینترنت مواجه شده ایم. بعد از جریانات سیاسی ناگهان تعداد کاربرانی که از صفحات اجتماعی استفاده میکردند افزایش یافت و این افزایش به معنای دستیابی به اخبار بود. کمکم این صفحات به پاتوقهای کوچک سیاسی تبدیل شدند و مکانی برای غرولندهای خودمانی درباره سیاست اما همچنان کارکرد قدیم خود را از دست ندادهبود و بنابراین کاربران جدید ازین کاربردها هم بنا به سلیقه و علایق خود استفاده نمودند. نتیجه این شد که صفحات اجتماعی و دنیای مجازی به طور کلی آمیزهای از جهان رسانه شد که نه تنها در آن همهگونه مطالب جدی و طنز وجود دارد که هر خواننده خود میتواند یک خبررسان هم باشد و طبیعی است خبری که او دارد از طریق تحقیق و پروژهی روزنامهنگاری به دست نیاورده است بلکه از سایتهای خبری دیگر یا اشتراکگذاریهای دوستانش به آن رسیده است و ممکن است خبری که منتشر میشود یا موردی را که یک کاربر علاقه مندیاش را به آن ابراز میکند از اساس غلط باشد. این کاربر بیچاره توسط گروهی از کاربران دیگر متهم به سطحی نگری میشود، از سوی کسانی که خود اهل هو و جنجالند و همین اتهام را به دیگران هم میزنند. منتقدین فراموش میکنند معمولا که نه خودشان و نه کسانی که مورد انتقاد آنها هستند، هیچکدام اهل خبر رسانی نیستند، بلکه با اینکار از دلمشغولیهای خود حرف میزنند و وقتی با این هجمه مواجه شوند کمکم به پوست خود میخزند و همان ذره قدرت ابراز نظری را که در اینترنت به آن دست یافتهبودند این بار بهخاطر فشار عرفی خاص چنین فضایی محدود و محدودتر میکنند و از آن مهمتر دوباره همان روحیهی بدبینی تاریخی به سراغشان خواهد آمد که هر چیزی را بشنو و راه بر حرف زدن خودت ببند به عبارتی سرت را بگیر و برو. منتقدینی که دیگران را به سطحی نگری متهم میکنند و از قضا جایگاه بالایی برای خود قائلند از نظر اندیشهورزی،فراموش میکنند که آنها هم به با اینکار به مجریان مخفی سانسور پیوستهاند و بیآنکه خود بدانند در مقابل رسانه موضع میگیرند.
در جریان آزاد رسانهای همهچیز جای خودنمایی دارد از صفحات زرد تا تحلیلهای سیاسی و … اما خوانندگان به آزادی هم ارج مینهند همانطور که یاد گرفتهاند دربارهی چیزی که نمیدانند دیگران را هنما نباشند و در مقابل دیگران بر عقاید خود پای نفشرند که خطرناکترین دشمنان آزادی انسانهای معتقد هستند، اعتقاد در معنای کلی آن.
رسانه و رواج آن الان تبدیل به معضل کاربرانی شده که با نگاهی خودبینانه و مطمئن از عقل کل بودن خود درصدند تا به دیگران بیاموزند کدام مطالب را باید خواند و از چه چیز باید صرف نظر کرد. این همان مقاومت منفیایی است که در طول تاریخ به اشکال مختلف در مقابل پدیدههای جدید از خود نشان دادهایم غافل از اینکه هر عنصر تازهای به شکل خاص خود، راهش را باز میکند.
عذر خواهم اگر این نوشته طولانی شما را خسته کرد.
ورودی دستهبندی شده در: نقد و نظر. برچسبها: رسانه،مطبوعات،اینترنت، پدیده های نو، مقاموت تاریخی.
3 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید


1.
مصطفا | اکتبر 30, 2011 در 7:08 ب.ظ.
دمادم عزیز،
با کلیت حرفات کاملا موافق هستم اوصلا نگاه متفرعن نسبت به دیگران اخلاق ناپسندی ست که باید ترک شود. اما در مورد عربی نشدن زبان فارسی نظر دیگری دارم که شرح و بسط زیادی میخواهد خلاصهاش این که موضوع بیشتر به ماهیت زبانی برمیگردد تا مسایل سیاسی اجتماعی.
2.
دمادم | اکتبر 30, 2011 در 7:48 ب.ظ.
بدیهی است که به ماهیت زبانی مربوط است اما عرب شدن فقط زبان نیست، اتفاقی که در ایران نیفتاد و آن به مقاومت فرهنگی مربوط است همان طور که در مقابل دیگر اقوام هم – از تاتار تا مغول- نوعی ایستادگی فرهنگی داشتیم.
3.
درخت ابدی | اکتبر 30, 2011 در 11:52 ب.ظ.
ما معمولا موضع دوگانهای در مقابل چیزای جدید داریم: هم پس میزنیم و هم ازشون استفاده میکنیم. در واقع، بین مقاومت و پذیرش مدام در رفت-و-آمدیم. سرچشمهی این رفتار عدم اطمینانه. در کنار این قضیه، خود-محوری هم نقش زیادی داره.